تات و امور اراضی، دانش و فناوری را به اراضی یکپارچه می‌برند

تات و امور اراضی، دانش و فناوری را به اراضی یکپارچه می‌برند

تهران- ایانا- خُرد و پراکنده بودن اراضی یکی از موانع مدیریت اقتصادی و افزایش بهره‌وری در کشاورزی است؛ موضوعی که سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) و سازمان امور اراضی کشور تلاش کرده‌اند با پیوند دادن فرایند یکپارچه‌سازی اراضی به دانش و فناوری، برای آن راهکار اجرایی تعریف کنند. این برنامه در سال نخست در پنج استان آغاز می‌شود و در ادامه قرار است به دست‌کم یک عرصه تولیدی در هر شهرستان برسد.

کدخبر: 138036

معاون سازمان تات و رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی در گفت‌و‌گو با ایانا با اشاره به چالش خُرده‌مالکی در کشاورزی گفت: «نمی‌توان برای افزایش بهره‌وری، نسخه‌ای یکسان برای همه مناطق ارائه کرد و راهکارها باید با ساختار اراضی، شرایط تولید و ظرفیت‌های هر منطقه متناسب باشد.

ابوالفضل فرجی توضیح داد که در تدوین برنامه، تجربه کشورهایی که با ساختارهای مشابه خرده‌مالکی روبه‌رو هستند نیز بررسی شده تا از تجربه‌های موفق مدیریت اراضی برای شرایط ایران استفاده شود.

photo_30003957632_x

 

یکپارچه‌سازی فقط کنار هم قرار دادن زمین‌ها نیست

آنچه این برنامه را از یک طرح صرفاً مرتبط با یکپارچه‌سازی اراضی جدا می‌کند، تلاش برای وارد کردن دانش و فناوری به فرایند مدیریت تولید است.

در این چارچوب، قرار است منابع پایه، الگوی کشت، مدیریت تولید و خدمات فنی و تخصصی در یک عرصه تولیدی هماهنگ شوند و نتیجه این هماهنگی در عملکرد مزرعه قابل مشاهده باشد.

یکی از ابزارهای اصلی برای رسیدن به این هدف، ایجاد «مزارع الگویی» است؛ مزارعی که در آنها مجموعه‌ای از فناوری‌ها و روش‌های علمی و مدیریتی به کار گرفته می‌شود و عملکرد و بهره‌وری بالاتر آنها می‌تواند برای سایر بهره‌برداران همان منطقه قابل استفاده باشد.

اما قرار نیست دانش از مسیر توصیه‌های عمومی به مزرعه برسد. در برنامه پیش‌بینی شده است مراکز خدمات کشاورزی غیردولتی دارای صلاحیت، با تشکل‌ها و تعاونی‌های کشاورزی قرارداد ببندند و خدمات فنی، مشاوره‌ای، آموزشی و ترویجی مورد نیاز عرصه را ارائه کنند.

 

مسئله اول پیدا می‌شود، بعد راهکار ارائه می‌شود

پیش از تعیین راهکار فنی، قرار است وضعیت هر عرصه و مسائل تولید در همان منطقه بررسی شود. استفاده از روش‌های ارزیابی سریع و مشارکتی روستایی یا RRA و PRA نیز برای شناخت شرایط و مشارکت دادن بهره‌برداران در فرایند مسئله‌یابی پیش‌بینی شده است.

پس از این بررسی، مسائل شناسایی و اولویت‌بندی می‌شوند و متناسب با شرایط منطقه، الگوی کشت و راهکارهای فنی و فناورانه تعیین خواهد شد.

به این ترتیب، هدف فقط انتقال یک فناوری مشخص نیست؛ بلکه قرار است ابتدا مشخص شود هر عرصه با چه مسئله‌ای روبه‌روست و سپس دانش و فناوری متناسب با همان مسئله وارد تولید شود.

 

وقتی نتیجه دانش در تولید سنجیده می‌شود

یکی از بخش‌های متفاوت این برنامه، پیش‌بینی سازوکار «سهم‌بری دانش از تولید» است. بر این اساس، مرکز خدمات کشاورزی غیردولتی و تشکل یا تعاونی بهره‌برداران درباره خدمات مورد نیاز و نحوه محاسبه سهم دانش از نتیجه حاصل از اجرای آن توافق می‌کنند.

در این مدل، دانش و خدمات فنی زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کنند که اثر آنها در تولید قابل اندازه‌گیری باشد؛ بنابراین افزایش تولید یا ارزش ایجادشده در واحد تولیدی می‌تواند مبنای سنجش اثربخشی دانش و فناوری قرار گیرد.

فرجی در همین زمینه بر ضرورت همراه شدن آموزش با پروژه‌های کشاورزی تأکید کرده است. به گفته او، در برخی پروژه‌های زیرساختی، برای ایجاد امکانات سرمایه‌گذاری می‌شود اما اگر بهره‌بردار از ابتدا برای استفاده درست از زیرساخت آموزش نبیند، ظرفیت ایجادشده لزوماً به افزایش بهره‌وری منجر نمی‌شود.

از همین منظر، پیشنهاد شده است پروژه‌های بزرگ کشاورزی دارای پیوست آموزشی و ترویجی باشند. فرجی درباره پیشنهاد اختصاص حدود یک درصد از هزینه پروژه‌ها به آموزش بهره‌برداران نیز تأکید کرده است که این موضوع، پیشنهاد برای اصلاح و تکمیل احکام برنامه هفتم توسعه است و در حال حاضر یک حکم قانونی موجود محسوب نمی‌شود.

 

آغاز در پنج استان

مرحله نخست برنامه در سال ۱۴۰۵ در استان‌های زنجان، همدان، گلستان، فارس و خراسان شمالی اجرا می‌شود و در هر استان یک عرصه تولیدی به‌عنوان عرصه هدف انتخاب خواهد شد.

قرار است از سال ۱۴۰۶ و در ادامه اجرای برنامه هفتم توسعه، دامنه کار به شهرستان‌ها گسترش پیدا کند و دست‌کم یک عرصه تولیدی در هر شهرستان تحت پوشش قرار گیرد.

برای انتخاب عرصه‌های هدف نیز وجود تشکل یا تعاونی فعال، آمادگی کشاورزان برای مشارکت، حضور دست‌کم ۲۵ بهره‌بردار عضو و رعایت حدنصاب‌های فنی و اقتصادی اراضی کشاورزی در نظر گرفته شده است.

در نهایت، موفقیت این برنامه قرار نیست فقط با تعداد مزارع یا دوره‌های آموزشی سنجیده شود. افزایش بهره‌وری عوامل تولید، بهبود الگوی کشت، حل مسائل اولویت‌دار تولید و میزان اثرگذاری دانش و فناوری در مزرعه از شاخص‌های اصلی آن است و برای افزایش حداقل ۲۰ درصدی بهره‌وری عوامل تولید نسبت به سال پیش از اجرای طرح هدف‌گذاری شده است.

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید