تغییر اقلیم چگونه چرخه طبیعی میوه‌دهی درختان را بر هم می‌زند؟

زمستان بی‌سرما، بهار بی‌شکوفه

زمستان بی‌سرما، بهار بی‌شکوفه

تهران-ایانا-هر سال با رسیدن به بهار، برخی باغداران با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شوند که برایشان ناآشنا نیست؛ درختانی که با وجود آبیاری، هرس و مراقبت‌های همیشگی، یا شکوفه‌های کمتری دارند، یا بخشی از شکوفه‌هایشان هرگز به میوه تبدیل نمی‌شود. در ظاهر، همه چیز مانند سال‌های گذشته پیش رفته است، اما تغییری که در نگاه نخست دیده نمی‌شود، در زمستان رخ داده است؛ فصلی که دیگر به اندازه گذشته سرد نیست.

کدخبر: 135921

به گزارش ایانا، یکی از دلایل این تغییر، پدیده‌ای است که در علوم باغبانی با عنوان «نیاز سرمایی» شناخته می‌شود؛ نیازی فیزیولوژیک که درختان خزان‌دار برای خروج از خواب زمستانه و آغاز طبیعی فصل رشد به آن وابسته‌اند.

«نیاز سرمایی» یا به‌طور فنی «ساعات سرمایی تجمعی»، به مجموع ساعت‌هایی گفته می‌شود که دمای هوا باید بین صفر تا هفت درجه سانتی‌گراد باشد تا فرایند شکست رکود زمستانه و بیداری جوانه‌ها به‌درستی انجام شود. در دوره رکود زمستانه، فعالیت متابولیکی درخت به حداقل می‌رسد و جوانه‌ها در حالت خواب قرار دارند. تنها زمانی که ساعات کافی سرما در طول زمستان تجمع پیدا کند، این خواب شکسته می‌شود و درخت آماده گل‌دهی خواهد شد.

اما روند تغییرات اقلیمی، این چرخه طبیعی را با اختلال روبه‌رو کرده است. طی سه دهه گذشته، زمستان‌های ایران نسبت به دهه ۱۳۷۰ حدود ۱.۳ درجه سانتی‌گراد گرم‌تر شده‌اند؛ افزایشی که از میانگین جهانی نیز بیشتر است. در نتیجه، تعداد شب‌هایی که دمای هوا به کمتر از هفت درجه سانتی‌گراد می‌رسد کاهش یافته و بسیاری از درختان فرصت لازم برای تأمین نیاز سرمایی خود را از دست می‌دهند.

پیامد این تغییر، تنها به کاهش تعداد شکوفه‌ها محدود نمی‌شود. زمانی که آستانه سرمای مورد نیاز تأمین نشود، گل‌دهی ناقص یا نامنظم خواهد بود، کیفیت میوه کاهش می‌یابد، شکل و رنگ میوه‌ها تغییر می‌کند و گرده گیاه نیز قدرت باروری کمتری پیدا خواهد کرد.

در سوی دیگر این معادله، تابستان‌هایی قرار دارند که هر سال گرم‌تر از گذشته می‌شوند. افزایش دما به بیش از ۴۰ درجه سانتی‌گراد در باغ‌ها، در دوره رشد سریع میوه می‌تواند موجب از بین رفتن مغز میوه، آسیب شدید سلولی و حتی مرگ سلول‌های گیاهی شود؛ تنشی که مستقل از نیاز سرمایی، خود به تنهایی توان آسیب رساندن به درختان را دارد.

این چرخه زمانی پیچیده‌تر می‌شود که آغاز رکود زمستانه نیز به تعویق بیفتد. اگر پاییز دیرتر سرد شود، عمق خواب درختان افزایش می‌یابد و نیاز سرمایی آن‌ها بیشتر می‌شود؛ در حالی که زمستان‌ها کوتاه‌تر و گرم‌تر از گذشته شده‌اند. به این ترتیب، هر سال بخشی از نیاز سرمایی تأمین‌نشده به سال بعد منتقل می‌شود و این چرخه، آثار خود را بیش از گذشته بر میوه‌دهی باغ‌ها بر جای می‌گذارد.

این تغییر تنها یک هشدار اقلیمی نیست؛ آثار آن اکنون در بسیاری از باغ‌های کشور قابل مشاهده است. از شمال‌غرب تا مناطق مرکزی ایران، گونه‌های مختلف باغی با توجه به نیاز سرمایی متفاوت خود، به شکل‌های مختلف تحت تأثیر این روند قرار گرفته‌اند.

بادام، هلو و زردآلو از جمله محصولاتی هستند که با نیاز سرمایی نسبتاً پایین، بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ ساعت، زودگل محسوب می‌شوند و با نخستین گرمای زمستان از خواب بیدار می‌شوند. در مقابل، محصولاتی مانند سیب، گیلاس و گردو برای خروج از رکود به حدود ۱۰۰۰ تا ۱۸۰۰ ساعت سرما نیاز دارند و به همین دلیل، زمستان‌های کوتاه و گرم، آن‌ها را بیش از سایر محصولات در معرض کمبود سرما قرار می‌دهد.

پسته نیز اگرچه در گروه محصولات با نیاز سرمایی متوسط قرار می‌گیرد، اما میزان این نیاز در ارقام مختلف آن یکسان نیست. برای نمونه، رقم اکبری حدود ۱۲۰۰ ساعت سرما نیاز دارد، در حالی که رقم کله‌قوچی با حدود ۶۰۰ ساعت سرمای زمستانه از خواب خارج می‌شود.

در نهایت، هنگامی که محصولاتی با نیازهای سرمایی متفاوت، از بادام با حدود ۲۰۰ ساعت تا گردو با حدود ۱۸۰۰ ساعت، هم‌زمان از دو سو؛ یعنی کمبود سرمای زمستان و تنش گرمای تابستان، تحت فشار قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان این وضعیت را صرفاً یک بحران منطقه‌ای یا یک نوسان فصلی دانست.

آنچه در حال شکل‌گیری است، تغییری تدریجی در شرایط اقلیمی کشاورزی ایران است؛ تغییری که هر سال آثار آن پررنگ‌تر می‌شود و مسئولیت نهادهای حمایتی را در قبال خسارت‌هایی که نه از یک حادثه ناگهانی، بلکه از یک روند قابل پیش‌بینی ناشی می‌شود، بیش از گذشته آشکار می‌کند.

 

خبرنگار، ریحانه رفیعی

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید