باران آمد، بحران آب نرفت
وقتی بارندگی، بحران آب را پنهان میکند
تهران-ایانا- بارندگیهای امسال در بسیاری از مناطق کشور، این تصور را ایجاد کرده که فشار کمآبی بر بخش کشاورزی کاهش یافته و شاید بتوان از عبور موقت بحران آب سخن گفت. اما کارشناسان منابع آب معتقدند واقعیت آن چیزی نیست که تنها از آمار بارشها یا حتی شاخصهای بهرهوری آب در مزارع دیده میشود.
در سالهای اخیر، بخش مهمی از سیاستهای مدیریت آب در کشور بر افزایش بهرهوری متمرکز بوده است؛ رویکردی که از نظر فنی قابل دفاع به نظر میرسد. با این حال، علی مختاران، عضو هیئت علمی بخش آبیاری و زهکشی مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی در گفتوگو با خبرنگار ایانا، معتقد است این شاخص به تنهایی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت منابع آب کشور ارائه دهد.
به گفته او، بهرهوری آب معمولاً از نسبت عملکرد محصول به میزان آب برداشتشده محاسبه میشود؛ شاخصی که بیش از هر چیز در سطح مزرعه معنا پیدا میکند. در نتیجه ممکن است یک مزرعه با استفاده از روشهای نوین آبیاری یا مدیریت بهتر، عملکرد بیشتری نسبت به آب مصرفی داشته باشد، اما این موضوع الزاماً به معنای بهبود وضعیت منابع آب در مقیاس کلان نیست.
همین تفاوت نگاه، یکی از نقاط اصلی اختلاف میان آن چیزی است که در مزرعه دیده میشود و آنچه در سطح حوزههای آبریز رخ میدهد. درواقع زمانی که مقیاس بررسی از مزرعه به دشت یا حوزه آبریز تغییر میکند، مشخص میشود که در بسیاری از مناطق کشور همچنان نوعی نبود توازن در توزیع آب وجود دارد؛ بهگونهای که بخشهای بالادست از آب بیشتری بهرهمند میشوند، در حالی که پاییندست با کمبود آب، شوری خاک و تنش خشکی مواجه است.
از همین رو، بخشی از صرفهجوییهایی که در آمارها ثبت میشود، از نگاه این پژوهشگر «صرفهجویی ظاهری» است. به این معنا که «برداشت آب کاهش یافته، اما مصرف واقعی آن تغییر محسوسی» نکرده است.
مختاران تأکید میکند صرفهجویی واقعی زمانی اتفاق میافتد که علاوه بر کاهش برداشت، مصرف واقعی آب نیز کاهش یابد و منابع آزادشده برای اهدافی همچون حفظ محیط زیست، تالابها و پایداری سفرههای آب زیرزمینی اختصاص پیدا کند.
این موضوع، پرسش مهمی را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد؛ آیا افزایش بهرهوری در سطح مزرعه به تنهایی میتواند بحران آب را حل کند؟
پاسخ مختاران منفی است. او معتقد است بدون تغییر نگاه از مزرعه به حوزه آبریز، دستیابی به مدیریت پایدار منابع آب امکانپذیر نخواهد بود، زیرا در این شرایط ارتباط میان بخشهای مختلف تأمین و مصرف آب به صورت یکپارچه دیده نمیشود.
در همین چارچوب، «حسابداری آب» به عنوان ابزاری برای پُر کردن این خلأ مطرح میشود. به گفته این عضو هیئت علمی، حسابداری آب با تجمیع دادههای مختلف، تصویری جامع از منابع و مصارف آب در کل حوزه ارائه میدهد و مشخص میکند چه میزان آب وارد هر حوزه میشود، چگونه مصرف میشود، چه میزان بازگشت دارد و در کدام نقاط مصرف یا برداشت از حد تعادل خارج شده است.
بر این اساس خروجی این نظام تحلیلی میتواند نشان دهد کدام مناطق با مصرف بیش از حد، کدام بخشها با بهرهوری پایین و کدام الگوهای کشت با فشار بیشتری بر منابع آب مواجه هستند.
در نهایت، آنچه از این تحلیل برمیآید این است که بارشهای مناسب و افزایش بهرهوری آب در مزارع، لزوماً به معنای حل بحران آب نیست. تا زمانی که وضعیت منابع آب در مقیاس حوزههای آبریز مورد ارزیابی قرار نگیرد، ممکن است بخشی از واقعیت در پشت آمارهای امیدوارکننده پنهان بماند؛ واقعیتی که پاییندست بسیاری از حوزههای آبریز همچنان آن را با کمبود آب، شوری خاک و تنش خشکی تجربه میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید