وقتی آب کم میشود، همه چیز تغییر میکند
کوچ از دل زمینهای ترکخورده
تهران-ایانا- گرمای ۳۰ درجهای، هوای بخش محمدیه در جنوب قزوین را سوزانده است؛ جایی که دیگر از خنکای همیشگی فصل خبری نیست. سالهاست باران کمتر به این منطقه سر میزند و گرمای هوا هر سال بیشتر از سال قبل بر زمین مینشیند.
روزگاری آب قناتها با فنجان و ساعت آفتابی میان کشاورزان تقسیم میشد، اما امروز بسیاری از همان قناتها خشک شدهاند، زمینها ترک خوردهاند و بسیاری از جوانان روستا برای یافتن شغلی دیگر، راه حاشیه کلانشهرها را در پیش گرفتهاند. این تصویر تنها به محمدیه محدود نمیشود؛ نمونهای از تغییری است که در سالهای اخیر در بخشهای مختلف کشور دیده میشود؛ تغییری که تنش آبی را از یک مسئله صرفاً محیطزیستی، به بحرانی با پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی جمعیتی تبدیل کرده است. بر اساس گزارشی که ایرنا پیشتر منتشر کرده بود، تنش آبی پدیدهای انسانساخت است که زمانی شکل میگیرد که میزان مصرف منابع آب، به شکل معناداری از منابع آب تجدیدپذیر در دسترس پیشی بگیرد.
همچنین دادههای مرکز تحقیقات کیفیت آب نیز نشان میدهد میانگین بارندگی سالانه ایران حدود ۲۲۸ میلیمتر است؛ رقمی که تنها حدود یکسوم میانگین جهانی به شمار میرود. در عین حال، توزیع بارش نیز در کشور یکنواخت نیست؛ در حالی که برخی مناطق شمالی بیش از ۱۵۰۰ میلیمتر بارندگی دریافت میکنند، این رقم در بخشهایی از جنوب شرق کشور به کمتر از ۵۰ میلیمتر میرسد؛ تفاوتی که مدیریت منابع آب را بیش از پیش پیچیده کرده است.
کشاورزی؛ نخستین جایی که تغییر را نشان میدهد
پیامدهای این وضعیت، پیش از هر جا در مزارع دیده میشود؛ جایی که کمبود آب، شیوه تولید را به تدریج تغییر داده است. در بسیاری از مناطق، کشاورزان ناچار شدهاند الگوی کشت خود را تغییر دهند و به جای محصولات پرآببر، به سراغ گیاهان مقاومتری مانند پسته و زعفران بروند. در برخی مناطق نیز حتی این تغییر کافی نبوده و کاهش سطح زیر کشت، تنها راه ادامه فعالیت کشاورزی شده است. همزمان، استفاده از بذرهای اصلاحشده که به آب کمتری نیاز دارند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ هرچند تأمین این بذرها همچنان با محدودیتهای وارداتی و هزینههای بالا همراه است. حسنزاده، رئیس جهاد کشاورزی بخش محمدیه قزوین، میگوید استفاده از بذرهایی که اصلاحات ژنتیکی روی آنها انجام شده، توانسته مصرف آب برخی محصولات را کاهش دهد. به گفته او، برای تولید گندم که پیش از این حدود هشت هزار مترمکعب آب مصرف میشد، اکنون با استفاده از این بذرها میزان مصرف به حدود پنج هزار مترمکعب رسیده است. تغییر تنها به بذر محدود نمانده است. روشهای آبیاری نیز دگرگون شدهاند و آبیاری قطرهای به تدریج جای آبیاری غرقابی را گرفته است. اگرچه این تغییر به کاهش مصرف آب کمک کرده، اما کاهش رطوبت هوا و پیامدهای احتمالی آن بر اقلیم محلی و کیفیت محصولات، از جمله موضوعاتی است که مورد توجه کارشناسان قرار دارد.
در مجموع، آنچه امروز در مزارع دیده میشود، تنها کاهش منابع آب نیست؛ بلکه مجموعهای از تغییرات در الگوی کشت، فناوری تولید و شیوه آبیاری است که نشان میدهد تنش آبی، ساختار کشاورزی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
از مزرعه تا حاشیه شهر
پیامدهای کمآبی، به زمینهای کشاورزی محدود نمیشود و زندگی کشاورزان را نیز دستخوش تغییر کرده است. وقتی امکان ادامه فعالیت در مزرعه از بین میرود، بسیاری از کشاورزان ناچار به ترک روستا میشوند و مقصد بسیاری از آنها، حاشیه شهرهای بزرگ است؛ جایی که اغلب مهارت متناسب با بازار کار شهری ندارند و ناچار به فعالیت در مشاغل غیررسمی، کمدرآمد و ناپایدار میشوند. ادامه این روند، تنها به تغییر محل زندگی یک خانواده ختم نمیشود. گسترش حاشیهنشینی، افزایش فشار بر زیرساختهای شهری، کاهش کیفیت زندگی و شکلگیری برخی آسیبهای اجتماعی، بخشی از زنجیره پیامدهایی است که از کمبود آب آغاز میشود اما دامنه آن به بخشهای مختلف جامعه میرسد. به همین دلیل، تنش آبی دیگر تنها یک مسئله محیطزیستی نیست؛ بحرانی است که اقتصاد، کشاورزی، جمعیت و ساختار اجتماعی را همزمان تحت تأثیر قرار میدهد.
وقتی راهکارها روی کاغذ میمانند
با وجود آنکه طی سالهای گذشته راهکارهای مختلفی برای مدیریت تنش آبی و کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی تدوین شده، اجرای بسیاری از این برنامهها آنگونه که انتظار میرفت پیش نرفته است. آنچه در عمل دیده میشود، نشان میدهد فاصله میان برنامهریزی و اجرا همچنان یکی از چالشهای اصلی این حوزه است. بخشی از این فاصله، به وضعیت نیروهای اجرایی بازمیگردد. به گفته تهیهکننده این گزارش، پایین بودن حقوق و مزایای کارشناسان کشاورزی، انگیزه و احساس مسئولیت بخشی از نیروهای تخصصی را کاهش داده است؛ موضوعی که بر کیفیت آموزشهای ترویجی و نظارتهای میدانی نیز اثر گذاشته است.
در کنار این مسئله، محدودیت منابع مالی نیز بر روند اجرای برنامهها سایه انداخته است. کمبود بودجه در وزارت جهاد کشاورزی و مراکز پژوهشی وابسته، موجب شده بخشی از برنامههای آموزشی، حمایتی و توسعهای با کندی یا محدودیت اجرا شود و بسیاری از فناوریهای نوین با سرعت مورد انتظار به مزارع راه پیدا نکنند.
از سوی دیگر، استفاده از بذرهای اصلاحشده که یکی از ابزارهای کاهش مصرف آب به شمار میرود، همچنان با موانعی روبهرو است. قیمت بالای این بذرها و دشواری واردات، دسترسی بسیاری از بهرهبرداران را به این فناوری محدود کرده و باعث شده فاصله میان آنچه از نظر فنی امکانپذیر است و آنچه در مزرعه اجرا میشود، همچنان باقی بماند. در چنین شرایطی، مسئله فقط نبود راهکار نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر اجرای آنهاست. وقتی آموزش، بودجه، فناوری و امکانات اجرایی همزمان با محدودیت روبهرو باشند، حتی برنامههایی که از نظر کارشناسی قابل دفاع هستند نیز نمیتوانند به نتایج مورد انتظار برسند. همین مسئله سبب شده تنش آبی، صرفاً به یک چالش فنی در مدیریت منابع آب محدود نماند، بلکه به موضوعی تبدیل شود که موفقیت یا ناکامی آن، به عملکرد مجموعهای از عوامل اقتصادی، مدیریتی و اجرایی وابسته است.
در این میان، دو راهکار بیش از دیگر موارد مورد توجه قرار گرفته است؛ راهکارهایی که بیش از آنکه بر تدوین برنامههای جدید تکیه داشته باشند، بر نزدیکتر کردن دانش و تجربه به مزرعه تأکید میکنند.
یکی از این پیشنهادها، «ایجاد مزارع الگویی» در مناطق مختلف کشاورزی است؛ مزارعی که با استفاده از روشهای نوین آبیاری، بذرهای اصلاحشده و الگوهای کشت کمآببر، بتوانند نتایج عملی این روشها را در معرض دید کشاورزان قرار دهند. هدف از این مزارع، ارائه یک نمونه واقعی از کشاورزی سازگار با کمآبی است تا بهرهبرداران بتوانند آثار آن را از نزدیک مشاهده کنند. در کنار آن، بر تقویت نقش آموزشی جهاد کشاورزی نیز تأکید شده است؛ اما نه از طریق کلاسهای تئوری، بلکه با برگزاری کارگاههای عملی در روستاها و مزارع و حضور مستمر کارشناسان در کنار کشاورزان. رویکردی که آموزش را از فضای اداری به محیط واقعی تولید منتقل میکند و امکان نظارت بر اجرای توصیههای فنی را نیز فراهم میسازد.
با این حال، اجرای همین راهکارها نیز به تأمین بودجه و تقویت انگیزه نیروهای کارشناسی وابسته است؛ موضوعی که به نظر میرسد همچنان یکی از حلقههای مفقوده مدیریت تنش آبی در بخش کشاورزی باشد.
مسئله فقط کمبود آب نیست
کمبود آب، امروز فقط میزان تولید محصولات کشاورزی را تحت تأثیر قرار نداده است. تغییر الگوی کشت، استفاده از بذرهای اصلاحشده، جایگزینی روشهای نوین آبیاری و در برخی مناطق، کاهش سطح زیر کشت، بخشی از تغییراتی است که کشاورزان برای ادامه فعالیت با آن روبهرو شدهاند. در کنار این تحولات، محدودیت منابع مالی، دشواری دسترسی به فناوری و چالشهای اجرایی نیز سرعت سازگاری بخش کشاورزی با شرایط جدید را کاهش داده است. همزمان، اثرات این تغییرات از مرز مزرعه فراتر رفته است. بخشی از کشاورزانی که دیگر امکان ادامه فعالیت نداشتهاند، روستا را ترک کردهاند و به حاشیه شهرها رفتهاند؛ جابهجاییای که تنها تغییر محل زندگی نیست و بر اشتغال، خدمات شهری و ساختار اجتماعی نیز اثر میگذارد. ایجاد مزارع الگویی، گسترش آموزشهای میدانی، تأمین بذرهای اصلاحشده و تقویت نقش کارشناسان کشاورزی، از جمله اقداماتی است که برای سازگاری بیشتر بخش کشاورزی با کمآبی مطرح میشود. تحقق این اقدامات اما به تأمین منابع مالی، رفع موانع اجرایی و استمرار آموزش در سطح مزارع وابسته است.
زمینهای ترکخورده محمدیه، قناتهای خشکشده و تغییر شیوه کشت، هر کدام بخشی از یک واقعیت بزرگتر را روایت میکنند؛ اینکه تنش آبی دیگر فقط یک مسئله اقلیمی نیست. این پدیده، امروز بر نحوه تولید غذا، شیوه زندگی روستایی و آینده بسیاری از مناطق کشاورزی کشور اثر گذاشته است؛ واقعیتی که نشان میدهد مدیریت آب، تنها به حفظ منابع آبی محدود نمیشود و با پایداری تولید و ماندگاری جمعیت در روستاها نیز گره خورده است.
خبرنگار، مبینا فراهانی جوکار
دیدگاه تان را بنویسید