چرا دانش کشاورزی به همه مزارع نمیرسد؟
رشد تولید با اتکای به دانش؛ شکافی که هنوز در مزرعه باقی مانده است
تهران- ایانا- تولیدات کشاورزی ایران در پنج دهه گذشته بیش از پنج برابر شده و از حدود ۲۵ میلیون تن به حدود ۱۳۰ میلیون تن رسیده است؛ رشدی که در شرایط کاهش منابع آب، محدودیت زمین و سرمایهگذاری نهچندان گسترده رخ داده است. با این حال، همچنان بخش بزرگی از کشاورزان کشور از فناوریها و دانش فنی جدید بهره کافی نمیبرند؛ موضوعی که به گفته رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی، ریشه در محدودیتهای مالی، کوچک بودن مزارع، سطح تحصیلات بهرهبرداران و دشواری انتقال دانش دارد.
به گزارش ایانا، اگر قرار باشد تنها یک عامل برای افزایش تولیدات کشاورزی کشور در نیمقرن گذشته نام برده شود، آن عامل به گفته مسئولان حوزه ترویج، نه افزایش زمینهای کشاورزی بوده و نه رشد منابع آبی؛ در این مدت، میانگین بارندگی کشور کاهش یافته، منابع خاکی با چالشهای مختلف روبهرو بودهاند و سرمایهگذاری در بخش کشاورزی نیز متناسب با نیازها رشد نکرده است. با وجود این شرایط، تولیدات کشاورزی کشور از حدود ۲۵ میلیون تن به حدود ۱۳۰ میلیون تن رسیده است.
رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی، عامل اصلی این رشد را نفوذ دانش، افزایش بهرهوری، ورود فناوریهای جدید، استفاده از ارقام نوین و انتقال یافتههای تحقیقاتی به مزارع و واحدهای تولیدی میداند.

به گفته ابوالفضل فرجی، سطح زیرکشت کشور طی حدود ۵۰ سال گذشته افزایش چشمگیری نداشته و رشد آن بیش از حدود ۲۵ درصد نبوده است. از سوی دیگر، میانگین بارندگی کشور از حدود ۲۷۰ میلیمتر به کمتر از ۲۳۰ میلیمتر رسیده و وضعیت منابع خاکی نیز بهبود محسوسی نداشته است. در چنین شرایطی، رشد بیش از پنج برابری تولیدات کشاورزی نشان میدهد دانش و فناوری تا چه اندازه در افزایش بهرهوری نقش داشتهاند.
وقتی دانش به همه بهرهبرداران نمیرسد
با وجود این دستاوردها، انتقال دانش و فناوری به همه کشاورزان با سرعت و کیفیت یکسانی انجام نشده است. به گفته فرجی، حدود ۹۰ درصد کشاورزان کشور را کشاورزان متوسط و ضعیف تشکیل میدهند؛ گروهی که عمدتاً دارای اراضی کوچک هستند و از نظر سرمایه در گردش، امکانات، لجستیک و دسترسی به منابع پایه با محدودیتهایی مواجهاند.
این محدودیتها سبب شده است که بخشی از بهرهبرداران نتوانند به اندازه کشاورزان پیشرو از فناوریهای جدید، توصیههای فنی و یافتههای تحقیقاتی استفاده کنند. در نتیجه، میانگین بهرهوری در بسیاری از مزارع کوچک پایینتر از ظرفیت واقعی آنها باقی مانده است.
سواد؛ عاملی تعیینکننده در پذیرش فناوری
یکی دیگر از چالشهای مطرحشده از سوی رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی، وضعیت تحصیلی بهرهبرداران است. براساس آمار ارائهشده، از حدود چهار میلیون و ۳۰۰ هزار بهرهبردار بخش کشاورزی، تنها ۱۰ درصد دارای تحصیلات بالاتر از کاردانی هستند.
در مقابل، بررسی وضعیت کشاورزان نمونه کشور تصویر متفاوتی ارائه میدهد. سال گذشته ۱۵۷ بهرهبردار نمونه در بخش کشاورزی انتخاب و معرفی شدند که حدود ۶۰ درصد آنها دارای تحصیلات بالاتر از فوقدیپلم بودند.
این تفاوت به اعتقاد فرجی نشان میدهد که سطح سواد و دانش تا چه اندازه در دریافت دانش فنی، استفاده از فناوریهای نوین و افزایش بهرهوری نقش دارد و چرا بخشی از کشاورزان سریعتر از دیگران به سمت استفاده از روشهای جدید حرکت میکنند.
۷۰ هزار کشاورز پیشرو؛ ظرفیتی برای کاهش شکاف دانشی
برای کاهش فاصله میان دانش تولیدشده و دانش بهکارگرفتهشده در مزارع، مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی روی ظرفیت کشاورزان پیشرو نیز حساب باز کرده است.
فرجی میگوید حدود ۷۰ هزار کشاورز پیشرو در کشور شناسنامهدار هستند که طی حدود ۴۰ سال انتخاب کشاورزان نمونه شناسایی شدهاند. این گروه میتوانند بهعنوان حلقه واسط میان مراکز تولید دانش و کشاورزان خردهپا عمل کنند و انتقال تجربه و دانش فنی را در سطح مزارع تسهیل کنند.
سرمایهگذاری؛ حلقه مکمل انتقال فناوری
در کنار آموزش و ترویج، مسئله سرمایهگذاری نیز یکی از عوامل مؤثر در گسترش استفاده از فناوریهای نوین کشاورزی است. به گفته رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی، توان بخش دولتی برای سرمایهگذاری در این حوزه محدود است و توسعه کشاورزی بدون مشارکت بیشتر بخش خصوصی امکانپذیر نخواهد بود.
او معتقد است افزایش سودآوری فعالیتهای کشاورزی میتواند زمینه جذب سرمایهگذاری بیشتر را فراهم کند و بخشی از مشکلات کشاورزان در دسترسی به فناوری و تجهیزات نوین را کاهش دهد.
در همین راستا، سامانهای برای حمایت از شرکتهای دانشبنیان و فناور بخش کشاورزی پیشبینی شده است تا شرکتهای دارای دانش فنی مورد تأیید بتوانند محصولات و فناوریهای خود را به کشاورزان معرفی کنند.
فاصلهای که هنوز باید پر شود
مرور آمارهای تولید نشان میدهد دانش و فناوری طی دهههای گذشته نقش مهمی در افزایش تولیدات کشاورزی کشور داشتهاند؛ اما آمارهای مربوط به سطح تحصیلات بهرهبرداران، ساختار مزارع و وضعیت سرمایهگذاری نیز نشان میدهد که هنوز فاصله قابل توجهی میان تولید دانش و استفاده گسترده از آن در همه مزارع وجود دارد.
فاصلهای که به نظر میرسد کاهش آن، بیش از هر چیز به ترکیبی از آموزش، ترویج، سرمایهگذاری و استفاده از ظرفیت کشاورزان پیشرو و شرکتهای فناور وابسته باشد؛ مسیری که میتواند بهرهوری را در میان طیف وسیعتری از بهرهبرداران افزایش دهد.
دیدگاه تان را بنویسید