صنایع غذایی ایران در تلاطم: حذف ارز ترجیحی، رانت را میگیرد اما تولید را نجات نمیدهد
عکس از خبرگزاری مهر
تهران-ایانا-به گفته یک فعال حوزه تولید صنایع غذایی حذف ارز ترجیحی در صورت اجرای درست قانون میتواند به کاهش رانت و فساد کمک کند؛ درعین حال چالش اصلی تولید داخلی فقط سیاست ارزی نیست؛ در بخش کشاورزی، نبود تولید مدرن، ضعف زنجیره تأمین و فقدان استانداردهای کیفی باعث شده تولیدکنندگان برای تأمین مواد اولیه مورد نیاز خود به واردات وابسته باشند.
به گزارش ایانا، حذف ارز ترجیحی در چند ماه اخیر همواره یکی از موضوعات بحثبرانگیز اقتصاد ایران بوده است؛ سیاستی که موافقان آن را راهی برای کاهش رانت و اصلاح نظام توزیع میدانند و منتقدانش بر تبعات تورمی و افزایش هزینههای تولید و مصرف تأکید دارند. با این حال، از نگاه پویا سجودی، مسئله اصلی پیش از هر چیز به نحوه اجرای قانون بازمیگردد.
او معقتد است که هر نوع چندنرخی بودن ارز یا قیمت، در صورت نبود نظارت و اجرای دقیق قانون، میتواند زمینه ایجاد رانت و فساد را فراهم کند.
به گفته او، در چنین شرایطی ممکن است منابعی که برای تأمین کالاهای مورد نیاز جامعه اختصاص یافته، در مسیرهای دیگری مصرف شود و سودهای سنگین حاصل از این اختلاف قیمت، هم به مصرفکننده و هم به تولیدکننده آسیب بزند.
این فعال تولید صنایع غذایی حذف ارز ترجیحی را در مجموع اقدامی مثبت ارزیابی میکند، اما تأکید دارد که حذف یک سازوکار رانتی بدون اصلاح سایر بخشهای زنجیره تولید و توزیع، بهتنهایی نمیتواند مشکلات تولید را برطرف کند.
جنگ و محاصره در مقابل تامین مواد اولیه و تولید
بخش مهمی از این چالشها در جریان «جنگ رمضان» خود را نشان داد؛ دورهای که اختلال در حملونقل و تأمین مواد اولیه، آسیبپذیری تولیدکنندگان وابسته به واردات را بیشتر کرد.
سجودی درباره وضعیت فعالیت تولیدی در این دوره توضیح میدهد که علاوه بر فشار روانی واردشده به نیروی انسانی، در تأمین برخی مواد اولیه نیز مشکلاتی ایجاد شد.
به گفته او، توقف یا آسیب به بخشی از واحدهای پتروشیمی و افزایش قیمت «پت» از جمله مشکلاتی بود که تولیدکنندگان با آن مواجه شدند.
اما مسئله برای این تولیدکننده به مواد اولیه پتروشیمی محدود نمیشود. یکی از چالشهای اصلی، تأمین دانههای روغنی و مغزیجات مورد استفاده در فرآوری محصولاتی مانند کره بادام زمینی است که بدون تامین شدن این مواد تولید امکان پذیر نیست.
به اعتقاد سجودی، دلیل این وابستگی صرفاً کمبود تولید داخلی نیست، بلکه تفاوت در شیوه تولید و استانداردسازی است. محصولات وارداتی معمولاً با گواهی، کاتالوگ و مشخصات دقیق کیفی عرضه میشوند و شاخصهایی مانند میزان رطوبت و استانداردهای مورد تأیید وزارت بهداشت و استاندارد ملی ایران برای آنها مشخص است؛ در حالی که تولیدکننده سنتی داخلی در بسیاری از موارد چنین تضمینهایی ارائه نمیکند.
وقتی تولید داخلی عقبتر از استانداردهای صنعت است
این وضعیت تولیدکننده را در موقعیتی قرار داده که برای حفظ کیفیت محصول نهایی، ناچار به استفاده از مواد اولیه وارداتی باشد. در شرایط عادی، این وابستگی شاید کمتر دیده شود، اما در زمان بحران، بستهشدن مرزها، کاهش پروازها یا اختلال در حملونقل دریایی، آسیبپذیری آن بهسرعت آشکار میشود.
سجودی معتقد است ادامه چنین وضعیتی در بلندمدت میتواند برای تولیدکنندگان مشکلآفرین باشد؛ چراکه ذخایر موجود ممکن است برای مدتی پاسخگو باشد، اما اگر اختلال در مسیرهای وارداتی ادامه پیدا کند، تأمین مواد اولیه به یکی از گلوگاههای اصلی تولید تبدیل خواهد شد.
حتی استفاده از مسیرهای جایگزین در مرزهای شمالی نیز از نگاه او راهحل سادهای نیست. بخش مهمی از واردات این حوزه از هند انجام میشود و انتقال این کالاها از مسیرهای غیرمستقیم زمینی میتواند هزینه حمل را بهشدت افزایش دهد و زمان واردات را طولانی کند. این در حالی است که حملونقل دریایی، بهویژه برای یک کشور دارای بنادر متعدد، از نظر هزینه معمولاً مزیت بیشتری دارد.
نسخهای برای کاهش وابستگی
با این حال، سجودی معتقد است راهحل نهایی را نباید صرفاً در افزایش واردات یا باز گذاشتن مسیرهای تجاری جستوجو کرد. از نگاه او، باید زنجیره تولید داخلی از پایه اصلاح شود؛ از بذر و روش کشت گرفته تا فرآوری، نگهداری و کنترل کیفیت.
او استفاده از بذرهای اصلاحشده، توسعه سردخانهها و ایجاد آزمایشگاههای مجهز برای کنترل کیفیت را از مهمترین نیازهای کشاورزی ایران میداند. محصولی که قرار است وارد چرخه صنعتی شود باید مشخصات دقیقی از جمله میزان رطوبت، آفلاتوکسین و سایر شاخصهای کیفی داشته باشد تا تولیدکننده بتواند با اطمینان آن را در فرآیند فرآوری استفاده کند.
مشکل اما در هزینهبر بودن این فرآیند برای کشاورز خرد و سنتی است. به گفته سجودی، کشاورزی پراکنده و سنتی باعث میشود هزینه تجهیز، کنترل کیفیت و استانداردسازی برای هر تولیدکننده بالا باشد؛ در نتیجه کشاورز در رقابت با محصول وارداتی که از ابتدا بر مبنای استاندارد و مشخصات فنی تولید شده، مزیت خود را از دست میدهد.
تجمیع زمینها؛ نقطه شروع اصلاح کشاورزی
از این منظر، یکی از راهکارهای پیشنهادی، حرکت به سمت تشکیل شرکتهای زراعی و تجمیع زمینهای کشاورزی است. با چنین ساختاری میتوان تولید را هدفمندتر کرد، تجهیزات و آزمایشگاههای کنترل کیفیت را بهصورت مشترک در اختیار داشت و فرآیند کشت تا برداشت را از حالت سنتی خارج کرد.
سجودی تأکید میکند که تغییر این ساختار آسان نیست، اما اصلاح کشاورزی ناگزیر باید از جایی آغاز شود. به اعتقاد او، دولت میتواند با ایجاد و حمایت از شرکتهای کشاورزی و هدایت کشاورزان به سمت شیوههای مدرن، این گذار را تسهیل کند؛ نه از طریق اجبار، بلکه با نشان دادن منافع اقتصادی آن برای خود کشاورز.
در نهایت، مسئله فقط افزایش تولید یا کاهش واردات نیست. اگر تولید داخلی بتواند محصولی با کیفیت، استاندارد و قابل اتکا برای صنایع فرآوری تولید کند، وابستگی به واردات مواد اولیه نیز کاهش مییابد و تولیدکننده در برابر بحرانهایی مانند جنگ، بستهشدن مرزها و اختلال در حملونقل آسیبپذیری کمتری خواهد داشت.
دیدگاه تان را بنویسید