Iranian Agriculture News Agency
اهمیت توجه به نهادها در توسعه کشاورزی تجاری

دکتر عبدالله موموندی - مدیرکل دفتر ترویج دانش و فناوری کشاورزی موسسه آموزش و ترویج کشاورزی 

 در اوایل دهه شصت میلادی که اقتصاددانان برای اولین بار به سراغ تولید محصولات کشاورزی رفتند، بخش کشاورزی را به عنوان یک واحد مستقل و عموما  از طریق چشم انداز بازارها و قیمت ها مد نظر قرار می دادند. در این دوران از راهبردهای اقتصادی ویژه کشاورزی خبری نبود و به عقیده اقتصاددانان قیمت های بازار برای ارتقاء هماهنگی تولید و توزیع کافی بود و مداخلات سنتی (سیاست های عمومی مداخله در بازار)، نواقص بازار و در نتیجه تحریف قیمت ها را برطرف می کرد.

 فعالیت های دیویس و گلدبرگ (1957) در دانشکده کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه هاروارد چشم اندازهای جدیدی را برای تجزیه و تحلیل سیستم های غذایی و طراحی سیاست های عمومی و راهبردهای اقتصادی ویژه کشاورزی و بخش های مرتبط با آن پدیدار ساخت. در مطالعات آنان این فرض وجود داشت که در کشاورزی، عملیات، بدون در نظر گرفتن هزینه بازارها و تعاملات و اصطکاک و تعارضات بین بخش ها و مؤسسات انجام می شود. بر این اساس آنان مدل سیستم های کشاورزی تجاری را ارائه و ارتباطات بین بخشی در کشاورزی را برجسته کردند. دیویس و گلدبرگ مجموع فعالیت های مرتبط با تولید و توزیع لوازم کشاورزی، عملیات تولید در مزرعه، ذخیره سازی، فراوری و توزیع محصولات کشاورزی را به عنوان مفهوم کشاورزی تجاری اعلام و بیان داشتند که یک کشاورز کوچک بخشی از سیستم کشاورزی و کشاورزی بخشی از حوزه تجارت پدیده ها است. این چشم انداز مباحث اقتصادی در کشاورزی را به سمت مشکلات تجاری در دنیای واقعی سوق داد و اهمیت تشکیل سیستم ها و زنجیره ها را به عنوان یک ساختار مفهومی برای مطالعه هماهنگی جریان محصولات به سمت بازارهای نهایی نشان داد. اما این زنجیره ها و سیستم ها به دلیل نادیده گرفتن نقش نهادها و غفلت از اینکه تولید و تجارت جهانی محصولات کشاورزی به انتخاب فناوری، حضور بازیگران جهانی، وجود منافع شخصی، مکانیزم های لابی و وجود روابط فرهنگی بین کشورهای مختلف بستگی دارد، در نقطه ای که لازم بود بازیگران برای تولید ارزش و اداره مکانیزم های پیچیده تولید و تجارت به هم نزدیک شوند و همکاری کنند، با چالش مواجه شد.

نهادها، قواعد بازی در یک جامعه هستند که تعاملات انسانی را شکل می دهند، جنبه های مختلف زندگی فردی و گروهی را تحت تأثیر قرار داده، محدودیت هایی را به جامعه تحمیل می کنند و سبب توانمندسازی اقدامات اجتماعی می شوند. این مفهوم برای اولین بار و در دهه 1990 توسط داگلاس نورث ارائه شد. از نظر نورث نهادها قواعد بازی در یک جامعه، یا محدودیت های انسانی تعبیه شده هستند که تعاملات انسانی را شکل می‌‌دهند و دارای سه ویژگی مشخص می باشند: اول، توسط انسان ها تعبیه می شوند. دوم، محدودیت هایی را به رفتار انسان اِعمال می کنند و سوم، تأثیر ‌‌آنها از طریق انگیزه صورت می گیرد. او نهادها را به دو گروه نهادهای رسمی (قوانین و رویه هایی که از کانال هایی نظیر دادگاه ها، قانونگذاران و دیوانسالاران اداری رسمیت یافته، ایجاد و ابلاغ شده و مورد پیگیری قرار می گیرند) و نهادهای غیررسمی (سنت ها، زبان، رسوم، ارزش ها، باورها، هنجارهای فرهنگی، ارزش ها و شیوه های پذیرفته شده در انجام کارها) تقسیم بندی کرد.

در بین عوامل مؤثر و محرک برای رشد و توسعه ی کشاورزی تجاری، فرایند گسترش و پذیرش دانش، اطلاعات، نوآوری و فناوری های نوین در مرکز توجه قرار دارد. این فرایند در بافتی از مدل های ذهنی اتفاق می افتند که در گروه نهادهای غیررسمی قرار دارند. مدل ذهنی (پیش ذهنیت ها یا عقاید از قبل ایجادشده)، نمایانگرهای خارجی هستند که سیستم های شناخت فردی برای تفسیر محیط را ایجاد می کنند. این مدل ها پیچیدگی های زیادی دارند که آگاهی از آنها برای ایجاد انتخاب های معقول توسط فرد با در نظر گرفتن ترجیحات و منابع در دسترس وی ضروری بوده و از طریق آموزش قابل تغییر هستند. برای ایجاد تغییر در رفتار افراد، لازم است مدل های ذهنی آنها هدف قرار گیرد تا از طریق تأثیرگذاری بر این مدل ها، شرایطی فراهم شود که افراد هنگام مواجه شدن با واقعیت ها، خلاف عادات ذهنی قبلی تصمیم گیری و اقدام کنند. در اغلب موارد پذیرش فناوری های جدید، با درصدی از نااطمینانی همراه است در چنین شرایطی افراد با استفاده از آموخته های قبلی، محیط اطرافشان را تفسیر می کنند. درک تصمیم گیری در چنین شرایطی نیازمند برقراری ارتباط بین مدل های ذهنی که فرد برای درک جهان اطراف خود می‌‌سازد، با ایدئولوژی ها که از سازه های مربوط به مدل های ذهنی منتج می شود و نیز نهادهایی است که در یک جامعه تدوین و پایه گذاری می شوند تا ارتباط بین افراد را در جامعه نظم دهند.

 هرچند که برای توسعه کشاورزی تجاری در ایران توجه به سطح تعبیه شده اجتماعی (مدل های ذهنی، هنجارها، عرف ها، آداب و رسوم و سنت ها) بسیار ضروری است، اما به نظر می رسد در شرایط فعلی وظیفه اصلی وزارت جهاد کشاورزی تمرکز بر بهبود محیط نهادی (قوانین رسمی، شامل قوانین اساسی، قواعد و حقوق مالکیت)، تعریف یک نظام حقوقی کامل برای تعریف قواعد و قراردادها و همچنین نظارت بر روابط قراردادی در کشاورزی قراردادی است.

نظام ترویج و آموزش کشاورزی ایران از جمله نهادهای بسیار مهم و تأثیرگذار برای تسریع و تسهیل در توسعه کشاورزی تجاری و کشاورزی قراردادی به شمار می آید. این نهاد چه به لحاظ مأموریت ها و وظایف محوله، چه به لحاظ ماهیت تخصصی میان رشته ای و تکثرگرا و چه به لحاظ ظرفیت ها، ساختار اجرایی و منابع در اختیار قادر است نقشی اساسی در گفتمان سازی، افزایش دانش و اطلاعات بازیگران (ذینفعان، ذی نفوذان، ذی مدخلان و ذیربطان) و مهم تر از همه تسهیل گری و شبکه سازی در قالب نظام نوآوری کشاورزی برای توسعه کشاورزی تجاری در کشور ایفا نماید.

 

 

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید