روابطعمومی در خط مقدم روایت؛ ثبت تاریخ شفاهی پیش از فراموشی
در بحرانها، آنچه در ذهن مردم ماندگار میشود فقط خبر نیست، بلکه روایت انسانی وقایع است و روابطعمومی با تبدیل تجربههای پراکنده به حافظه جمعی، در حال تاریخنگاری زنده جامعه است.
ساعت هنوز به هشت صبح نرسیده و بوی تند قهوه در راهروی ساختمان پیچیده است. یکی از همکاران با عجله وارد میشود و زیر لب میگوید: «اگر این خبر درست و سریع ثبت نشود، کمی بعد هر کس با دید خودش آن را روایت خواهد کرد.»
همان لحظه، در میان همان کلمات، رسالت روابط عمومی در ذهنمان دوباره متبادر میشود: انتشار روایت اول...
در روز روابط عمومی، شاید بد نباشد از همین نقطه شروع کنیم؛ از لحظهای که واقعیت هنوز شکل نگرفته و فقط تکهتکه در اذهان پراکنده است، و این روابط عمومی است که باید آن را به روایت اول تبدیل کند؛ روایتی قابلفهم، قابلاعتماد و قابلرجوع.
در تجربههای اخیر جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، یک واقعیت بیش از همیشه خود را نشان داد: میدان فقط در جغرافیا نیست، در روایت هم هست و گاهی حتی قبل از آنکه نتیجهای در میدان مشخص شود، در اذهان شکل میگیرد.
در یکی از همان روزهای پرتنش، همکار جوانی فایل صوتی کوتاهی از یک کشاورز در منطقهای درگیر برایم فرستاد. صدای مرد میلرزید؛ نه فقط از ترس، بلکه از ابهام. میپرسید: «الان باید چه کنیم؟» و مهمتر از آن، میپرسید: «چه کسی آنچه را که اینجا اتفاق افتاد روایت خواهد کرد؟» آن فایل صوتی، از صدها گزارش رسمی اثرگذارتر بود؛ چون روایت بود، نه فقط خبر.
اینجاست که نقش روابطعمومی از انتقالدهندگی خبر به تاریخنگاری زنده تغییر میکند. کار ما فقط اطلاعرسانی نیست؛ ما در حال ثبت تاریخ شفاهی هستیم، آن هم در لحظهای که وقایع هنوز در حال رخدادن است و گرد و غبارش فرو ننشسته.
تاریخ شفاهی جنگها فقط مجموعهای از گزارشهای عملیاتی نیست. آنچه در حافظه مردم میماند، جزئیات انسانی است، اضطراب یک تماس تلفنی، تصمیم حیاتی یک مدیر، سکوت و بهت مردم پس از شنیدن یک خبر، یا امیدی که در میانه بحران در دلها همچنان زنده است. اگر روابط عمومی در این لحظهها حاضر نباشد، این جزئیات یا حذف میشوند یا جای خود را به روایتهای سادهانگارانه و گاه نادرست میدهند.
در وزارت جهاد کشاورزی، ما با زیست مردم سر و کار داریم؛ با سفره، با امنیت غذایی، با زمین و محصول. همین موضوع، مسئولیت روایت را سنگینتر میکند؛ چون هر روایت اشتباه، فقط یک خطای رسانهای نیست، بلکه میتواند بر اعتماد عمومی به زنجیره تأمین و سیاستگذاری امنیت غذایی اثر بگذارد.
ثبت روایت، فقط جمعآوری داده نیست؛ انتخاب است. انتخاب آنچه باید گفته شود، چگونه گفته شود، و از زبان چه کسی روایت شود. اینجاست که روابط عمومی باید همزمان سه نقش را ایفا کند: شنونده دقیق، نویسنده مسئول و آرشیوگر بی طرف.
بیطرفی در اینجا به معنای بیحسی نیست؛ به معنای وفاداری به واقعیت انسانی است.
مهمترین تغییر در سالهای اخیر این است که «تاریخ در حال نوشته شدن است» و بعداً نوشتن تاریخ کافی نیست. اگر ما ننویسیم، دیگران خواهند نوشت؛ با فاصله، با حذف، یا با اغراق.
در پایان، شاید بتوان گفت روابطعمومی در چنین ساختاری، بیش از هر چیز یک کار ساده اما سخت انجام میدهد: تبدیل تجربههای پراکنده به حافظه جمعی. حافظهای که اگر درست شکل بگیرد، نه فقط برای پاسخ به امروز، بلکه برای فهم فردا هم قابل استفاده خواهد بود. و شاید روز روابطعمومی، بهترین بهانه باشد برای یادآوری همین حقیقت ساده که ما فقط کار خبری انجام نمیدهیم؛ ما حافظهها را میسازیم.
علی محمدزاده وردین | دستیار ویژه رئیس مرکز روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی
دیدگاه تان را بنویسید