تشییع خورشید
تهران- ایانا- خورشید بر شانههای مردم به غرب تهران رسید، دل کندن سخت است آقاجان، چیزی به همجواری با شمس ایران باقی ندارید.
آفتاب نیمه تیرماه تهران سر بر نیاورده بود که مردم تهران به خیابان آمدند، شانههای استوار مردم شجاع تهران برای تشییع خورشید ولایت آماده میشد.
پایتخت بیقرارتر از همیشه، بیقرارتر از همه این 4 ماه، پس از آن نهمین روز سرد اسفند بود، مردم آمده بودند خورشید را تشییع کنند، رهبر شهیدشان را بدرقه کنند تا برای همیشه از تهران کوچ کنند.

تاریخ امروز را نه قلمها و تصاویر بلکه قدمهای مردم در تقویم ثبت کردند، آقا قبل از آنکه شهید شوند بشارت بعثت مردم را داده بودند، و امروز تجلی بعث مردم فرا رسیده بود؛ حالا این خیابانهای 120 شبه تهران، این خیابانهای بیتاب، دریایی برای رسالت مردم ولایتمدار تهران است، رسالتی برای تشییع خورشید.
امروز تهران سراسر اشک بود و آه و امید؛ امروز تهران برخاسته بود، شانههایش میلرزید، اما مردمش روی پاهایشان محکم و استوار ایستاده بودند، امروز تهران اقیانوسی بود از محبت به رهبر و عشق به مراد.

راز این دلدادگی تهرانیها نه در این نیمقرن تاریخ، فراتر از خیابان ایران، فراتر از خیابان فلسطین و دانشگاه، فراتر از بیت رهبری و مصلی و اقامه و خطبههای نماز جمعه و عید فطر سالانه همیشگی است، رازی است که در شیدایی صداقت و شجاعت رهبرشان اکنون در همه خیابانها و میدانهای ایران آشکار شده است.
امروز آقا زائر قم و نجف و کربلا و مشهد است؛ تهرانیها عزداری میکردند، چاووشی هم میخوانند، اسفند و گل و کاسهای آب آورده بودند، برای بدرقه خورشید، برای بدرقه زائر مظلومشان؛ آقا جان تا همجواری همیشگی با آفتاب شرقی ایران، چند روزی بیشتر باقی نیست؛ سفرت به سلامت؛ دیدارمان به قیامت.

دیدگاه تان را بنویسید