مشاور رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی:
آموزش و ترویج، خلأ عملکرد گندم آبی را ۱۱.۷۷ درصد و گندم دیم را ۸.۴۱ درصد کاهش داد
تهران- ایانا- فاصله میان عملکرد واقعی گندم و عملکردی که در شرایط موجود میتوان به آن دست یافت، همیشه فقط به کمبود نهاده یا محدودیتهای اقلیمی برنمیگردد؛ گاهی تفاوت از جایی آغاز میشود که یک توصیه فنی باید از روی کاغذ به مزرعه برسد و کشاورز را برای اجرای آن متقاعد کند. تجربه اجرای برنامه ملی کاهش خلأ عملکرد گندم در سال زراعی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ نشان داد که آموزش و ترویج، در صورت پیوند با راهکارهای فنی و حضور در مزرعه، میتواند بخشی از این فاصله را کاهش دهد.
بر اساس اظهارات مشاور رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی هنگام اجرای این برنامه، خلأ عملکرد گندم آبی ۱۱.۷۷ درصد و گندم دیم ۸.۴۱ درصد کاهش یافت.
عبدالله موموندی در گفتوگو با ایانا افزود: «این برنامه در ۲۹ استان و منطقه جنوب کرمان و در ۳۲۳ منطقه هدف اجرا شد و ۸۷۲۹ گندمکار را در سطح ۱۰۳ هزار و ۶۱ هکتار تحت پوشش قرار داد.»

مسئله فقط انتقال توصیه فنی نبود
مشاور رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی با اشاره به تفاوت نتایج بهدستآمده در مناطق مختلف کشور گفت: «در برخی استانها میزان تحقق هدف کاهش خلأ عملکرد بالا بود و در برخی مناطق این میزان پایین یا حتی منفی ثبت شد.»
او یکی از دلایل این تفاوت را کیفیت برگزاری دورههای آموزشی، مسئلهیابی دقیق، راهکارهای فناورانه پیشنهادی و توانایی در متقاعدسازی گندمکاران دانست و افزود: «بنابراین نمیتوان صرفاً با ارائه یک توصیه فنی انتظار داشت که نتیجه مشابهی در همه مناطق حاصل شود.»
به گفته موموندی، شرایط اقلیمی و مدیریتی مناطق متفاوت است و در کنار آن، نحوه اجرای برنامه، کیفیت آموزش و میزان پذیرش راهکار از سوی بهرهبردار نیز در نتیجه نهایی نقش دارد.
او تأکید کرد: «تجربه این برنامه نشان داد که فاصله میان دانستن یک راهکار و اجرای آن در مزرعه، خود یکی از نقاط مهمی است که نظام آموزش و ترویج باید روی آن تمرکز کند.»
سایت الگویی، مدرسه مزرعه و کشاورز محوری در کنار هم
موموندی درباره شیوه اجرای برنامه گفت: «مدل اجرایی بر پایه «سایتهای جامع الگویی تولیدی-ترویجی» و با بهرهگیری از رهیافت مدارس مزرعهای کشاورزان شکل گرفت.»
او افزود: «در این مدل، مؤسسات تحقیقاتی، مروجان پهنه، شرکتهای دانشبنیان و کشاورزان محوری در یک ساختار شبکهای در کنار یکدیگر قرار گرفتند و بستههای فنی متناسب با مسائل تولید به بهرهبرداران ارائه شد.»
به گفته موموندی، آموزشهای حضوری، بازدیدهای گروهی، روز مزرعه و کارگاههای عملی در محل سایتهای الگویی از ابزارهای مورد استفاده در این برنامه بود.
او خاطرنشان کرد: «چون این برنامه یک مدل جامع است، نمیتوان گفت پذیرش نهایی توصیهها از سوی بهرهبردار دقیقاً تحت تأثیر یک روش اجرایی مشخص بوده است؛ ممکن است مجموع این کنشگریها در طول دوره در نهایت موجب متقاعد شدن بهرهبردار شده باشد.»
افزایش ۵۱۵ کیلوگرمی عملکرد گندم آبی
مشاور رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی درباره نتایج عملکردی این برنامه گفت: «در گندم آبی، عملکرد اولیه مناطق مورد بررسی ۳۹۳۰ کیلوگرم در هکتار بود که در مزارع تحت پوشش برنامه به ۴۴۴۵ کیلوگرم رسید؛ بنابراین ۵۱۵ کیلوگرم در هکتار افزایش عملکرد حاصل شد.»
