تولید خرما در ایران؛ چالش‌ها، فرصت‌ها و الزامات پژوهشی-کاربردی به مناسبت روز ملی خرما

تولید خرما در ایران؛ چالش‌ها، فرصت‌ها و الزامات پژوهشی-کاربردی به مناسبت روز ملی خرما

تهران- ایانا- محی‌الدین پیرخضری، رئیس مؤسسه تحقیقات علوم باغبانی، در یادداشتی علمی ـ تحلیلی به مناسبت ۲۵ شهریور، روز ملی خرما، با تشریح جایگاه خرما در کشاورزی، اقتصاد و معیشت مناطق جنوبی کشور، بر ضرورت عبور از رویکرد افزایش صرف تولید و سطح زیرکشت و حرکت به سمت بهره‌وری آب، مدیریت علمی و هوشمند نخلستان‌ها، حفظ ذخایر ژنتیکی، کاهش ضایعات، توسعه فرآوری و افزایش ارزش افزوده و صادرات این محصول تأکید کرد.

کدخبر: 137880

25 شهریورماه، روز ملی خرما، فرصتی ارزشمند برای بازخوانی جایگاه این محصول راهبردی در کشاورزی، اقتصاد، اشتغال، امنیت غذایی و توسعه پایدار کشور و در عین حال تأملی جدی بر آینده صنعت خرمای ایران است. خرما برای ایران صرفاً یک محصول باغی نیست؛ بلکه بخشی از میراث کشاورزی، فرهنگ و اقتصاد مناطق گرم و خشک کشور به شمار می‌رود و نخلستان‌های ایران طی قرن‌ها نشان داده‌اند که چگونه می‌توان با تکیه بر دانش بومی و سازگاری با شرایط اقلیمی، در دشوارترین محیط‌های طبیعی نیز به تولید پایدار دست یافت. امروز که کشاورزی کشور با مجموعه‌ای از چالش‌های به‌هم‌پیوسته همچون محدودیت منابع آب، افزایش دما، تغییرات اقلیمی، شوری آب و خاک، فرسودگی بخشی از نخلستان‌ها، افزایش هزینه‌های تولید، نوسانات بازار، ضایعات پس از برداشت و ضرورت حضور قدرتمندتر در بازارهای جهانی مواجه است، بازنگری در شیوه تولید، مدیریت و بهره‌برداری از ظرفیت‌های خرمای کشور بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.

ایران از دیرباز یکی از کشورهای مهم تولیدکننده خرما در جهان بوده است و امروز نیز با تولید بیش از یک میلیون و نهصد هزار تن خرما در سال، جایگاه قابل توجهی در بازار جهانی این محصول دارد. این جایگاه، حاصل برخورداری کشور از اقلیم مناسب، سابقه طولانی کشت نخل، تنوع ژنتیکی کم‌نظیر، دانش بومی و حضور نخلستان‌های گسترده در مناطق جنوبی است. استان‌های کرمان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، بوشهر، هرمزگان و فارس از مهم‌ترین مناطق خرماخیز کشور محسوب می‌شوند و هزاران خانوار به صورت مستقیم و غیرمستقیم از تولید، فرآوری، بسته‌بندی، تجارت و صادرات خرما ارتزاق می‌کنند. از این منظر، خرما نه تنها یک محصول کشاورزی، بلکه یکی از پایه‌های اقتصاد محلی در بخش مهمی از مناطق گرم و خشک و جنوبی کشور است. استمرار این جایگاه اما نیازمند آن است که نگاه ما به تولید خرما از «افزایش تولید» به سمت «افزایش بهره‌وری و ارزش‌آفرینی» تغییر کند.

در شرایطی که منابع آب در بسیاری از مناطق خرماخیز کشور با محدودیت جدی مواجه است، توسعه سطح زیرکشت بدون توجه به ظرفیت منابع آبی نمی‌تواند راهبردی پایدار برای آینده باشد. مسئله اصلی این نیست که چگونه آب بیشتری برای تولید خرما فراهم کنیم، بلکه این است که چگونه با مقدار آب موجود، محصول بیشتر و باکیفیت‌تر و در نهایت ارزش اقتصادی بالاتری ایجاد کنیم. به همین دلیل، مفهوم «بهره‌وری اقتصادی آب» باید بیش از گذشته در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی بخش خرما مورد توجه قرار گیرد. یک نخلستان موفق در آینده، نخلستانی نیست که صرفاً عملکرد بالایی در واحد سطح داشته باشد، بلکه نخلستانی است که بتواند با مصرف بهینه آب و نهاده‌ها، محصول باکیفیت و ارزشمندتری تولید کند. دستیابی به این هدف نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات علمی و مدیریتی از جمله اصلاح روش‌های آبیاری، استفاده از سامانه‌های آبیاری کارآمد، زمان‌بندی دقیق آبیاری بر اساس نیاز واقعی گیاه، مدیریت شوری، بهبود ساختمان و حاصلخیزی خاک، تغذیه متعادل، کنترل علف‌های هرز و مدیریت صحیح تاج پوشش درختان است.

در کنار منابع آب، تنوع ژنتیکی خرما یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی کشور است. ایران از غنای ژنتیکی قابل توجهی در زمینه خرما برخوردار است و صدها رقم و ژنوتیپ بومی در مناطق مختلف کشور وجود دارد. ارقامی مانند مضافتی، شاهانی، کبکاب، استعمران، سایر و بسیاری از ارقام محلی، علاوه بر ارزش اقتصادی، بخشی از میراث زیستی و کشاورزی کشور هستند. این تنوع ژنتیکی در شرایط تغییر اقلیم اهمیت دوچندان پیدا می‌کند؛ زیرا در میان همین منابع ژنتیکی می‌توان صفاتی را برای تحمل خشکی، شوری، گرما، بیماری‌ها و سایر تنش‌های محیطی شناسایی و در برنامه‌های اصلاحی مورد استفاده قرار داد. بنابراین حفظ، شناسایی، ارزیابی و بهره‌برداری علمی از ذخایر ژنتیکی خرما باید به عنوان یک اولویت راهبردی دنبال شود. ژرم‌پلاسم خرمای ایران را باید یک بانک زنده ژن‌های سازگاری دانست که می‌تواند پشتوانه اصلاح ارقام آینده و تضمین‌کننده بخشی از امنیت تولید در برابر تغییرات اقلیمی باشد.

از سوی دیگر، نخلستان‌های کشور نیازمند حرکت تدریجی از مدیریت سنتی به مدیریت علمی و هوشمند هستند. البته این تحول به معنای نادیده گرفتن دانش و تجربه ارزشمند نخلداران نیست؛ بلکه هدف آن ترکیب دانش بومی با فناوری‌های جدید است. استفاده از حسگرهای رطوبت خاک، سامانه‌های پایش وضعیت آب و خاک، سنجش از دور، تصاویر ماهواره‌ای و پهپادی، سامانه‌های پیش‌بینی و هشدار، ابزارهای تصمیم‌یار و فناوری‌های کشاورزی دقیق می‌تواند امکان مدیریت بهتر نخلستان‌ها را فراهم کند. در نخلستان هوشمند، میزان آب مصرفی، وضعیت تغذیه، نیاز آبی، شرایط اقلیمی، وضعیت آفات و بیماری‌ها و زمان انجام عملیات مختلف باغی بر اساس داده و اطلاعات تصمیم‌گیری می‌شود.

این رویکرد می‌تواند ضمن کاهش مصرف منابع، ریسک تولید را نیز کاهش داده و کیفیت محصول را افزایش دهد.

موضوع مهم دیگر، کیفیت و استاندارد محصول است. تولید حجم بالای خرما به تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده موفقیت ایران در بازارهای داخلی و خارجی باشد. بازار امروز به دنبال محصولی است که از نظر کیفیت، سلامت، یکنواختی، اندازه، رنگ، بافت، رطوبت، بسته‌بندی، قابلیت نگهداری و قابلیت رهگیری، استانداردهای مشخصی داشته باشد. بنابراین کیفیت خرما باید از نخلستان آغاز شود و تا زمان رسیدن محصول به دست مصرف‌کننده ادامه پیدا کند. انتخاب رقم مناسب برای بازار هدف، مدیریت تغذیه، کنترل آفات و بیماری‌ها، تعیین زمان مناسب برداشت، عملیات صحیح پس از برداشت، درجه‌بندی، بسته‌بندی، نگهداری و حمل‌ونقل همگی حلقه‌های یک زنجیره به‌هم‌پیوسته هستند. هرگونه ضعف در یکی از این مراحل می‌تواند بخشی از ارزش ایجادشده در مراحل قبل را از بین ببرد. از این رو، نگاه زنجیره‌ای به تولید خرما باید جایگزین نگاه صرفاً باغی و مزرعه‌ای شود.

یکی از ظرفیت‌های مهم و کمتر بهره‌گرفته‌شده صنعت خرمای کشور، توسعه صنایع تبدیلی و فرآوری است. بخشی از خرمای تولیدی به دلیل ویژگی‌های ظاهری، اندازه یا شکل، امکان عرضه به عنوان محصول تازه یا صادراتی ممتاز را ندارد؛ اما این به معنای غیرقابل استفاده بودن آن نیست. خرمای درجه دو و محصولات جانبی نخلستان می‌توانند در تولید فرآورده‌هایی مانند شیره، خمیر خرما، سرکه، محصولات غذایی، شیرین‌کننده‌های طبیعی، خوراک دام و سایر فرآورده‌های با ارزش افزوده مورد استفاده قرار گیرند. هسته خرما نیز دارای ظرفیت‌های اقتصادی و صنعتی متعددی است. از این منظر، میزان موفقیت صنعت خرما را نباید فقط با مقدار تولید سنجید، بلکه باید پرسید از هر کیلوگرم خرمای تولیدشده چه میزان ارزش اقتصادی ایجاد می‌کنیم و چه مقدار از محصول تولیدی بدون استفاده مؤثر از چرخه اقتصادی خارج می‌شود. کاهش ضایعات و افزایش ارزش افزوده می‌تواند درآمد تولیدکننده را افزایش داده و وابستگی اقتصاد خرما به فروش محصول خام را کاهش دهد.

در کنار تولید و فرآوری، موضوع بازار و صادرات نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران از نظر تنوع ارقام و ظرفیت تولید، مزیت‌های قابل توجهی دارد، اما برای حضور پایدار و قدرتمند در بازارهای جهانی باید از فروش محصول خام و عمده‌فروشی فاصله گرفت و به سمت ایجاد برندهای معتبر، بسته‌بندی حرفه‌ای، استانداردسازی و شناسنامه‌دار کردن محصول حرکت کرد. رقابت در بازار جهانی تنها بر سر قیمت نیست؛ کیفیت، ثبات عرضه، بسته‌بندی، سلامت، قابلیت رهگیری، اعتبار برند و شناخت بازار هدف، نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت صادرات دارند. خرمای ایران باید در بازارهای بین‌المللی نه صرفاً به عنوان یک محصول ارزان، بلکه به عنوان محصولی با کیفیت، هویت، تنوع و ارزش افزوده شناخته شود. توسعه بازارهای صادراتی نیز مستلزم شناخت دقیق ذائقه و نیاز مصرف‌کنندگان، رعایت الزامات بهداشتی و استانداردهای مقصد، تقویت زیرساخت‌های بسته‌بندی و زنجیره سرد و ایجاد ارتباط مؤثر میان تولیدکنندگان و صادرکنندگان است.

در این میان، تغییر اقلیم را نیز نمی‌توان از آینده خرمای ایران جدا دانست. افزایش دما، تغییر الگوی بارش، افزایش رخدادهای حدی آب‌وهوایی، تشدید شوری آب و خاک و تغییر نیاز آبی گیاه می‌توانند بر عملکرد و کیفیت خرما تأثیرگذار باشند. نخل خرما به دلیل ویژگی‌های زیستی خود از سازگاری قابل توجهی با اقلیم گرم و خشک برخوردار است، اما این سازگاری به معنای مصونیت کامل در برابر تغییرات اقلیمی نیست. برنامه‌ریزی برای آینده باید بر اساس سناریوهای اقلیمی انجام شود و شناسایی ارقام متحمل به خشکی و شوری، اصلاح روش‌های آبیاری، مدیریت خاک، افزایش ماده آلی، بهبود تغذیه، استفاده از فناوری‌های نوین و پایش مستمر شرایط اقلیمی در دستور کار قرار گیرد. سرمایه‌گذاری امروز در پژوهش‌های مرتبط با سازگاری با تغییر اقلیم می‌تواند از خسارت‌های سنگین آینده جلوگیری کند.

در این مسیر، نقش پژوهش و فناوری بسیار تعیین‌کننده است. پژوهش باید از مسئله واقعی تولیدکننده آغاز شود و به راهکاری برسد که از نظر فنی، اقتصادی و اجرایی قابلیت استفاده در مزرعه را داشته باشد. مسائل مربوط به بهره‌وری آب، شوری، تغذیه، آفات و بیماری‌ها، گرده‌افشانی، تنظیم بار، مدیریت نخلستان، کاهش خسارت‌های پس از برداشت، افزایش ماندگاری، فرآوری و بازاررسانی، همگی نیازمند پژوهش‌های مسئله‌محور و کاربردی هستند. مؤسسه تحقیقات علوم باغبانی و به‌ویژه پژوهشکده خرما و میوه‌های گرمسیری، با برخورداری از ظرفیت علمی پژوهشگران، ایستگاه‌های تحقیقاتی، منابع ژنتیکی و ارتباط با بخش تولید، می‌تواند در این مسیر نقش مؤثری ایفا کند.

با این حال، پژوهش زمانی به اثر واقعی خود در بخش کشاورزی تبدیل می‌شود که نتایج آن به شکل فناوری و دانش قابل استفاده در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد. از این رو، ارتباط میان پژوهش، آموزش، ترویج و تولید باید بیش از گذشته تقویت شود و «مسئله نخلدار» به یکی از محورهای اصلی برنامه‌ریزی پژوهشی تبدیل شود.

آینده خرمای ایران، نیازمند یک نگاه جامع و زنجیره‌ای است؛ نگاهی که از رقم و نهال سالم آغاز شود، مدیریت علمی نخلستان و بهره‌وری آب را دربرگیرد، کیفیت و سلامت محصول را تضمین کند، ضایعات را کاهش دهد، صنایع تبدیلی و فرآوری را توسعه دهد، بسته‌بندی و برندینگ را ارتقا بخشد و در نهایت محصول ایرانی را با ارزش افزوده بیشتر به بازارهای داخلی و جهانی برساند. در این مسیر، نوسازی و بهسازی نخلستان‌های کم‌بازده و فرسوده، توسعه ارقام و ژنوتیپ‌های مناسب اقلیم و بازار، گسترش فناوری‌های هوشمند، ارتقای بهره‌وری اقتصادی آب، کاهش ضایعات، توسعه صنایع تبدیلی، تقویت زنجیره سرد، استانداردسازی و توسعه بازارهای صادراتی باید به صورت همزمان دنبال شود.

۲۵ شهریور، روز ملی خرما، فرصتی برای قدردانی از همه نخلداران، پژوهشگران، کارشناسان، مروجان، فعالان بخش خصوصی، صادرکنندگان و دست‌اندرکارانی است که در زنجیره تولید و توسعه این محصول ارزشمند تلاش می‌کنند؛ اما این روز در عین حال باید فرصتی برای ترسیم چشم‌انداز آینده نیز باشد. هدف ما نباید تنها حفظ جایگاه ایران در میان تولیدکنندگان بزرگ خرما باشد؛ بلکه باید تلاش کنیم کشور در زمینه بهره‌وری آب، کیفیت محصول، فناوری تولید، ارزش افزوده، فرآوری، بسته‌بندی، برندینگ و صادرات پایدار نیز به جایگاهی شایسته دست یابد. آینده خرمای ایران در افزایش صرف تعداد نخل‌ها یا توسعه سطح زیرکشت خلاصه نمی‌شود؛ آینده در افزایش بهره‌وری هر نخل، ارزش هر کیلوگرم خرما و درآمد حاصل از هر واحد آب مصرف‌شده رقم خواهد خورد. اگر بتوانیم دانش، فناوری، تجربه بومی و ظرفیت بخش خصوصی را در یک زنجیره منسجم گرد هم آوریم، خرما می‌تواند بیش از گذشته به یکی از پایه‌های اقتصاد کشاورزی مناطق جنوبی، منبع پایدار اشتغال و درآمد، محصولی مهم برای امنیت غذایی و یکی از برندهای معتبر کشاورزی ایران در بازارهای جهانی تبدیل شود. نخل برای مردم مناطق جنوبی تنها یک درخت نیست؛ بخشی از زندگی، فرهنگ، اقتصاد و هویت آنان است و حفاظت از نخلستان‌ها در حقیقت حفاظت از یک سرمایه زنده ملی است. بنابراین امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که این سرمایه ارزشمند را با دانش، فناوری، مدیریت صحیح منابع و نگاه زنجیره‌ای صیانت کنیم و توسعه دهیم. روز ملی خرما، یادآور این حقیقت است که در دل اقلیم گرم و خشک ایران، ظرفیت بزرگی برای تولید پایدار و ارزش‌آفرینی وجود دارد؛ ظرفیتی که آینده آن در گرو پیوند عمیق‌تر میان پژوهش و تولید، آموزش و ترویج، فناوری و تجربه، و در نهایت حرکت از «تولید محصول» به سمت «تولید ارزش» است.

 

محی‌الدین پیرخضری/ رئیس مؤسسه تحقیقات علوم باغبانی

 

photo_29878513581_x

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید