از وعده آب تا محدودیت کشت؛ روایت برنج‌کاران یک روستای اصفهان

نشاهایی که با تردید کاشته شدند

نشاهایی که با تردید کاشته شدند

اصفهان-ایانا-مهدی هر چند قدم یک بار می‌ایستد، کمرش را صاف می‌کند و دوباره خم می‌شود. دسته‌های نشا از قبل در بخش‌های مختلف شالیزار روی آب قرار داده شده‌اند و او هر بار چند بوته برمی‌دارد و در گل می‌نشاند. آفتاب هنوز به میانه آسمان نرسیده، اما گرمای تیرماه از حالا خودش را نشان داده است. مردهای دیگری هم کمی آن‌طرف‌تر، در سکوت، همان کار را تکرار می‌کنند. فقط گاهی چند جمله کوتاه میانشان رد و بدل می‌شود؛ جمله‌هایی که بیشتر از برنج، درباره آب است.

کدخبر: 136151

مهدی، امسال فقط ۵۰۰ متر از هزار متر زمینش را برنج کاشته است. همان‌طور که نشاها را در خاک می‌نشاند، می‌گوید: «اگر قرار بود آب نباشد، از همان اول می‌گفتند. ما هم مثل سال‌های قبل، اصلاً برنج نمی‌کاشتیم.»

چند ماه پیش، با جاری شدن آب زاینده‌رود، به کشاورزان این منطقه اعلام شد که امسال امکان کشت برنج وجود دارد. همین خبر برای مهدی و بسیاری از کشاورزان روستا کافی بود تا کار را آغاز کنند؛ بذر خریدند، خزانه گرفتند، زمین را آماده کردند، کود و سم تهیه کردند و برای شخم، تسطیح زمین و آماده‌سازی شالیزار هزینه پرداختند.

در کشاورزی، بعضی تصمیم‌ها را نمی‌توان به عقب برگرداند. وقتی خزانه آماده شد و نشا به مرحله انتقال رسید، دیگر تغییر محصول به سادگی ممکن نیست. اما هنوز نشاکاری به پایان نرسیده بود که خبر دیگری رسید: «به دلیل کمبود آب، امکان تأمین آب مورد نیاز همه زمین‌های زیر کشت وجود ندارد.»

بعد از آن، به کشاورزان اعلام شد که تنها نیمی از زمین‌های خود را برنج بکارند. هم‌زمان، مسئولان منطقه از آنها خواستند اگر نگران کمبود آب هستند، آب مورد نیاز خود را از منابع دیگر مانند تهیه منبع آب، تأمین کنند و همچنین توصیه کردند مطابق الگوی کشت، محصولاتی مانند ماش که نیاز آبی کمتری دارند، جایگزین برنج شود.

مهدی می‌گوید مشکل آنها با اصل الگوی کشت نیست؛ مشکل، زمانی است که این تصمیم بعد از آغاز کار اعلام می‌شود. «اگر از همان اول می‌گفتند آب نیست، ما هم مثل سال‌هایی که اجازه کشت برنج داده نمی‌شد، فکر دیگری می‌کردیم. بخشی از زمین را ماش می‌کاشتیم یا محصول دیگری که آب کمتری بخواهد. اما وقتی اجازه کشت داده شد، ما هم بر همان اساس برنامه‌ریزی کردیم.»

او دستش را به سمت شالیزار می‌گیرد و ادامه می‌دهد: «تا این مرحله دیگر هزینه‌ها انجام شده بود؛ بذر خریده بودیم، خزانه گرفته بودیم، کود و سم زده بودیم، زمین را آماده کرده بودیم و برای کارگر هم پول داده بودیم. دیگر نمی‌شود وسط راه گفت همه اینها را کنار بگذار.»

چند ردیف آن‌طرف‌تر، یکی دیگر از کشاورزان که مشغول نشاکاری است، بدون اینکه سرش را بلند کند، می‌گوید: «کشاورز اگر از اول تکلیفش را بداند، با همان شرایط خودش را وفق می‌دهد. مشکل این است که وسط کار، برنامه عوض شود.»

photo_2026-07-08_09-07-30

در سال‌های گذشته، نام برنج در اصفهان بیشتر با محدودیت و ممنوعیت گره خورده است. کاهش منابع آب باعث شده در سال‌های مختلف، اجازه کشت برنج در بسیاری از مناطق داده نشود و کشاورزان به سمت محصولاتی بروند که آب کمتری نیاز دارند. گاهی هم کشاوزران زمین زراعی خود را به باغ تبدیل می‌کردند. بسیاری از کشاورزان این روستا هم می‌گویند اگر امسال نیز از ابتدا اعلام می‌شد که آب کافی برای کشت برنج وجود ندارد، تصمیم دیگری می‌گرفتند و کشت خود را بر همان اساس تنظیم می‌کردند. اما آنها می‌گویند این بار شرایط متفاوت بود؛ ابتدا مجوز کشت صادر شد و بعد، در میانه کار، محدودیت اعلام شد.

 

بحث فقط فروش محصول نیست

مهدی می‌گوید: «بخشی از برنج را می‌فروشیم و بخش دیگری را برای مصرف خودمان نگه می‌داریم. اگر برنج نکاریم، آخر سال باید برنج مورد نیاز خانواده را از بازار بخریم. با این قیمت‌ها، این هم خودش هزینه کمی نیست.»

برای بسیاری از خانواده‌های این منطقه، برنج فقط یک محصول کشاورزی نیست. کشت آن، علاوه بر تأمین بخشی از درآمد و معیشت خانوار، ریشه در سنتی و میراثی دارد که نسل به نسل در این روستاها ادامه پیدا کرده و بخشی از هویت روستاها نیز با همین شالیزارها شکل گرفته است.

همین موضوع باعث شده پیشنهاد کشت محصولی مانند ماش، برای همه کشاورزان پاسخ یکسانی نداشته باشد. آنها می‌گویند شاید بخشی از زمین را بتوان به محصول دیگری اختصاص داد، اما جای برنجی را که قرار است غذای یک سال خانواده باشد، محصول دیگری پر نمی‌کند.

خورشید حالا بالاتر آمده است. گرما روی شالیزار سنگینی می‌کند، اما کار ادامه دارد. مردها از کنار دسته‌های نشا عبور می‌کنند، چند بوته برمی‌دارند و ردیف‌های سبز را کامل‌تر می‌کنند. فصل نشاکاری کوتاه است و هیچ‌کس نمی‌تواند منتظر روشن شدن تکلیف آب بماند. بیشتر نگرانی‌ها، نه برای امروز، که برای هفته‌های آینده است؛ زمانی که بوته‌های برنج برای رشد، بیش از هر چیز به آب نیاز دارند.

مهدی می‌گوید: «وقتی نشا را کاشتی، دیگر مسئولش هستی. نمی‌شود رهایش کرد. حالا همه امیدمان این است که آب تا آخر فصل برسد.» او دوباره خم می‌شود و چند بوته دیگر را در گل می‌نشاند.

photo_2026-07-08_09-48-45

ردیف‌های سبز، آرام‌آرام سراسر شالیزار را پر می‌کنند؛ شالیزاری که امسال فقط نیمی از آن زیر کشت رفته است. اما برای کشاورزانی که در آن کار می‌کنند، نگرانی فقط به همان نیمه محدود نمی‌شود. آنها می‌گویند کشاورز با کم‌آبی غریبه نیست و سال‌هاست خود را با محدودیت‌های آب تطبیق داده است. آنچه امسال برایشان دشوار بود، تغییر تصمیمی بود که پس از آغاز کشت، همه برنامه یک فصل زراعی را به هم زد؛ فصلی که برای آنها فقط فصل تولید نیست، فصل تأمین معاش و غذای یک سال خانواده نیز هست.

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید