رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی (ره) بیان کرد:

آموزش متخصصان کشاورزی افغانستان در ایران؛ از انتقال دانش تا همکاری راهبردی

آموزش متخصصان کشاورزی افغانستان در ایران؛ از انتقال دانش تا همکاری راهبردی

تهران- ایانا- آموزش متخصصان کشاورزی افغانستان در ایران، با هدف تقویت ظرفیت‌های فنی و تخصصی، انتقال تجربه‌های کاربردی و توسعه همکاری‌های علمی و اقتصادی دو کشور، فرصتی برای پیوند آموزش کشاورزی با امنیت غذایی، مدیریت منابع آب و توسعه پایدار منطقه است؛ همکاری‌ای که در صورت تداوم و پیوند با نیازهای واقعی بخش کشاورزی، می‌تواند زمینه‌ساز توسعه روابط تحقیقاتی، تجاری و فنی ایران و افغانستان شود.

کدخبر: 138639

دوره آموزشی متخصصان کشاورزی افغانستان از ۱۵ تا ۲۶ مهر ۱۴۰۵ در مرکز آموزش عالی امام خمینی (ره)، با همکاری مؤسسات تحقیقاتی و بخش خصوصی برگزار شد. این دوره در ادامه توافق سال گذشته وزیر جهاد کشاورزی ایران با همتای افغانستانی خود برای گسترش همکاری‌های کشاورزی دو کشور شکل گرفت.

حجت‌الله ربانی‌نسب، رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی (ره)، در گفت‌وگو با ایانا با اشاره به ابعاد علمی، فنی و اقتصادی این همکاری، توسعه آموزش‌های تخصصی کشاورزی را فرصتی برای تقویت ظرفیت کارشناسی افغانستان و گسترش همکاری‌های دوجانبه دانست.

26e4ff7d-b9c4-403b-aceb-827030f8adf1

به گفته او، اثربخشی این برنامه‌ها به میزان انطباق آموزش‌ها با نیازهای واقعی تولید، استمرار همکاری و فراهم‌شدن زمینه به‌کارگیری دانش در عرصه کشاورزی بستگی دارد.

در ادامه، مشروح گفت‌وگوی ایانا با حجت‌الله ربانی‌نسب، رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی (ره)، درباره اهداف آموزش متخصصان کشاورزی افغانستان، ظرفیت‌های همکاری علمی و اقتصادی دو کشور و راهکارهای تداوم این همکاری‌ها را می‌خوانید.

 

چرا آموزش کشاورزی افغانستان برای دو کشور اهمیت دارد؟

کشاورزی تنها به تولید محصول محدود نمی‌شود و با امنیت غذایی، اشتغال، معیشت روستایی، مدیریت منابع آب، ثبات اجتماعی و امنیت ملی ارتباط دارد. افغانستان از ظرفیت‌های کشاورزی برخوردار است و ایران نیز در زمینه‌هایی مانند مدیریت آفات و بیماری‌های گیاهی، تولید بذر و نهال، توسعه گلخانه‌ها، سامانه‌های نوین آبیاری، مکانیزاسیون، صنایع تبدیلی و مدیریت زنجیره ارزش تجربه‌هایی دارد که می‌تواند در قالب همکاری‌های تخصصی در اختیار کارشناسان افغانستان قرار گیرد.

0d102697-d160-4e7d-82d2-9fc8c906c06c

این همکاری نباید صرفاً به انتقال یک‌طرفه اطلاعات محدود بماند؛ بلکه هدف آن باید تقویت توان کارشناسی، تبادل تجربه و ایجاد ظرفیت پایدار برای حل مسائل کشاورزی باشد. چنین رویکردی به متخصصان افغانستان کمک می‌کند تا متناسب با شرایط اقلیمی، منابع طبیعی، ساختار تولید و نیازهای کشاورزان این کشور تصمیم بگیرند و راهکارهای کاربردی را در عرصه تولید به کار گیرند.

از سوی دیگر، آموزش‌های مشترک می‌تواند زمینه شناخت متقابل ظرفیت‌های علمی و فنی دو کشور را فراهم کند و ارتباط میان مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌ها، دستگاه‌های اجرایی و فعالان بخش خصوصی را گسترش دهد.

 

این همکاری چه منافعی برای بخش کشاورزی ایران دارد؟

توسعه آموزش‌های کشاورزی با افغانستان می‌تواند بخشی از ظرفیت دیپلماسی علمی و کشاورزی ایران را فعال کند و زمینه آشنایی بیشتر با نیازهای فنی و بازار این کشور را فراهم آورد. در صورت تطبیق توانمندی‌های ایران با نیازهای افغانستان، شرکت‌های ایرانی فعال در حوزه خدمات فنی و مهندسی، تجهیزات آبیاری، ماشین‌آلات کشاورزی، فناوری‌های گلخانه‌ای، نهاده‌های استاندارد، پایش مزارع و خدمات آزمایشگاهی می‌توانند فرصت‌های بیشتری برای همکاری پیدا کنند.

3478f183-2122-40a8-9e42-27ae5d66c5ce

این ظرفیت به حوزه تجارت محصولات کشاورزی نیز محدود نمی‌شود. همکاری در فرآوری محصولات، صنایع غذایی، نگهداری و سردخانه، حمل‌ونقل، توسعه زنجیره ارزش و سرمایه‌گذاری مشترک از دیگر زمینه‌هایی است که می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

با این حال، بهره‌مندی اقتصادی از چنین همکاری‌هایی خودکار نیست. خدمات و محصولات ایرانی باید از نظر کیفیت، قیمت و کارآمدی رقابت‌پذیر باشند و با نیازهای واقعی بازار افغانستان تناسب داشته باشند. شناخت بازار، فراهم‌بودن شرایط تجاری مناسب و توجه به قوانین و الزامات دو کشور نیز در تبدیل ارتباطات آموزشی به همکاری اقتصادی نقش دارد. هدف باید شکل‌گیری همکاری متقابل و پایدار باشد، نه ایجاد وابستگی فنی.

در مرداد ۱۴۰۵ نیز موضوعاتی مانند همکاری‌های کشاورزی، آموزش، انتقال تجربه، سرمایه‌گذاری و تجارت در گفت‌وگوهای مسئولان کشاورزی دو کشور مطرح شده بود؛ موضوعاتی که می‌توانند زمینه پیوند بیشتر برنامه‌های آموزشی با همکاری‌های اجرایی و اقتصادی را فراهم کنند.

 

آموزش کشاورزی چگونه می‌تواند به تقویت روابط دو کشور کمک کند؟

همکاری علمی و آموزشی، علاوه بر نتایج فنی، می‌تواند در ایجاد اعتماد متقابل و تقویت روابط همسایگی مؤثر باشد. ارتباط مستمر کارشناسان، پژوهشگران، مراکز آموزشی و دستگاه‌های اجرایی، شبکه‌ای از همکاری‌های حرفه‌ای ایجاد می‌کند که می‌تواند فراتر از یک دوره آموزشی ادامه پیدا کند.

از منظر اقتصادی و اجتماعی نیز ارتقای دانش و مهارت‌های کشاورزی می‌تواند به بهبود بهره‌وری، تقویت درآمد روستاییان، ایجاد فرصت‌های شغلی و افزایش تاب‌آوری جوامع روستایی کمک کند. این آثار در صورت پیوند آموزش با نیازهای تولید و ایجاد فرصت برای استفاده عملی از دانش، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

البته همکاری آموزشی به‌تنهایی راه‌حل همه مسائل اجتماعی، اقتصادی و امنیتی نیست. اثرگذاری آن به تداوم روابط، حمایت نهادی، مشارکت بخش خصوصی و توجه به منافع مشترک و بلندمدت بستگی دارد. از این رو، پرهیز از نگاه کوتاه‌مدت و مقطعی و حرکت به سمت برنامه‌های پایدار، از الزامات توسعه همکاری‌های کشاورزی دو کشور است.

 

چه ارتباطی میان آموزش کشاورزی و توسعه تجارت وجود دارد؟

آموزش تخصصی می‌تواند به شناخت بهتر ظرفیت‌های تولیدی، فنی و تجاری دو کشور کمک کند؛ اما برای تبدیل این شناخت به تجارت پایدار، باید حلقه‌های مختلف زنجیره ارزش نیز تقویت شوند.

در بخش کشاورزی، فرآوری محصولات باغی، بسته‌بندی، نگهداری در سردخانه، رعایت استانداردها، رهگیری محصول و انطباق با الزامات بهداشت و قرنطینه گیاهی از موضوعاتی هستند که می‌توانند کیفیت محصولات را افزایش دهند و زمینه دسترسی بهتر به بازار را فراهم کنند.

خدمات فنی و مهندسی و سرمایه‌گذاری مشترک نیز در صورت برخورداری از توجیه اقتصادی، رعایت قوانین دو کشور و انطباق با شرایط اقلیمی، منابع آب و نیاز بازار، می‌توانند در توسعه روابط تجاری نقش داشته باشند. گسترش تجارت رسمی، بهبود زیرساخت‌های لجستیکی و فعال‌شدن ظرفیت‌های مناطق مرزی نیز از عواملی هستند که می‌توانند به ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی کمک کنند.

با این حال، آموزش به‌تنهایی تضمین‌کننده افزایش تجارت نیست. دسترسی به منابع مالی، زیرساخت‌های مناسب، رعایت استانداردها، شناخت بازار و فراهم‌بودن مسیرهای تجاری از پیش‌نیازهایی هستند که باید در کنار برنامه‌های آموزشی مورد توجه قرار گیرند.

 

ایران چه تجربه‌هایی برای مدیریت آب کشاورزی افغانستان دارد؟

ایران و افغانستان هر دو با محدودیت منابع آب، خشکسالی و نوسان بارش مواجه‌اند؛ بنابراین مدیریت آب یکی از زمینه‌های مهم برای تبادل تجربه میان دو کشور به شمار می‌رود.

تجربه‌های ایران در تنظیم زمان آبیاری، استفاده از روش‌های آبیاری موضعی، پایش رطوبت خاک، افزایش بهره‌وری آب، اصلاح الگوی کشت، مدیریت شوری و به‌کارگیری فناوری‌های متناسب با شرایط محلی می‌تواند در طراحی آموزش‌های تخصصی برای کارشناسان افغانستان مورد استفاده قرار گیرد.

با این حال، افزایش راندمان آبیاری در مزرعه لزوماً به معنای کاهش برداشت آب در مقیاس حوضه آبریز نیست. اگر آب صرفه‌جویی‌شده به توسعه سطح زیر کشت یا گسترش محصولات پرمصرف اختصاص یابد، ممکن است برداشت کلی آب کاهش پیدا نکند. از این رو، ارزیابی واقعی نتایج باید علاوه بر راندمان آبیاری، میزان برداشت آب، وضعیت منابع آب زیرزمینی، الگوی کشت و مدیریت در مقیاس حوضه آبریز را نیز در بر گیرد.

در این زمینه، حسابداری آب، پایش منابع آب زیرزمینی، برنامه‌ریزی کشت و هماهنگی در مدیریت حوضه‌های آبریز اهمیت دارند. موضوع آب‌های مشترک نیز نیازمند گفت‌وگوهای رسمی، داده‌های قابل اتکا و توجه به تعهدات و چارچوب‌های حقوقی است. آموزش کارشناسان می‌تواند به افزایش دانش و توان فنی کمک کند، اما جایگزین سازوکارهای رسمی مذاکره و مدیریت آب‌های مشترک نخواهد بود.

 

کدام حوزه‌های کشاورزی باید در اولویت آموزش قرار گیرند؟

اولویت‌های آموزشی باید بر اساس نیازسنجی مشترک، شرایط اقلیمی هر منطقه، ظرفیت کارشناسی افغانستان و بازده اقتصادی و زیست‌محیطی تعیین شوند. با توجه به اطلاعات به‌دست‌آمده در جریان این دوره آموزشی، بهداشت گیاهی و مدیریت تلفیقی آفات و بیماری‌ها از محورهای مهم به شمار می‌روند. تشخیص آزمایشگاهی، پایش آفات، پیش‌آگاهی بیماری‌ها، مدیریت تلفیقی، کنترل زیستی، قرنطینه گیاهی و تولید نهال سالم از جمله موضوعات این حوزه است که باید با تأکید بر کاهش خسارت محصولات و مصرف مسئولانه سموم دنبال شوند.
21f73acf-9690-4a97-a1ec-132444e9adbd

مدیریت آب و خاک و توسعه کشاورزی سازگار با اقلیم نیز از اولویت‌های اصلی است. آبیاری مبتنی بر نیاز گیاه، پایش رطوبت خاک، مدیریت شوری، حفاظت از خاک، برداشت آب باران و ارزیابی بهره‌وری آب از جمله موضوعاتی هستند که می‌توانند در ارتقای پایداری تولید کشاورزی نقش داشته باشند.

در حوزه باغبانی و تولید محصولات با ارزش اقتصادی بالا، مدیریت باغ‌های میوه، تولید سبزی و صیفی، هرس و تغذیه علمی، تولید نشا و نهال استاندارد، گرده‌افشانی و بهبود کیفیت و عملکرد محصول اهمیت دارد. در کنار این موضوعات، صنایع تبدیلی و مدیریت زنجیره ارزش نیز باید مورد توجه قرار گیرند؛ زیرا مدیریت برداشت و پس از برداشت، سردخانه، خشک‌کردن، درجه‌بندی، بسته‌بندی، استانداردسازی، رهگیری محصول و بازاریابی می‌توانند به کاهش ضایعات و افزایش ارزش اقتصادی محصولات کمک کنند.

ترویج کشاورزی و مدیریت دانش از دیگر زمینه‌های ضروری است. آموزش مزرعه‌محور، ایجاد مزارع الگویی، انتقال یافته‌های پژوهشی، سامانه‌های هشدار سریع، کشاورزی دیجیتال و توانمندسازی کارشناسان برای آموزش کشاورزان باید در برنامه‌های تخصصی جایگاه داشته باشند تا دانش منتقل‌شده امکان استفاده در عرصه تولید را پیدا کند.

در حوزه مکانیزاسیون کشاورزی نیز آشنایی با ماشین‌آلات کاشت، داشت و برداشت، نحوه کار با این ماشین‌آلات، سرویس و تنظیم آن‌ها مورد توجه قرار دارد.

همچنین در حوزه اصلاح نباتات، علاقه ویژه‌ای به کسب تجربه در زمینه اصلاح ارقام، به‌ویژه ذرت و جو، مشاهده شد. این موضوع می‌تواند در طراحی دوره‌های تخصصی آینده مورد توجه قرار گیرد.

تعیین نهایی اولویت‌ها باید بر اساس نیازهای واقعی افغانستان و ظرفیت‌های موجود در مراکز آموزشی و تحقیقاتی دو کشور انجام شود تا آموزش‌ها به مهارت‌های کاربردی و قابل استفاده در شرایط تولیدی این کشور منجر شوند.

 

آموزش‌ها چگونه به فناوری و فرصت اقتصادی برای شرکت‌های ایرانی تبدیل می‌شوند؟

آموزش متخصصان می‌تواند شناخت متقابل از نیازها و توانمندی‌های فنی دو کشور را افزایش دهد و زمینه همکاری شرکت‌های ایرانی در حوزه‌هایی مانند تجهیزات آبیاری، ماشین‌آلات، فناوری‌های گلخانه‌ای، نهاده‌های استاندارد و خدمات تخصصی را فراهم کند.

برای تحقق این ظرفیت، لازم است نیازهای واقعی بازار افغانستان به‌درستی شناسایی و با توان فنی شرکت‌های ایرانی تطبیق داده شود. کیفیت و قیمت رقابتی، شناخت شرایط اقلیمی و تولیدی، رعایت مقررات و فراهم‌بودن شرایط تجاری از عوامل مؤثر در موفقیت این همکاری‌ها هستند.

در کنار صادرات تجهیزات و خدمات، امکان همکاری در سرمایه‌گذاری مشترک، فرآوری محصولات کشاورزی و توسعه زنجیره ارزش نیز وجود دارد؛ البته این همکاری‌ها باید بر مبنای توجیه اقتصادی و شرایط واقعی بازار شکل بگیرند. پیوند آموزش با بخش خصوصی زمانی اثربخش خواهد بود که از مرحله آشنایی و انتقال دانش فراتر برود و به رفع نیازهای فنی و تولیدی منجر شود.

 

این همکاری چه نقشی در امنیت غذایی منطقه دارد؟

امنیت غذایی به میزان تولید محدود نیست و پایداری تولید، دسترسی به غذا، کاهش ضایعات، مدیریت منابع طبیعی و تاب‌آوری زنجیره تأمین را نیز در بر می‌گیرد. ارتقای بهره‌وری کشاورزی، کاهش خسارت آفات و بیماری‌ها، مدیریت پایدار آب و خاک و تقویت زنجیره‌های تأمین می‌توانند به بهبود امنیت غذایی کمک کنند.

آموزش تخصصی در صورتی که به بهبود عملکرد و کیفیت محصولات، کاهش ضایعات و افزایش توان مدیریت مزرعه منجر شود، می‌تواند بخشی از ظرفیت لازم برای تقویت امنیت غذایی را ایجاد کند. از سوی دیگر، توسعه تجارت منطقه‌ای و همکاری در فرآوری و نگهداری محصولات می‌تواند به استفاده بهتر از ظرفیت‌های تولیدی دو کشور کمک کند.

با این حال، تحقق این اهداف به برنامه‌ریزی مشترک، رعایت ملاحظات زیست‌محیطی، مدیریت پایدار منابع آب و خاک و ایجاد زیرساخت‌های لازم وابسته است. افزایش تولید به هر قیمت، بدون توجه به محدودیت منابع طبیعی، نمی‌تواند مبنای پایداری امنیت غذایی باشد.

 

چگونه می‌توان همکاری آموزشی ایران و افغانستان را پایدار کرد؟

برای تداوم همکاری‌ها، تدوین برنامه‌ای چندساله با مشارکت نهادهای آموزشی، تحقیقاتی و اجرایی دو کشور ضروری است. تشکیل کمیته مشترک علمی، آموزشی و اجرایی می‌تواند به هماهنگی برنامه‌ها، تعیین اولویت‌ها و مشخص‌شدن مسئولیت دستگاه‌های مرتبط کمک کند.

گام نخست، نیازسنجی دقیق و تعیین گروه‌های هدف شامل کارشناسان، مدیران، پژوهشگران و کارشناسان ترویج است. پس از آن، دوره‌های کاربردی، بازدیدهای تخصصی و پروژه‌های میدانی باید متناسب با نیازهای شناسایی‌شده طراحی شوند. ایجاد مزارع الگویی و اجرای طرح‌های آزمایشی در افغانستان نیز می‌تواند زمینه ارزیابی عملی فناوری‌ها و سازگاری آن‌ها با شرایط محلی را فراهم کند.

یکی از اقدامات مهم، تربیت مربیان افغانستانی است تا کارشناسان آموزش‌دیده بتوانند دانش خود را به دیگر متخصصان و کشاورزان منتقل کنند. ایجاد شبکه‌ای پایدار میان مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌ها، دستگاه‌های دولتی و بخش خصوصی دو کشور نیز به تبادل مستمر تجربه و حل مسائل مشترک کمک خواهد کرد.

ارزیابی نتایج باید با شاخص‌های فنی، اقتصادی، زیست‌محیطی و مدیریتی انجام شود و گزارش‌های دوره‌ای، میزان دستیابی به اهداف را مشخص کنند. در کنار این موارد، تأمین منابع مالی پایدار، تعیین مسئولیت‌های روشن، مشارکت بخش خصوصی و ارزیابی مستقل نتایج برای جلوگیری از محدودماندن همکاری‌ها به برگزاری دوره‌های مقطعی ضروری است.

 

پیام اصلی این همکاری چیست؟

همکاری آموزشی کشاورزی ایران و افغانستان را می‌توان سرمایه‌گذاری مشترک در امنیت غذایی، رفاه مردم، توسعه اقتصادی و آینده منطقه دانست. ارزش این همکاری زمانی آشکار می‌شود که آموزش به انتقال صرف اطلاعات محدود نماند و به افزایش توان حل مسئله، تقویت نهادهای تخصصی، بهبود عملکرد تولید و شکل‌گیری ارتباطات پایدار میان کارشناسان و مراکز علمی دو کشور منجر شود.

تداوم چنین رویکردی می‌تواند زمینه بهره‌گیری بهتر از ظرفیت‌های علمی و فنی دو کشور را فراهم کند؛ مشروط بر آنکه برنامه‌ها بر پایه نیازهای واقعی، ارزیابی نتایج و منافع متقابل طراحی و اجرا شوند.

 

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید