گزارش ۲۴ ساله از وضعیت امنیت غذایی کشور در ر نشست تخصصی امنیت غذایی معاونت راهبردی ریاست جمهوری؛

سفره خانوار؛ معیار نهایی امنیت غذایی ایران/تأمین غذا به معنای امنیت غذایی نیست و نمی‌توان با آمار تولید سنجید

سفره خانوار؛ معیار نهایی امنیت غذایی ایران/تأمین غذا به معنای امنیت غذایی نیست و نمی‌توان با آمار تولید سنجید

تهران- ایانا- امنیت غذایی فقط به میزان تولید و تأمین غذا محدود نمی‌شود؛ ممکن است یک کشور از نظر عرضه مواد غذایی با کمبود مواجه نباشد، اما بخشی از خانوارها همچنان به غذای کافی، باکیفیت و پایدار دسترسی نداشته باشند. همین فاصله میان «ظرفیت تأمین» و «واقعیت سفره خانوار» محور اصلی نشست تخصصی «امنیت غذایی ایران؛ از ظرفیت تأمین تا واقعیت سفره خانوار» بود که به میزبانی معاونت راهبردی ریاست‌جمهوری برگزار شد.

صبا طاهری خبرنگار
کدخبر: 138296

به گزارش خبرنگار ایانا، در این نشست، بهزاد فکاری، سرپرست مرکز ملی مطالعات راهبردی کشاورزی و آب اتاق ایران، یافته‌های گزارشی را ارائه کرد که با بررسی یک دوره ۲۴ ساله، امنیت غذایی ایران را هم در سطح کلان و هم در سطح خانوار ارزیابی کرده است.

این مطالعه علاوه بر تولید، تجارت، خودکفایی و عرضه غذا، وضعیت درآمد و هزینه خانوار، مصرف اقلام اساسی، دریافت انرژی و پروتئین و نسبت میان عرضه و مصرف را نیز بررسی کرده است؛ مجموعه‌ای از شاخص‌ها که نشان می‌دهد سنجش امنیت غذایی تنها با اندازه‌گیری تولید و موجودی کالا کامل نمی‌شود.

a9db42c6-5d17-447a-8830-239f664f3886

 وقتی عرضه غذا به معنای تغذیه نیست

یکی از نکات محوری این گزارش، توجه به فاصله میان عرضه ملی غذا و مصرف واقعی خانوار است. در ارزیابی این فاصله، عواملی مانند اتلاف و ضایعات، مصارف غیرخانگی و نابرابری در دسترسی نیز باید در نظر گرفته شود.

به عبارت دیگر، آنچه در سطح ملی تولید یا تأمین می‌شود، الزاماً به همان میزان و با همان کیفیت به سفره خانوار نمی‌رسد. درآمد و هزینه خانوار، قدرت خرید، الگوی مصرف و میزان دریافت انرژی و پروتئین، بخشی از زنجیره‌ای هستند که در نهایت تعیین می‌کنند ظرفیت تأمین غذا تا چه اندازه به امنیت غذایی واقعی تبدیل شده است.

محمد امامی، رئیس کارگروه امنیت غذایی معاونت راهبردی ریاست‌جمهوری، نیز در این نشست بر همین نگاه تأکید کرد و گفت: «هدف این است که امنیت غذایی نه از دریچه یک دستگاه یا یک رشته تخصصی، بلکه به‌عنوان یک مسئله بین‌بخشی دیده شود؛ مسئله‌ای که از تولید، تجارت و تأمین آغاز می‌شود، اما در نهایت باید نتیجه آن را در قدرت خرید، دسترسی و سفره خانوار مشاهده کرد.»

این نگاه، تعریف امنیت غذایی را از «تأمین مقدار کافی غذا» به مجموعه‌ای از مؤلفه‌های اقتصادی، تغذیه‌ای و اجتماعی گسترش می‌دهد.

 

 وابستگی خوراک دام؛ حلقه‌ای که نباید نادیده گرفته شود

بخش دیگری از گزارش به وابستگی زنجیره تأمین غذا به واردات اختصاص دارد. براساس یافته‌های این مطالعه، ذرت، جو و کنجاله در مجموع ۵۸.۹ درصد از حجم واردات مورد بررسی را تشکیل می‌دهند.

این سهم، خوراک دام را به یکی از نقاط اصلی وابستگی وارداتی در زنجیره غذایی کشور تبدیل می‌کند. از همین منظر، خودکفایی در محصول نهایی دام به‌تنهایی نمی‌تواند تصویری کامل از تاب‌آوری زنجیره غذایی ارائه دهد؛ زیرا تداوم تولید، پیش از رسیدن محصول نهایی، به امنیت تأمین خوراک دام نیز وابسته است.

در واقع، بررسی امنیت غذایی باید زنجیره را از نهاده و خوراک دام تا تولید، تجارت، توزیع و در نهایت مصرف خانوار دنبال کند؛ زیرا آسیب‌پذیری در هر یک از این حلقه‌ها می‌تواند بر حلقه‌های بعدی اثر بگذارد.

 

 امنیت غذایی در برابر محدودیت منابع آب

منابع پایه نیز بخش دیگری از معادله امنیت غذایی ایران است. براساس گزارش ارائه‌شده، برداشت سالانه آب بخش کشاورزی حدود ۸۰ میلیارد مترمکعب و معادل بیش از ۷۵ درصد منابع آب تجدیدپذیر کشور برآورد شده است. همچنین حدود ۹۰ درصد تولید زراعی و باغی کشور به اراضی آبی وابسته است.

این ارقام نشان می‌دهد که مسئله امنیت غذایی را نمی‌توان مستقل از پایداری منابع طبیعی بررسی کرد. تأمین غذا از مسیر تولید عبور می‌کند و تولید نیز به منابعی وابسته است که خود با محدودیت مواجه‌اند. بنابراین افزایش ظرفیت تولید، زمانی می‌تواند به امنیت غذایی پایدار منجر شود که همزمان تاب‌آوری زنجیره و پایداری منابع پایه نیز مورد توجه قرار گیرد.

 

 مسئله اصلی؛ تبدیل عرضه به تغذیه پایدار

برآیند یافته‌های گزارش «امنیت غذایی ایران؛ از ظرفیت تأمین تا واقعیت سفره خانوار»، بازنگری در نحوه ارزیابی امنیت غذایی است؛ به این معنا که سیاست‌گذاری نباید صرفاً بر «مقدار تولید» و «تأمین مقدار» متمرکز بماند و باید به سمت تأمین پایدار و قابل دسترس تغذیه، کفایت و کیفیت رژیم غذایی، تاب‌آوری کل زنجیره و پایداری منابع حرکت کند.

در جمع‌بندی این گزارش تأکید شده است: «مسئله اصلی، شکاف در تبدیل «عرضه» به «تغذیه قابل دسترس و پایدار» است.»

این شکاف، نقطه‌ای است که در آن امنیت غذایی از یک شاخص تولیدی به مسئله‌ای اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی تبدیل می‌شود؛ مسئله‌ای که نتیجه آن نه فقط در آمار تولید و واردات، بلکه در قدرت خرید، الگوی مصرف، کیفیت رژیم غذایی و پایداری دسترسی خانوار به غذا دیده می‌شود.

ابوالفضل روغنی، دبیرکل اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، نیز با اشاره به همین بعد از امنیت غذایی گفت: «در الگوی غذایی کشور، برخی اقلامی را که از نظر تغذیه‌ای مصرف آنها مطلوب است کمتر از میزان مناسب مصرف می‌کنیم و در مقابل، مصرف برخی اقلام با مطلوبیت تغذیه‌ای پایین‌تر بالاست. بنابراین باید علاوه بر تولید و تأمین، ببینیم آنچه در کشور تأمین می‌شود در نهایت چگونه و با چه کیفیتی به سفره خانوار می‌رسد.»

بر این اساس، مسئله امنیت غذایی ایران را نمی‌توان تنها با پاسخ به این پرسش سنجید که «چقدر غذا تولید می‌کنیم؟»؛ پرسش اساسی‌تر این است که چه میزان از این ظرفیت، با چه کیفیتی، با چه هزینه‌ای و تا چه اندازه پایدار به تغذیه خانوار تبدیل می‌شود.

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید