چرا ایران از بازار ۹۰۶ میلیارد دلاری تجارت صنایع دستی جا ماند؟

سهم ناچیز از بازار جهانی با ۱۷ شهر و روستای جهانی صنایع‌دستی

سهم ناچیز از بازار جهانی با ۱۷ شهر و روستای جهانی صنایع‌دستی

تهران-ایانا- گزارش پژوهشی اتاق بازرگانی ایران نشان می‌دهد فاصله معنادار میان ظرفیت تمدنی و سهم اندک کشور از بازار جهانی ۹۰۶ میلیارد دلاری صنایع‌دستی، نه از ضعف در تولید، بلکه از گسست در زنجیره ارزش، تصویرسازی فرهنگی و ناهماهنگی نهادی ریشه می‌گیرد؛ چالشی که عبور از آن نیازمند بازتعریف نقش نمایندگی‌های خارجی و استقرار شبکه زنجیره تأمین یکپارچه است.

صبا طاهری خبرنگار
کدخبر: 138124

به گزارش ایانا، مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی ایران در گزارش پژوهشی و سیاستی با عنوان «نقش دیپلماسی فرهنگی در توسعه صادرات صنایع‌دستی ایران؛ تحلیل نهادی، بازاری و سیاستی» به بررسی فاصله معنادار میان ظرفیت‌های هویتی کشور و حضور تجاری آن در بازار جهانی پرداخت.

بر پایه داده‌های گردآوری‌شده در این گزارش، ارزش بازار جهانی صنایع‌دستی در سال ۲۰۲۴ رقمی بین ۷۴۰ تا ۹۰۶ میلیارد دلار برآورد شد، در حالی که صادرات رسمی صنایع‌دستی ایران در سال ۱۴۰۲ تنها حدود ۲۱۲ میلیون دلار بود که حتی با افزودن برآوردهای صادرات چمدانی از ۴۲۴ میلیون دلار فراتر نرفت؛ این رقم در سنجش با آمار صادرات رسمی ۳۲۲ میلیون دلاری سال ۱۳۹۹، از افول محسوس درآمدهای ارزی این بخش حکایت دارد، آن هم در شرایطی که ایران با ثبت جهانی ۱۷ شهر و روستای صنایع‌دستی، در زمره کشورهای صاحب‌نام این حوزه قرار گرفته است.

این گزارش با تأکید بر اینکه صنایع‌دستی مؤلفه‌ای اساسی در زنجیره ارزش اقتصاد خلاق است، این گزارش، این جاماندگی را ناشی از دو شکاف راهبردی دانست و نوشت: «نخستین مانع به ضعف زنجیره تأمین و فاصله فیزیکی و مفهومی تولیدکننده از بازار جهانی مربوط می‌شود. زیرا  بخش اعظم تولیدات کشور همچنان در کارگاه‌های خرد، پراکنده و سنتی انجام می‌شود؛ در حالی که بازار مدرن بین‌المللی بر پایه  الزاماتی چون بسته‌بندی استاندارد، ابعاد متناسب با کاربرد، سازگاری با سبک زندگی معاصر، ثبات کیفیت، هویت بصری و امکان عرضه در تجارت الکترونیک شکل گرفته است.

تولیدات سنتی باوجود ارزش هنری، به سبب وزن بالا، حجم نامتعارف یا ناتوانی در تأمین سفارش‌های مستمر، سهم خود را در بازار از دست می‌دهند. شکاف دوم نیز به ضعف در بازنمایی نمادین و روایت فرهنگی بازمی‌گردد؛ بدین معنا که کالای فرهنگی پیش از مصرف فیزیکی باید برای مخاطب قابل فهم باشد و ارزش تاریخی و اصالت نهفته در دست‌سازه‌ها باید از طریق دیپلماسی فرهنگی به ارزش ادراک‌شده اقتصادی برای خریدار تبدیل شود.»

یافته‌های دیگر این پژوهش از عملکرد جزیره‌ای و ناهماهنگی میان متولیان فرهنگ، دیپلماسی و بازرگانی از جمله وزارت امور خارجه، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان توسعه تجارت و اتاق بازرگانی پرده برداشت؛ امری که با الگوهای تجاری موفق جهان در تعارض آشکار است.

در همین راستا، این پژوهش با بررسی تجربه کشورهایی چون ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، ژاپن، کره جنوبی و هند، بر پیوند توسعه صادرات با برندسازی جمعی و نوآوری طراحی تأکید کرد که توسعه صادرات پیوندی ناگسستنی با برندسازی جمعی و نوآوری طراحی دارد، نه تمرکز صرف بر افزایش حجم تولید.

 این پژوهش همچنین با اشاره به تمرکز بیش از ۷۵ درصد صادرات فعلی ایران بر پنج کشور همسایه، نفوذ به بازارهای پرکشش با ارزش افزوده بالا در اروپا، شرق آسیا و آمریکای شمالی را ضرورتی حیاتی قلمداد کرد.

مرکز پژوهش‌های اتاق ایران در نهایت بسته راهکارهای اجرایی خود را در قالب یک نقشه راه عملیاتی پیشنهاد کرد و خاطرنشان ساخت؛ در گام کوتاه‌مدت، تأسیس مراکز تجاری و هنری مشترک با تکیه بر ظرفیت سفارتخانه‌ها و خانه‌های فرهنگ، صدور شناسنامه دیجیتال اصالت مبتنی بر بارکدهای اطلاعاتی کالا و برگزاری دوره‌های انطباق طراحی برای هنرمندان ضروری است.

در گام میان‌مدت، ایجاد شورای عالی دیپلماسی فرهنگی صنایع‌دستی، طراحی نشان ملی کیفیت به‌عنوان برند چتری و استقرار زیرساخت‌های فروش برخط فرامرزی در اولویت قرار می‌گیرد.

در افق بلندمدت نیز تسهیل موانع گمرکی، تعرفه‌ای و لجستیکی از مسیر دیپلماسی تجاری ترجیحی، شکل‌گیری خوشه‌های صادراتی و اتصال ساختارمند تولیدکنندگان روستایی و خرد به شرکت‌های بزرگ تخصصی صادرات، زمینه‌ساز تبدیل صنایع‌دستی از یک فعالیت سنتی به ابزاری پایدار در تراز تجاری و تصویرسازی بین‌المللی کشور خواهد بود.»

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید