چه کسی زمینهای پدربزرگ را کشت خواهد کرد؟
زمین مانده است، اما کشاورز...
تهران-ایانا- در بسیاری از روستاهای ایران، هنوز صبح با بوی خاک و صدای تراکتور آغاز میشود. زمینها همچنان زیر کشت میروند، محصول برداشت میشود و چرخه تولید غذا ادامه دارد. اما پشت این تصویر آشنا، تغییری آرام جریان دارد؛ تغییری که شاید امروز کمتر دیده شود، اما میتواند آینده کشاورزی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
نسلی که سالها بار تولید غذا را بر دوش کشیده، آرامآرام در حال سالخورده شدن است و در مقابل، ورود نسل جوان به کشاورزی با همان سرعت اتفاق نمیافتد. پرسش اینجاست که اگر این روند ادامه پیدا کند، چه کسی زمینهای امروز را در سالهای آینده کشت خواهد کرد؟
آمارهای رسمی نیز همین تصویر را نشان میدهند. نتایج سرشماری عمومی کشاورزی سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران نشان میدهد میانگین سنی بهرهبرداران کشاورزی کشور به ۵۳ سال رسیده و بیش از ۶۰ درصد آنان بالای ۵۰ سال سن دارند؛ به این معنا که بخش عمده تولید غذا بر دوش نسلی قرار گرفته که به تدریج به پایان سالهای فعالیت خود نزدیک میشود.
اما مسئله تنها افزایش سن بهرهبرداران نیست
پشت این اعداد، شکاف دیگری نیز دیده میشود؛ شکافی میان کشاورزی سنتی و نیازهای امروز تولید. همان سرشماری نشان میدهد ۲۳ درصد بهرهبرداران توانایی خواندن و نوشتن ندارند. شاید این آمار در نگاه نخست تنها یک شاخص آموزشی به نظر برسد، اما در عمل میتواند به معنای دشوارتر شدن دسترسی بخشی از تولیدکنندگان به آموزشهای فنی، دستورالعملهای نوین و فناوریهایی باشد که امروز نقش مهمی در افزایش بهرهوری دارند.
در سوی دیگر، سهم بهرهبردارانی که تحصیلات دانشگاهی مرتبط با کشاورزی دارند، تنها حدود ۲ درصد از مجموع بیش از ۴ میلیون و ۲۸۷ هزار بهرهبردار کشور است؛ نسبتی که نشان میدهد فاصله میان دانش تخصصی کشاورزی و مزرعه همچنان قابل توجه است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کشاورزی امروز بیش از گذشته به مدیریت منابع، فناوری و دانش فنی وابسته شده است.
همزمان، بازار کار نیز روند مشابهی را روایت میکند. سهم بخش کشاورزی از اشتغال کشور از بیش از ۲۰ درصد در سال ۱۳۸۸ به حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد در سالهای اخیر کاهش یافته و تعداد شاغلان این بخش به حدود ۳.۴ میلیون نفر رسیده است؛ روندی که از کاهش تدریجی حضور نیروی کار در کشاورزی حکایت دارد.
این تغییر تنها در بازار کار دیده نمیشود. ترکیب جمعیتی روستاها نیز در حال دگرگونی است. بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن، سهم جمعیت روستایی ایران از ۳۸.۳ درصد در سال ۱۳۷۵ به ۲۸.۵ درصد در سال ۱۳۹۰ کاهش یافته است؛ تغییری که به طور مستقیم بر ساختار نیروی انسانی بخش کشاورزی اثر گذاشته و روند سالخورده شدن بهرهبرداران را تشدید کرده است.
این روند البته محدود به ایران نیست
بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، سهم جوانان در نظامهای کشاورزی و غذایی جهان طی کمتر از دو دهه از ۵۴ درصد به ۴۴ درصد کاهش یافته و صدها میلیون جوان در مناطقی زندگی میکنند که کشاورزی با افت بهرهوری روبهروست.
در کنار هم قرار گرفتن این دادهها، تصویری فراتر از یک تغییر جمعیتی ترسیم میکند. از یک سو، میانگین سنی تولیدکنندگان غذا در حال افزایش است و از سوی دیگر، ورود نیروهای جوان و متخصص با همان شتاب اتفاق نمیافتد. همزمان، بخشی از بهرهبرداران نیز به دلیل محدودیتهای آموزشی، دسترسی کمتری به فناوریها و دانش روز دارند.
مجموع این روندها میتواند در بلندمدت بر ظرفیت تولید داخلی غذا اثر بگذارد و امنیت غذایی را با چالشهای تازهای روبهرو کند.
شاید مسئله امروز فقط این نباشد که جوانان، کشاورزی را شغل آینده خود نمیبینند؛ مسئله اصلی این است که اگر این روند ادامه یابد، در سالهای آینده چه کسانی قرار است مسئولیت تولید غذای کشور و حفظ پایداری زمینهای کشاورزی را بر عهده بگیرند؟
خبرنگار، ماریا سلیمانزاده
دیدگاه تان را بنویسید