او ادامه داد: «در گندم دیم نیز عملکرد از ۱۰۵۷ به ۱۱۸۴ کیلوگرم در هکتار رسید و افزایش عملکرد ۱۲۷ کیلوگرم در هکتار ثبت شد.»
موموندی گفت: «در مجموع، اجرای این برنامه در سطح بیش از ۱۰۳ هزار هکتار، حدود ۳۸ هزار و ۷۰۰ تن تولید اضافی ایجاد کرد که ارزش آن حدود ۷ هزار و ۹۴۶ میلیارد ریال برآورد شد.»
او اظهار داشت: «بر اساس این برآورد، حدود ۳۴ هزار تن از تولید اضافی مربوط به گندم آبی و حدود ۴۷۰۰ تن مربوط به گندم دیم بوده است.»
بازده اقتصادی آموزش و ترویج
موموندی با اشاره به بهدست آمدن نسبت منفعت به هزینه آموزش و ترویج در گندم آبی ۴.۸۸ و در گندم دیم ۳.۴۵، تأکید کرد: «این ارقام نشان میدهد که آموزش و ترویج، در صورتی که در قالب یک مداخله هدفمند و همراه با راهکارهای فنی اجرا شود، میتواند از نظر اقتصادی نیز قابل دفاع باشد.»
او افزود: «البته برای نسبت دادن دقیق تمام افزایش عملکرد به آموزش و ترویج باید عوامل دیگری که همزمان بر عملکرد اثر میگذارند نیز در نظر گرفته شوند و به همین دلیل، ارزیابیهای دقیقتر و چندساله میتواند تصویر روشنتری از سهم واقعی مداخلات آموزشی ارائه دهد.»
چرا عملکرد استانها یکسان نبود؟
موموندی با اشاره به دامنه متفاوت نتایج استانی گفت: «تفاوت عملکرد استانها یک پیام مهم برای سیاستگذاری دارد و آن اینکه برنامههای کاهش خلأ عملکرد نباید با یک نسخه واحد در سراسر کشور اجرا شوند.»
او توضیح داد: «در استانهایی که عملکرد ضعیفتری ثبت شده است، باید بررسی شود که آیا مسئله از کیفیت اجرا، کفایت آموزش، انتخاب راهکار فناورانه، نقش کشاورزان محوری یا موانع پذیرش فناوری ناشی شده است.»
به گفته موموندی، مسئلهیابی دقیق در سطح منطقه باید نقطه شروع مداخلات آینده باشد؛ زیرا راهکاری که در یک منطقه مؤثر است، الزاماً در منطقهای با شرایط متفاوت همان نتیجه را ایجاد نمیکند.
آموزش باید تا اجرای راهکار در مزرعه ادامه پیدا کند
مشاور رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی ادامه داد: «تجربه این برنامه ضرورت تقویت یادگیری مزرعهای، انتقال تجربه کشاورز به کشاورز و رهیافت مدارس مزرعهای را نشان میدهد.»
به اعتقاد موموندی آموزش و ترویج زمانی میتواند اثر بیشتری داشته باشد که با خدمات پشتیبان از جمله آزمون خاک، تأمین بهموقع نهاده، مشاوره فنی مستمر و پشتیبانی اعتباری همراه شود.
او تأکید کرد: «اگر بهرهبردار آموزش ببیند اما امکان اجرای توصیه فنی را نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت تمام ظرفیت آموزش به افزایش عملکرد تبدیل شود.»
گام بعدی؛ ارزیابی دقیقتر سهم آموزش
موموندی با اشاره به ضرورت ارتقای ارزیابی برنامههای کاهش خلأ عملکرد گفت: «برای اینکه در آینده بتوان سهم خالص آموزش و ترویج را با اطمینان بیشتری مشخص کرد، استفاده از مطالعات مقایسهای، گروههای شاهد، دادههای چندساله و شاخصهای دقیقتر اقتصادی و اجتماعی ضروری است.»
او خاطرنشان کرد: «تجربه اجرای برنامه ملی کاهش خلأ عملکرد نشان داد که آموزش و ترویج زمانی میتواند به ابزار مؤثر افزایش تولید تبدیل شود که از انتقال صرف اطلاعات عبور کرده و به مسئلهیابی، راهکاریابی، یادگیری در مزرعه و همراهی با کشاورز تا مرحله پذیرش و اجرا متصل شود.»
دیدگاه تان را بنویسید