سه میلیون هکتار تا هوشمندسازی آبیاری؛ مسئله فقط فناوری نیست
تهران-ایانا- بیش از سه میلیون هکتار از اراضی کشور همچنان به شیوه سنتی آبیاری میشود؛ عددی که در نخستین نگاه شاید فقط یک آمار در حوزه کشاورزی باشد، اما در کشوری که با کاهش منابع آب زیرزمینی، خشکسالی، فرونشست زمین و افزایش شوری آب و خاک مواجه است، معنای بسیار بزرگتری دارد. این عدد در واقع تصویری از فاصله میان وضعیت موجود مدیریت آب کشاورزی و آن چیزی است که برای ادامه تولید در ایران به آن نیاز داریم.
جعفر گوهرگانی، معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی، در نخستین نشست از سلسله نشستهای «فناوریهای مدیریت کمی و کیفی منابع آب» با عنوان «توسعه سامانههای آبیاری هوشمند» گفته است که بیش از سه میلیون هکتار از اراضی کشور همچنان به شیوه سنتی آبیاری میشود و حتی سامانههای نوین آبیاری اجراشده نیز باید به سمت مدیریت پیشبینانه و هوشمند حرکت کنند.
اهمیت این سخن در این است که مسئله آب کشاورزی ایران را نمیتوان صرفاً با جایگزین کردن یک لوله، قطرهچکان یا سامانه آبیاری به جای روش سنتی حل کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که بتواند کیفیت تصمیمگیری درباره آب را تغییر دهد؛ یعنی مشخص کند چه مقدار آب، چه زمانی و متناسب با چه شرایطی باید در اختیار گیاه قرار گیرد.
این ضرورت وقتی جدیتر میشود که هدفگذاری تولید کشاورزی را کنار وضعیت منابع آب قرار دهیم. به گفته معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی، جمعیت کشور در سال ۱۴۱۰ به حدود ۹۳ میلیون نفر خواهد رسید و در همان دوره، سطح اراضی آبی کشور کاهش خواهد یافت؛ با این حال تولید محصولات کشاورزی باید به بیش از ۱۵۰ میلیون تن برسد. معنای این معادله روشن است: قرار نیست با زمین و آب بیشتر تولید کنیم؛ باید با منابع محدودتر، تولید بیشتری داشته باشیم.
اینجاست که آبیاری هوشمند از یک فناوری جذاب به یک ضرورت مدیریتی تبدیل میشود. با این حال، یک خطر در مسیر هوشمندسازی وجود دارد: اینکه فناوری را با حل مسئله اشتباه بگیریم. خود گوهرگانی نیز تأکید کرده است که هدف توسعه آبیاری هوشمند نباید صرفاً کاهش مصرف آب باشد، بلکه افزایش بهرهوری آب باید در مرکز توجه قرار گیرد و فناوری باید «بر اساس مسئله» انتخاب شود، نه جذابیت فناوری.
این تفکیک مهم است. ممکن است یک مزرعه با استفاده از حسگر، دادههای اقلیمی و سامانههای خودکار، دقیقتر آبیاری شود؛ اما اگر در سطح حوضه آبریز همچنان برداشت از منابع زیرزمینی کنترل نشود، نمیتوان صرفاً با دیدن یک مزرعه هوشمند گفت بحران آب حل شده است. هوشمندی واقعی زمانی اتفاق میافتد که اطلاعات مزرعه به تصمیمگیری درباره منابع آب متصل شود.
به همین دلیل است که اشاره معاون آب و خاک به «حسابداری آب» اهمیت ویژهای دارد. او حسابداری آب را یکی از زیرساختهای هوشمندسازی دانسته و تأکید کرده است که مزرعه هوشمند باید به حوزه آب هوشمند متصل شود.
در واقع، پیش از آنکه بتوانیم درباره مدیریت هوشمند آب صحبت کنیم، باید بدانیم آب کجا، چه مقدار و برای چه منظوری مصرف میشود. فناوری بدون داده، و داده بدون نظام تصمیمگیری، نمیتواند به مدیریت هوشمند منجر شود.
از سوی دیگر، خود وزارت جهاد کشاورزی اذعان دارد که سطح عملیاتی آبیاری هوشمند در ایران هنوز گسترده نیست و اقدامات انجامشده عمدتاً در قالب طرحهای پایلوت بوده است. بنابراین فاصله میان «شناخت ضرورت» و «اجرای گسترده» همچنان قابل توجه است.
پر کردن این فاصله البته فقط با اختصاص بودجه برای خرید تجهیزات ممکن نیست. گوهرگانی از ضرورت تغییر حمایت مالی از «خرید فناوری» به «خرید نتیجه» سخن گفته است؛ رویکردی که اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند انگیزه شرکتهای فناور را از فروش تجهیزات به ارائه راهحل واقعی تغییر دهد. همچنین مدیریت هوشمند آب، بنا بر همین اظهارات، موضوعی فرابخشی است و همکاری وزارتخانههای جهاد کشاورزی و نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت ارتباطات، سازمان هواشناسی و دیگر نهادها را میطلبد.
سه میلیون هکتار آبیاری سنتی، بنابراین فقط یک عقبماندگی فناورانه نیست؛ نشانهای از یک مسئله بزرگتر است. ایران همزمان باید تولید بیشتری داشته باشد، با زمین آبی کمتر کار کند و منابع آبی در حال کاهش را نیز حفظ کند. پاسخ به چنین معادلهای ناگزیر از فناوری عبور میکند، اما در فناوری متوقف نمیشود.
«آبیاری هوشمند زمانی میتواند بخشی از پاسخ بحران آب ایران باشد که از «مزرعه هوشمند» به «حکمرانی هوشمند آب» برسیم.» در غیر این صورت، ممکن است کشاورزی ما هوشمندتر شود، اما آب کشور همچنان با همان منطق گذشته مصرف شود.
دیدگاه تان را بنویسید