کلاس"شجره طیبه" در بهشت
جنگ، بمباران و تعطیلات نوروز همه کلاسها و مدارس ایران را تعطیل کرده به جز مدرسه "شجره طیبه"، بچهها دور هم جمعند دور هم نه کنار هم آرام و ساکت معلمها هم هستند، کلاس درس وسط بهشت زهرای میناب.
روز اول سال است، سال تحصیلی نه؛ سال نو، مادرها همه آمدند، پدرها و برادرها هم هستند، شاید دانش آموزان کتابی، دفتری، لقمهای جاگذاشتهاند، شاید هم جلسه اولیا و مربیان است، نه احتمالا کارنامه میدهند که خانوادهها آمدند؛ اما روز اول سال؟
عجیب است خیلی دانش آموزان ساکتی هستند، نه صدای جیغی و خندهای، نه دویدنی، سکوت است محض و مطلق؛ در صفهای مرتب کنار هم هستند؛ معلمها هم اینجا هستند وسط حیاط کنار بچهها.
عید آمده اما انگار مدرسه تعطیل نیست؛ میزها سنگی و تک نفره است ! اسم هر کدام از بچهها بالای آن نوشته شده؛ کامل و روی میزشان پرچم کشور پهن است؛ مادرها و پدرها هم سر همین میز نشستهاند، زنگ کدام کلاس و کدام درس است؟ تاریخ ؟ جغرافیا؟ هنر ؟
کلاس درس ۱۶۵ نفری است؛ معلمها همه هم سر همین کلاس هستند؛ مدرسه تعطیل نیست؟!! سال، نو شده، اما هیچکس هبچ تبریکی نمیگوید، هیچکس هیچ لباس نویی به تن ندارد، مادران سر میز زمزمهای زیر لب دارند، شعری میخوانند، آیه ای یا زمزمهای؛ لالایی ... شاید هم نمرات کارنامه بچهها را میخوانند.
بچههای "شجره طیبه" حالا چند هفتهای است که وسط بهشت زهرا (س) کلاس برگزار میکنند، درس مظلومیت و معصومیت، درسی که جهان به اصطلاح آزاد را با همه شعارهای فریبندهاش مردود و سرافکنده کرده، البته اگر وجدان داشته باشند.
شجره طیبه تا ابد وسط بهشت زهرای میناب هر روز سال کلاس درس دارد؛ از سر صبح، بچههایش آرام و ساکت با لبخندهای شیرین همینجا پشت این میزهای سنگی نشستهاند.
میناب اگر میآیید، دیگر سراغ شهر را نگیرید، مستقیم بیایید بهشت ، سال نو را به کسی تبریک نگویید، دنبال آثار تاریخی دیگری نگردید، تاریخ اینجا وسط بهشت متوقف شده است.
دیدگاه تان را بنویسید