روایتی از «تستاژ»، جایی که آینده ژنها نوشته میشود
در قلبِ امنیت غذایی
واحد «تستاژ» مرکز تولید و اصلاح ژن دام سنگین کشور، نقطه شروع تولید شیر و گوشت کشور است، جایی که امنیت غذایی کشور به آن گره خورده است.
تهران-ایانا-اینجا نقطه صفر امنیت غذایی کشور است؛ جایی که شاید نامش کمتر به گوشِ عامه مردم رسیده باشد، اما نبضِ اصلی سفرههای ما در آن میتپد. به «واحد تستاژ» آمدهایم؛ مجموعهای که در نگاه اول بیش از آنکه یک مرکز صنعتی باشد، شبیه به یک آزمایشگاه بزرگِ بیولوژیک است. اینجا محل تولد و اصلاح ژنهای دامهای سنگین است؛ کانونِ مرکزی که از آن، «نقشه راه» ژنتیکی دامها به سراسر کشور صادر میشود.
به محض ورود، نظم و دیسیپلین حاکم بر مجموعه، خودنمایی میکند. همهچیز بر مدارِ استانداردهای سختگیرانه میچرخد تا سلامت دامها، که سرمایه اصلی اینجاست، حتی برای لحظهای به مخاطره نیفتد. چرخِ تمام ماشینهایی که قصد ورود به مزرعه را دارند، پیش از عبور از دروازه ضدعفونی میشود؛ گویی وارد حریمی خاص شدهایم. در این مجموعه، از محمد رسول خوشنیت، مدیر مجموعه، تا تکتک کارکنان بخش کنترل کیفی، همه با نوعی تعهد و تبحرِ مثالزدنی در حال فعالیتاند؛ گویی هر کدام قطعهای از یک پازل بزرگ هستند که تصویر نهاییاش، تامین امنیت غذایی یک ملت است.
در میانه بازدید، پا به بخش کنترل کیفیت گذاشتیم. از مریم رهبر، مدیر این بخش، درباره روزهای سخت و پرفشار پرسیدم. پاسخ او کوتاه اما عمیق بود: «در روزهای جنگ، ما لحظهای کار را بر زمین نگذاشتیم.» چه رشادتهای کوچک و بزرگی که در سایه رخ میدهند و دیده نمیشوند، اما ستونهای امنیت غذایی کشور را سرپا نگه میدارند.
کمی بعد، به بخش اسپرمگیری رسیدیم. پشت شیشههای ضخیم و شفاف، فرآیند را تماشا کردیم. رسول خوشنیت، با همان حوصله و دانشی که از یک مدیرِ متخصص انتظار میرود، جزئیات فنی را میشکافت. در حین بازدید، نگاهم به وسیلهی یکی از کارکنان افتاد؛ وسیلهای شبیه به یک کلت کوچک به آن آویزان بود. با تعجب و لبخندی کنجکاوانه پرسیدم: «این سلاحه؟» خندهای کرد و گفت: «نه! این ابزارِ شناسایی دامهاست؛ یک بارکدخوان هوشمند که هویت هر دام را در کسری از ثانیه برای ما فاش میکند.»
در همین فضا، با سحر بیاتی، مسئول فنی فارم، همکلام شدم. از او درباره راهبردهای نوین اصلاح ژنتیک در جهان پرسیدم. انتظار داشتم با واژههای ثقیل علمی روبهرو شوم، اما بیاتی با سادگی و عمق گفت: «جهانِ امروز به سمتِ «دامهای بهرهورتر و سبزتر» حرکت میکند. با اصلاح ژنتیک، گاوهایی پرورش دادهایم که جثهشان کوچکتر است. این یعنی خوراک کمتر میخورند و به تبع ، متان کمتری تولید میکنند.» او ادامه داد: «میدانید که گاوها یکی از متهمان اصلی تغییرات اقلیمی هستند؛ این تغییرِ کوچک در ژنتیک، قدمی بزرگ برای مهربانی با زمین است. تازه، این دامها مشکلات اسکلتی کمتری دارند و دردِ پایِ کمتر، یعنی زندگی باکیفیتتر برای دام.»
بیاتی با اشاره به گذشتهای که فکر میکردیم « جثه بزرگتر، بهتر»، به واقعیتی اشاره کرد که علم آن را دگرگون کرده است: «کیفیت و کمیتِ محصول، دیگر به هیکلِ بزرگ وابسته نیست.» وقتی از او پرسیدم که آیا این دستاورد در همین مزرعه هم پیاده شده؟ با افتخار به چند گاو در دوردست اشاره کرد و گفت: «دقیقاً همینجا! آنها خروجی همین نگاه علمی هستند.»
در پایانِ گشتوگذارمان، دوباره با مدیر مجموعه در فضای سبز کنارِ مزرعه ایستادیم؛ آن هم در حضور «آذر»، گاوِ عظیمالجثهی مجموعه که در حال چرا بود. خوشنیت از اهمیتِ استراتژیک این واحد گفت: «حملونقلِ دامهای زنده برای اصلاحنژاد، دشوار و پرهزینه است. اما وقتی ما ژنها را اصلاح میکنیم، تولیدمثل را در هر نقطه از کشور و حتی جهان، ممکن میسازیم.» او اشاره کرد که محصولاتشان حالا به کشورهای همسایه مثل عراق، افغانستان، تاجیکستان و لبنان هم صادر میشود.
او کلامش را با جملهای تمام کرد که چکیده تمامِ آنچه امروز دیدیم بود: «طراحی و مدیریتِ نسلهای آینده دامهای شیری و گوشتی، هسته مرکزی فعالیت ماست. خروجیِ این کار، بهینهسازی ضریب تبدیل خوراک به محصول نهایی است؛ این یعنی ما با ابزارِ دانش، داریم بهرهوریِ تمام دامداریهای کشور را بالا میبریم. این، مستقیمترین راه برای تقویتِ سفرههای مردم است.»
شگفتانگیز است که پشتِ این سکوتِ مزرعه، دنیایی از فناوری و تلاش جریان دارد تا فردای امنیت غذایی کشور، با اطمینانِ بیشتری فردا را آغاز شود.
دیدگاه تان را بنویسید