سنگرهای طلایی، سفره‌های آرام / روایتی از فرماندهان خاموش امنیت غذایی در روزهای التهاب

سنگرهای طلایی، سفره‌های آرام / روایتی از فرماندهان خاموش امنیت غذایی در روزهای التهاب

تهران- ایانا- قهرمانان خط مقدم این نبرد، کشاورزانی بودند که در اوج نااطمینانی، زمین را رها نکردند. آن‌ها می‌دانستند که هر بذرِ کاشته شده، به معنای یک روز مقاومت بیشتر برای کشور است.

کدخبر: 134367

صدای آژیر ممتد اخبار و تیترهای دلهره‌آور در شبکه‌های اجتماعی، خوراکِ هر لحظه‌ی این روزهای پرالتهاب بود؛ روزهایی که انتظار می‌رفت ترس از آینده‌ای مبهم، مردم را برای خرید هیجانی و انبار کردن آذوقه به سمت فروشگاه های مواد غذایی سرازیر کند. با این حال، صبح روز بعد، وقتی کرکره‌ی فروشگاه‌ها بالا رفت، نه از قفسه‌های غارت‌شده خبری بود و نه از صف‌های طولانی و چهره‌های نگران. در دلِ این طوفان خبری، آرامشی عجیب در جریان تامین مایحتاج روزمره موج می‌زد که خلق آن، نیازمند یک هماهنگیِ خاموش اما قدرتمند در پس‌زمینه‌ی تامین غذای کشور بود

در جنگ‌های مدرن، خالی شدن قفسه فروشگاه‌ها می‌تواند به اندازه سقوط یک شهر، ضربه روانی در پی داشته باشد. هجوم مردم به سوپرمارکت‌ها و احتکار خانگی، اولین نشانه فروپاشی امنیت روانی جامعه است. اما آنچه در این مدت تجربه کردیم، تصویری کاملاً متفاوت بود. فروشگاه‌ها پر ماندند و آرامش در سبد خرید مردم حفظ شد. این ثبات، یک تصادف نبود

قهرمانان خط مقدم این نبرد، کشاورزانی بودند که در اوج نااطمینانی، زمین را رها نکردند. آن‌ها می‌دانستند که هر بذرِ کاشته شده، به معنای یک روز مقاومت بیشتر برای کشور است. کشاورزی که با وجود نگرانی از آینده، تراکتورش را روشن کرد، در واقع در حال ساختن یک سپر دفاعی برای تک‌تک شهروندان بود

یک مثال بارز این تعهد، آغاز برداشت گندم است. برداشت خوشه‌های طلایی گندم بدون کوچکترین وقفه و مشکلی آغاز شد. این یعنی چرخ دنده‌های تامین غذای اساسی کشور، فارغ از هر هیاهویی، با دقت و قدرت در حال چرخش است. صدای موتور کمباین‌ها در مزارع، کمتر از صدای غرش جت‌های جنگنده امنیت‌آفرین نبود.

در کنار کشاورزان، دامداران و مرغداران بخش دیگری از این پادگان بزرگ امنیت غذایی را تشکیل دادند. موجود زنده شرایط جنگی و بحران نمی‌شناسد؛ آب، دان و علوفه می‌خواهد و هرگونه اخلال در تامین نهاده‌ها می‌تواند به تلفات میلیونی و بحران گوشت و لبنیات منجر شود

دامداران ما شبانه‌روز بیدار ماندند. آن‌ها با وجود نوسانات احتمالی و استرس‌های ناشی از اختلال در زنجیره تامین، اجازه ندادند چرخه تولید پروتئین کشور متوقف شود. مدیریت یک واحد مرغداری یا دامداری در شرایطی که هر لحظه ممکن است سیستم حمل و نقل مختل شود، نیازمند شجاعتی مثال‌زدنی است

توزیع‌کنندگان و عمده‌فروشان نیز در این زنجیره، با تزریق مداوم کالا به شبکه خرده‌فروشی، نقش مهمی ایفا کردند. آن‌ها با شیفت‌های کاری مضاعف، فروشگاه‌ها را پیش از بیدار شدن شهروندان پر می‌کردند تا صبح فردا، هیچ شهروندی با قفسه خالی روبه‌رو نشود

در راس این هرم و به عنوان مغز متفکر این عملیات عظیم، وزارت کشاورزی و دستگاه‌های متولی تنظیم بازار قرار داشتند. مدیریت بحران در سطح کلان، نیازمند تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای و رصد ثانیه به ثانیه آمارهاست

تزریق به موقع نهاده‌های دامی، استفاده دقیق از ذخایر استراتژیک، هماهنگی با ناوگان ترابری و جلوگیری از ایجاد گره‌های لجستیکی، اقداماتی بود که در راهروهای وزارتخانه برنامه‌ریزی و اجرا شد. آن‌ها با پیش‌بینی نقاط بحران‌زا، قبل از آنکه کمبودی در بازار احساس شود، مسیر تامین را هموار کردند.

این هم‌افزایی بی‌نظیر میان دولت به عنوان سیاست‌گذار و مردم به عنوان تولیدکننده و توزیع‌کننده، یک کلاس درس کامل از پدافند غیرعامل بود. وقتی زنجیره از بالاترین مقام وزارتخانه تا آن کشاورز در دورافتاده‌ترین روستای کشور یک‌صدا و هماهنگ عمل کند، هیچ تحریم و تهدیدی کارگر نخواهد بود.

دشمنانی که روی آشفتگی داخلی و شورش‌های ناشی از گرسنگی حساب باز کرده بودند، با دیواری از وفور نعمت و ثبات بازار مواجه شدند. این بزرگترین شکست برای ماشین جنگ روانی آن‌ها بود که می‌خواستند با خالی نشان دادن انبارها، امید را در دل مردم بکشند.

فردا که برای خرید یک قرص نان ساده یا یک بطری شیر به فروشگاه محله رفتید، به این مسیر طولانی و پرالتهاب فکر کنید. به دستانی که در دل بحران لرزیدند اما متوقف نشدند. امنیت غذایی امروز ما، مدیون فرماندهان و سربازان خاموشی است که نگذاشتند سفره‌هایمان بوی جنگ بگیرد.

 

 

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید