حاشیهنگاری نشست خبری وزیر جهاد کشاورزی؛
وقتی سؤالها از پشت تریبون مهمتر میشوند
قرار بود فقط یک نشست خبری باشد؛ اما از همان دقایق ابتدایی مشخص بود این نشست قرار نیست خیلی زود تمام شود. ساعت ۸:۵۵ غلامرضا نوری وارد سالن توسعه شد و بیش از سه ساعت بعد، وقتی دوربینها هنوز روشن بودند و خبرنگاران همچنان پای میز وزیر ایستاده بودند، تازه میشد فهمید چرا این نشست برای اهالی رسانه متفاوت بود.
ساعت ۸:۳۰ صبح، سالن توسعه وزارت جهاد کشاورزی آرامآرام پر میشود؛ حدود ۹۰ خبرنگار، عکاس و تصویربردار آمدهاند تا چهارمین نشست خبری رسمی غلامرضا نوری را تجربه کنند. سالن توسعه گرد است و فاصله میان خبرنگار و وزیر، کمتر از همیشه به نظر میرسد. کولرها روی ۲۴ درجه تنظیم شدهاند؛ همان عددی که رئیسجمهور بر آن برای مدیریت مصرف انرژی تأکید کرده است.
وزیر ساعت ۸:۵۵ وارد سالن شد؛ بدون تشریفات اضافه، سریع و ساده. نه صفی از همراهان و نه مراسم خاصی برای ورود. مستقیم میرود سراغ نشست، سراغ اصل مطلب و گفتوگو با خبرنگاران؛ وعدهای که خودش در مراسم روز خبرنگار داده بود.
این چهارمین نشست خبری رسمی وزیر جهاد کشاورزی با اهالی رسانه است، البته عدد واقعی دیدارهای رسانهای او بیشتر از اینهاست؛ نوری در این دو سال، هشت نشست غیررسمی هم با اصحاب رسانه داشته است.
سالن توسعه هم برای خودش داستانی دارد. برخلاف سالنهای ردیفی و رسمی، اینجا آدمها به هم نزدیکترند؛ همدیگر را پیدا میکنند و فاصله وزیر با خبرنگار فقط چند صندلی است. چیزی که در ادامه نشست، خودش را نشان میدهد.
دمای سالن بیحساب انتخاب نشده؛ کولرها روی ۲۴ درجهاند، اما بحثهای میان وزیر و خبرنگاران گاهی دمای سالن را بالاتر هم میبرد؛ آن هم با خبرنگارانی که سؤالها را رگباری آماده کردهاند و وزیری که از پاسخ به هیچکدام طفره نمیرود و با وسواس جواب میدهد تا چیزی از قلم نیفتد.
نیمی از معاونان و اغلب مشاوران وزیر هم در سالن حضور دارند. قرار نیست فقط برای پر کردن صندلیها آمده باشند؛ قرار است بعد از پایان نشست هم بمانند و پای سؤالهای تخصصی خبرنگاران بنشینند؛ اگرچه کار به حدود ۳۰ دقیقه ایستادن هم کشید و خبرنگارانی که به این راحتی موقعیت خوب گفتوگو را رها نمیکنند، همچنان پای میز وزیر ماندند.
حدود ۳۰ دقیقه اول نشست به سخنان اختصاصی وزیر درباره عملکرد وزارتخانه گذشت و بعد، تریبون اصلی عملاً به خبرنگاران واگذار شد. اگرچه مجری تلاش میکرد نظم پرسشها حفظ شود، خبرنگاران هم چندان به تذکرها توجهی نداشتند و هر کدام تلاش میکردند بیش از یک سؤال بپرسند.
سؤالها خیلی زود از کلیات عبور کرد و رسید به جایی که همیشه برای مردم مهمتر است: معیشت، قیمتها، کالاهای اساسی و تولید.
البته جنس بعضی سؤالها فرق داشت؛ سیاسی، خاطرهای و حتی پینگپونگی هم شد. گاهی رفتوبرگشت سؤال و جواب، خودش تبدیل به یک بخش جذاب از نشست میشد. ۲۵ خبرنگار سؤال پرسیدند و با میانگین حدود دو سؤال برای هر خبرنگار، نزدیک به ۵۰ سؤال در فاصله حدود ۱۴۰ دقیقه مطرح شد. نوری اما تقریباً پای همه آنها ایستاد؛ با دقت گوش داد و شفاف توضیح داد.
سؤالها که حساستر شد، لحن وزیر تغییر محسوسی نکرد. پاسخها بیشتر با سند و سابقه همراه بود و گاهی خود پاسخ، مسیر فضای سالن را عوض میکرد.
یکی از داغترین رفتوبرگشتها میان وزیر و خبرنگار خبرگزاری دانشجو شکل گرفت؛ موضوع، خرید محصولات کشاورزی از آمریکا بود. ظرف یک دقیقه، گفتوگو تبدیل شد به یک رفتوبرگشت واقعی؛ سؤال، پاسخ، سؤال، پاسخ و دوباره سؤال.
در میانه همین بحث، وزیر هم سؤال خودش را مطرح کرد: «به نظر شما با پولهای بلوکهشده چه کار کنیم؟» و البته گریزی هم به گذشته زد و تأکید کرد که چنین تصمیمهایی مربوط به گذشته است.
خبرنگار بعدی سراغ شایعه «تخلف ۴۵ هزار میلیارد تومانی» رفت. وزیر این بار صریحتر پاسخ داد: «آمار و ارقام مطرحشده در گزارش، ناقص بوده است.»
فضای نشست، پاسخگو بودن را بهوضوح نشان میداد؛ حتی وقتی رأس ساعت طبق برنامه برق رفت! البته مجری از قبل اعلام کرده بود که چنین اتفاقی رخ خواهد داد و خوشبختانه وقفهای ایجاد نشد. چند ثانیه بعد، ژنراتور وارد مدار شد و برق برگشت.
کلیدواژههایی که وزیر مطرح میکرد، نخ تسبیح یک جریان ناب رسانهای بود: «امنیت غذایی»، «خودکفایی»، «تولید» و «الگوی کشت». هر کدام مسیری پیش روی خبرنگار میگذاشت تا از دل آن، سؤال و روایت تازهای شکل بگیرد.
صحبت از «جنگ» هم شد و نوری سر حرف دلش باز شد: «ما در حالی که یکی از طرفهای جنگ بودیم، نهتنها قحطی نداشتیم، بلکه حتی یک صف برای کالاهای اساسی هم تشکیل نشد؛ حالا کشورهایی بودند که درگیر جنگ نبودند، اما با آغاز جنگ، قحطی و کمبود را تجربه کردند.»
لپکلام حرفش این بود که آنچه دشمن برای امنیت غذایی کشور میخواست، اتفاق نیفتاد. به تعبیر خودش، «داغ تضعیف امنیت غذایی ایران به دل دشمنان ماند.» و کلیدواژههای خاص آقای وزیر هم اینجا خودش را نشان داد: «لطف خدا» و «غیرت مردم».
وقتی صحبت از جنگ شد، پای تفاهمنامه اسلامآباد میان ایران و آمریکا هم به میان آمد. وزیر آن را «سند افتخار ایران و ایرانی» دانست و توصیه کرد که «نباید با خودتخریبی، دستاورد ملی را تضعیف کرد.»
گاهی سؤالها خیلی شفاف نبود، اما نوری با دقت بنمایه سؤال را میگرفت و به آن پاسخ میداد. در میان همین گفتوگوها، یک جمله مهم هم از او شنیده شد: «سؤال، روایت اول است.»
منظورش روشن بود؛ خبرنگار فقط سؤالکننده نیست. سؤال درست میتواند گفتوگو را به مسیر درست ببرد و از دل یک پاسخ، روایت تازهای برای افکار عمومی شکل بگیرد.
نشست خبری وزیر جهاد کشاورزی جای کلیگویی نیست. اینجا عدد و رقم و آمار رد و بدل میشود؛ همان چیزی که خبرنگارها دوست دارند و همان چیزی که بعداً میتواند تبدیل به تیتر، خبر، گزارش و برش ویدئویی شود.
محفل رسانهای نوری البته فقط سؤال و جواب نیست؛ تقریباً همیشه چند «خبر خوب» هم دارد: تجهیز وزارت جهاد کشاورزی به سامانههای هوشمند و استفاده از هوش مصنوعی، خودکفایی پایدار در تولید گوشت مرغ، رشد تولید در آبزیپروری، باغبانی و گلخانهها، مقاومسازی کشاورزی در برابر خشکسالی و حمایت دولت از تولیدکنندگان.
یک چالش رسانهای هم البته جدا از اینها وجود داشت. تقریباً همه خبرنگاران حاضر، در خلال گفتوگوها از عملکرد وزارت جهاد کشاورزی در سه جنگ اخیر، بهویژه در تأمین و وفور کالاهای اساسی و جلوگیری از شکلگیری کمبودها، تقدیر کردند.
یکی از خبرنگاران بعد از نشست حرف جالبی زد: «این حجم از آمادهبودن برای پاسخ، شفاف و صریح جواب دادن و نشستن پای سؤالهای خبرنگاران، اتفاق خوبی است.»
صندلیها کمکم خالی میشوند، اما جلوی میز وزیر شلوغتر شده است. خبرنگاران جلو میآیند تا اگر وزیر قصد رفتن داشت، فرصت مصاحبه اختصاصی را از دست ندهند.
نوری در پایان، گفتوگوی اختصاصی خود را با صداوسیما انجام میدهد.
معاونان وزیر اما هنوز نرفتهاند؛ ایستادهاند و به سؤالهای خبرنگاران جواب میدهند.
بیش از ۲۰۰ دقیقه طوفانی در سالن توسعه؛ ۹۰ خبرنگار، عکاس و اهل رسانه، حدود ۵۰ سؤال و انبوهی عدد و رقم.
اما مهمتر از همه اینها، دغدغه مشترک رسانه و وزارت جهاد کشاورزی است: «امنیت غذایی».
امنیت غذایی فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ خط قرمز تابآوری کشور است.
امیررضا آزاده / خبرنگار
دیدگاه تان را بنویسید