تجربه انسداد تنگه هرمز؛ چرا امنیت غذایی جهان به تاب‌آوری بیشتری نیاز دارد؟

تجربه انسداد تنگه هرمز؛ چرا امنیت غذایی جهان به تاب‌آوری بیشتری نیاز دارد؟

تهران-ایانا-بر اساس گزارش اندیشکده Middle East Council on Global Affairs، بسته شدن یا اختلال در تردد از تنگه هرمز معمولاً با افزایش قیمت نفت و نگرانی درباره بازار انرژی همراه می‌شود، اما پیامدهای این آبراه راهبردی به مراتب فراتر از بازار نفت است.

کدخبر: 136244

به گزارش ایانا، اندیشکده شورای خاورمیانه برای امور جهانی با تمرکز بر امنیت غذایی هشدار می‌دهد که هرگونه اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز می‌تواند زنجیره جهانی تأمین نهاده‌های کشاورزی را دچار مشکل کرده و در نهایت بر تولید غذا، قیمت محصولات کشاورزی و امنیت غذایی میلیون‌ها نفر در جهان اثر بگذارد.

نویسندگان این گزارش معتقدند که بحران اخیر، بار دیگر آسیب‌پذیری نظام غذایی جهان را آشکار کرده است. از نگاه آنان، امنیت غذایی دیگر تنها به میزان تولید محصولات کشاورزی وابسته نیست، بلکه به پایداری زنجیره‌های تأمین، دسترسی به نهاده‌های تولید و توان کشورها برای مدیریت شوک‌های ژئوپلیتیکی نیز بستگی دارد.

یکی از مهم‌ترین محورهای گزارش، نقش کمتر دیده‌شده تنگه هرمز در تجارت جهانی کودهای شیمیایی است. اگرچه این آبراه بیشتر به‌عنوان مسیر انتقال نفت شناخته می‌شود، اما بخش قابل توجهی از تجارت دریایی اوره، آمونیاک و گوگرد جهان نیز از همین مسیر انجام می‌شود. این مواد از مهم‌ترین نهاده‌های تولید محصولات کشاورزی به شمار می‌روند و هرگونه اختلال در صادرات آنها می‌تواند با فاصله زمانی چندماهه، تولید محصولات غذایی را در بسیاری از کشورها کاهش دهد.

به اعتقاد نویسندگان، تأخیر در تأمین کودهای شیمیایی ممکن است پیامدهایی مانند کاهش عملکرد مزارع ذرت در شرق آفریقا، افت تولید برنج در آسیا یا افزایش قیمت گندم در شمال آفریقا را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل، آثار اختلال در تنگه هرمز تنها به روزها یا هفته‌های نخست بحران محدود نمی‌شود و ممکن است در فصل‌های بعدی کشت و برداشت خود را نشان دهد.

گزارش همچنین یادآور می‌شود که تجربه همه‌گیری کووید-۱۹ پیش‌تر نشان داده بود زنجیره جهانی غذا تا چه اندازه در برابر اختلال در حمل‌ونقل، تجارت و توزیع آسیب‌پذیر است. بحران تنگه هرمز نیز از نگاه نویسندگان، ضعف دیگری را آشکار کرد؛ وابستگی گسترده کشاورزی جهان به تعداد محدودی از تولیدکنندگان نهاده‌های کشاورزی.

در این میان، کشورهای خلیج فارس اگرچه واردکنندگان خالص مواد غذایی محسوب می‌شوند، اما به دلیل برخورداری از منابع عظیم گاز طبیعی، از تولیدکنندگان اصلی آمونیاک و اوره در جهان هستند. از این رو، اختلال در صادرات این محصولات می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد و بر امنیت غذایی کشورهای مختلف اثر بگذارد.

نویسندگان با اشاره به برآوردهای برنامه جهانی غذا، هشدار می‌دهند که تداوم درگیری در منطقه می‌تواند میلیون‌ها نفر دیگر را در معرض ناامنی غذایی قرار دهد. از نگاه آنان، حتی در صورت بازگشایی سریع تنگه هرمز، آثار اختلال در تأمین نهاده‌های کشاورزی تا چند فصل زراعی ادامه خواهد داشت، زیرا تولید محصولات کشاورزی بر پایه چرخه‌های زمانی مشخص انجام می‌شود و تأخیر در تأمین نهاده‌ها به‌راحتی قابل جبران نیست.

این گزارش در ادامه مجموعه‌ای از راهکارهای سیاستی را برای کاهش آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین پیشنهاد می‌کند. از جمله این راهکارها می‌توان به تقویت سامانه‌های هشدار سریع، بهبود سازوکارهای توزیع هدفمند غذا، توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و متنوع‌سازی منابع واردات کالاهای اساسی اشاره کرد. نویسندگان تأکید می‌کنند که اتکای بیش از حد به تعداد محدودی از تأمین‌کنندگان، ریسک اختلال در زنجیره‌های تأمین را افزایش می‌دهد.

یکی دیگر از پیشنهادهای مطرح‌شده، ایجاد یا تقویت ذخایر راهبردی کالاهای اساسی و نهاده‌های کشاورزی است. در گزارش به نمونه‌هایی مانند سازوکار ذخیره برنج در کشورهای عضو آسه‌آن و همچنین تجربه چین در ایجاد ذخایر راهبردی اشاره شده و این پرسش مطرح می‌شود که آیا کودهای شیمیایی نیز باید در بسیاری از کشورها به فهرست کالاهای راهبردی افزوده شوند. نویسندگان از تجربه قطر نیز یاد می‌کنند که در راهبرد ملی امنیت غذایی خود، کودهای شیمیایی را در زمره ذخایر راهبردی قرار داده است.

با این حال، گزارش تأکید می‌کند که ذخایر راهبردی تنها بخشی از راه‌حل هستند و نمی‌توانند آسیب‌پذیری ساختاری زنجیره‌های تأمین را از میان ببرند. از دیدگاه نویسندگان، کاهش وابستگی به مراکز محدود تولید نهاده‌های کشاورزی، نیازمند سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید، توسعه کودهای جایگزین و اصلاح الگوهای تولید کشاورزی است.

در بخش پایانی، گزارش نتیجه می‌گیرد که بحران تنگه هرمز تنها یک بحران انرژی نیست، بلکه هشداری درباره شکنندگی زنجیره‌های تأمین جهانی است. از نگاه نویسندگان، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که سیاست‌گذاری اقتصادی صرفاً بر پایه کاهش هزینه و افزایش کارایی، در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی دوام کافی ندارد. به همین دلیل، دولت‌ها باید در کنار بهره‌وری اقتصادی، افزایش تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین و حفاظت از کالاها و زیرساخت‌های حیاتی را نیز در اولویت قرار دهند.

در نهایت اینکه امنیت غذایی در دنیای امروز دیگر تنها به تولید محصولات کشاورزی وابسته نیست، بلکه به توان کشورها در مدیریت ریسک، حفظ جریان تجارت کالاهای راهبردی و افزایش تاب‌آوری در برابر بحران‌های بین‌المللی نیز بستگی دارد. از این منظر، تجربه تنگه هرمز می‌تواند درسی برای بازنگری در سیاست‌های امنیت غذایی و زنجیره‌های تأمین در بسیاری از کشورها باشد.

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید