مشاور امور زنان و خانواده سازمان امور عشایر ایران:
دانش بومی زنان عشایر با پیوند فناوری و بازار به ثروت پایدار تبدیل میشود
تهران- ایانا- مشاور امور زنان و خانواده سازمان امور عشایر ایران با تأکید بر ضرورت بهرهگیری اقتصادی از دانش بومی زنان عشایر گفت: «شناسایی ظرفیتهای محلی، توسعه فناوری متناسب با نیاز تولیدکنندگان، دسترسی به بازار و حفظ حقوق صاحبان دانش بومی، از الزامات تبدیل مهارتهای سنتی به کسبوکارهای پایدار است.»
مریم مؤمنی در گفتوگو با ایانا اظهار کرد: «زنان عشایر طی نسلها در زمینه تولید و فرآوری محصولات دامی، صنایعدستی، شناخت منابع طبیعی، استفاده از گیاهان بومی و سازگاری با شرایط اقلیمی، دانش و تجربه ارزشمندی کسب کردهاند که میتواند زمینهساز تولید محصولات نوآورانه و ایجاد فرصتهای اقتصادی متناسب با ظرفیت هر منطقه باشد.»

او افزود: «برخورداری از یک مهارت بومی بهتنهایی به معنای قابلیت تجاریسازی آن نیست. برای تبدیل این دانش به دارایی اقتصادی، ابتدا باید ظرفیتهای موجود شناسایی و مستند شوند و سپس امکان اعتبارسنجی علمی و فنی، توجیه اقتصادی، ظرفیت تولید و تناسب محصول با نیاز بازار مورد بررسی قرار گیرد.»
مؤمنی با تأکید بر ضرورت رعایت حقوق صاحبان دانش بومی تصریح کرد: «زنان عشایر نباید صرفاً تأمینکننده دانش و تجربه باشند، درحالیکه منافع اقتصادی حاصل از تجاریسازی آن به دیگران برسد. مشارکت زنان در تصمیمگیری و تعیین سهم آنان از منافع حاصل، باید از ابتدای فرایند توسعه اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.»
توسعه محصول باید از شناسایی مسئله واقعی آغاز شود
مشاور امور زنان و خانواده سازمان امور عشایر ایران با اشاره به ضرورت تفکیک ایدهپردازی، توسعه فناوری و تجاریسازی گفت: «داشتن یک ایده ارزشمند یا مهارت تولیدی، بهتنهایی به معنای برخورداری از فناوری آماده عرضه به بازار یا کسبوکاری پایدار نیست؛ بنابراین، پیش از انتخاب راهکار فناورانه باید مشخص شود که ایده موردنظر چه مسئلهای را حل میکند، مشتری آن چه کسی است و آیا اجرای آن از نظر فنی و اقتصادی امکانپذیر است یا خیر.»
او توضیح داد: «ممکن است مشکل یک گروه از زنان عشایر، پایین بودن کیفیت محصول نباشد، بلکه به دسترسی نداشتن به تجهیزات مناسب، بستهبندی استاندارد، سرمایه در گردش یا بازار فروش مربوط شود. در چنین شرایطی، استفاده از فناوری پیشرفته بدون تشخیص درست مسئله، لزوماً نتیجه اقتصادی مطلوبی به همراه نخواهد داشت.»
به گفته مؤمنی، پس از شناسایی مسئله باید تناسب راهکار پیشنهادی با منابع، زیرساختها، شرایط جغرافیایی و توان تولید منطقه بررسی شود. هزینه استفاده از فناوری، امکان تأمین و نگهداری تجهیزات و دسترسی به مواد اولیه نیز در این ارزیابی اهمیت دارد.
او ادامه داد: «در مرحله توسعه محصول، در صورت نیاز نمونه اولیه تولید میشود و ویژگیهایی مانند کیفیت، ایمنی و ماندگاری آن مورد ارزیابی قرار میگیرد. همچنین باید محصول با مشارکت مشتریان و خریداران بالقوه در بازار واقعی آزموده شود؛ زیرا موفقیت تجاری تنها به کیفیت محصول وابسته نیست و قیمت، سلیقه مشتری، قدرت خرید، رقبا و مسیر توزیع نیز در آن نقش دارند.»
این مشاور با تأکید بر ضرورت طراحی مدل کسبوکار اظهار کرد: «باید مشخص باشد مواد اولیه چگونه تأمین میشوند، هزینه تمامشده و قیمت عرضه محصول چقدر است، مسئولیت تولید و فروش بر عهده چه کسانی قرار دارد و درآمد حاصل چگونه میان مشارکتکنندگان توزیع خواهد شد.»
همکاری مراکز علمی و شرکتهای فناور برای رفع موانع تولید
مؤمنی با اشاره به ظرفیت شکلگیری کسبوکارهای نوآورانه در اقتصاد عشایری گفت: «تحقق این ظرفیت به ارتباط هدفمند میان نیازهای واقعی عشایر و توان تخصصی دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، مراکز رشد و شرکتهای فناور وابسته است.»
او افزود: «مراکز رشد میتوانند در ارزیابی ایدهها، تدوین مدل کسبوکار، توسعه محصول، ارائه مشاوره تخصصی و ایجاد ارتباط با سرمایهگذاران نقش داشته باشند. دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی نیز میتوانند مسائل علمی و فنی مرتبط با فرآوری، کنترل کیفیت و استانداردسازی محصولات را بررسی کنند و شرکتهای فناور راهکارهای عملی متناسب با نیاز تولیدکنندگان ارائه دهند.»
به گفته مؤمنی، در حوزه محصولات دامی میتوان از فناوریهای مناسب برای بهبود فرآوری، کنترل کیفیت، بستهبندی و افزایش ماندگاری استفاده کرد. در صنایعدستی نیز ابزارهای دیجیتال و بسترهای فروش اینترنتی میتوانند دسترسی تولیدکنندگان به بازارهای جدید را بهبود دهند. همچنین در زمینه گیاهان بومی و محصولات مرتبط با منابع طبیعی، با رعایت ملاحظات علمی، قانونی و زیستمحیطی، امکان توسعه محصولات دارای ارزش افزوده بیشتر وجود دارد.
مشاور امور زنان و خانواده سازمان امور عشایر ایران تأکید کرد: «ورود به اقتصاد دانشبنیان به این معنا نیست که همه زنان عشایر باید شرکت دانشبنیان تأسیس کنند. در بسیاری از موارد، همکاری یک تعاونی یا گروه تولیدی با شرکت فناور، استفاده از خدمات تخصصی مراکز تحقیقاتی یا بهکارگیری فناوریهای موجود، مؤثرتر و کمهزینهتر از ایجاد یک مجموعه جدید است.»
او خاطرنشان کرد: «اگر پژوهشگران با مسائل واقعی تولیدکنندگان آشنا نباشند، محصولات فناورانه بدون شناخت بازار توسعه یابند یا زنان عشایر به سرمایه و مسیرهای فروش دسترسی نداشته باشند، زنجیره توسعه اقتصادی کامل نخواهد شد. ازاینرو، ارزیابی برنامهها باید بر نتایج عملی، از جمله توسعه محصول، جذب مشتری، استمرار فروش و افزایش درآمد زنان متمرکز باشد.»
صندوقهای اعتبارات خرد به حمایتهای فراتر از تسهیلات نیاز دارند
مؤمنی با اشاره به نقش صندوقهای اعتبارات خرد زنان عشایری در حمایت از فعالیتهای اقتصادی اظهار کرد: «تأمین سرمایه اولیه، بهتنهایی برای توسعه کسبوکار کافی نیست و در بسیاری از موارد، تولیدکنندگان برای ارتقای کیفیت محصول، تهیه تجهیزات مشترک، بستهبندی مناسب یا دسترسی به خریداران و شبکه توزیع نیز به حمایت نیاز دارند.»
او افزود: «صندوقها میتوانند با شناسایی ظرفیتهای اعضا، تجمیع نیازهای مشترک و ایجاد ارتباط با نهادهای تخصصی، زمینه همکاریهای اقتصادی را فراهم کنند. برای مثال، استفاده مشترک چند تولیدکننده از خدمات بستهبندی، تجهیزات فرآوری یا بازاریابی میتواند هزینهها را کاهش دهد و قدرت چانهزنی آنان را افزایش دهد.»
مؤمنی ادامه داد: «با این حال، پیش از تعریف مسئولیتهایی مانند فعالیت تجاری یا سرمایهگذاری مشترک برای صندوقها، باید ساختار و مقررات، میزان فعالیت، توان مدیریتی، منابع مالی و علاقه اعضای هر صندوق بررسی شود.»
این مشاور، شناسایی وضعیت صندوقهای فعال، نیمهفعال و غیرفعال و بررسی دلایل غیرفعال بودن برخی از آنها را گام نخست برای طراحی حمایتهای مؤثر دانست و گفت: «پس از شناخت وضعیت موجود، میتوان صندوقها را بر اساس ظرفیت و نیازشان دستهبندی کرد و برای هر گروه، مسیر حمایتی متناسبی در نظر گرفت.»
او همچنین نقش تسهیلگران را در شناسایی نیازهای اعضا، پیگیری ارتباط با دستگاههای تخصصی و کمک به شکلگیری همکاریهای جمعی مهم دانست و تأکید کرد: «برای اثربخشی این نقش، وظایف تسهیلگران باید روشن باشد و آموزش و پشتیبانی لازم در اختیار آنان قرار گیرد.»
الگوی پنجمرحلهای برای تجاریسازی ظرفیتهای زنان عشایر
مشاور امور زنان و خانواده سازمان امور عشایر ایران با تأکید بر ضرورت طراحی یک الگوی اجرایی برای پیوند دانش بومی با اقتصاد دانشبنیان گفت: «این الگو باید از شناسایی ظرفیتها و نیازهای واقعی آغاز شود و تا توسعه بازار و ارزیابی نتایج اقتصادی ادامه یابد.»
به گفته او، مرحله نخست، شناسایی و مستندسازی دانش بومی، مهارتهای تولیدی، محصولات موجود، نیازهای فناورانه، محدودیتهای زیرساختی و موانع بازار در مناطق مختلف عشایری است. در این مرحله باید تفاوتهای منطقهای مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا ظرفیتها، شیوههای تولید و محدودیتهای اقتصادی در همه مناطق یکسان نیستند.
مؤمنی افزود: «در مرحله دوم، فرصتهای شناساییشده باید بر اساس معیارهایی مانند نیاز واقعی بازار، امکانپذیری فنی، توجیه اقتصادی، قابلیت تولید، دسترسی به مواد اولیه و آثار زیستمحیطی اولویتبندی شوند تا ظرفیتهای دارای قابلیت تبدیل به فعالیت اقتصادی پایدار مشخص شوند.»
او تشکیل شبکه تخصصی متناسب با هر فرصت را مرحله سوم این الگو دانست و اظهار کرد: «بسته به ماهیت فعالیت، همکاری زنان تولیدکننده، دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، مراکز رشد، شرکتهای فناور، نهادهای تأمین مالی و فعالان بازار میتواند ضروری باشد. این همکاریها باید بر اساس نیاز واقعی هر طرح شکل بگیرند و به اجرای عملی برنامهها منجر شوند.»
مؤمنی ادامه داد: «مرحله چهارم به توسعه و اعتبارسنجی محصول یا خدمت اختصاص دارد. در این مرحله، راهکار پیشنهادی از نظر فنی و اقتصادی بررسی میشود و در صورت نیاز، نمونه اولیه توسعه مییابد. همچنین کیفیت محصول، میزان تقاضا و شرایط ورود به بازار باید با مشارکت خریداران بالقوه ارزیابی شود.»
به گفته او، مرحله پنجم، تجاریسازی و توسعه بازار است که موضوعاتی مانند تأمین مالی، استانداردها و مجوزهای لازم، بستهبندی، برندسازی، بازاریابی، توزیع و قراردادهای فروش را دربرمیگیرد. در این مرحله نیز باید نقش زنان در زنجیره ارزش و سهم آنان از منافع اقتصادی بهروشنی مشخص باشد.
مشاور امور زنان و خانواده سازمان امور عشایر ایران، این سازمان را دارای ظرفیت ایفای نقش تسهیلگر و هماهنگکننده در این فرایند دانست و گفت: «این سازمان با توجه به ارتباط با جامعه عشایری و شناخت ظرفیتها و مسائل مناطق مختلف، میتواند در شناسایی نیازها، اولویتبندی فرصتها، ایجاد ارتباط میان زنان عشایر و نهادهای علمی و فناورانه و پیگیری اجرای برنامهها نقش مؤثری ایفا کند.»
او افزود: «سازمان امور عشایر قرار نیست همه وظایف پژوهشی، فناورانه، تولیدی و تجاری را مستقیماً بر عهده بگیرد؛ بلکه باید زمینه همکاری نهادهای تخصصی را فراهم کند تا هرکدام در حوزه مسئولیت خود فعالیت کنند و ارتباط میان این ظرفیتها به شکل مؤثرتری برقرار شود.»
مؤمنی با تأکید بر ضرورت ارزیابی نتایج این الگو اظهار کرد: «تعداد محصولات توسعهیافته و اعتبارسنجیشده، میزان فروش مستمر، افزایش ارزش افزوده، شکلگیری همکاریهای پایدار و بهبود درآمد و مشارکت اقتصادی زنان عشایر، از جمله شاخصهای سنجش موفقیت برنامهها هستند.»
او خاطرنشان کرد: «اقتصاد دانشبنیان الزاماً به معنای استفاده از فناوریهای پیچیده نیست و گاهی بهبود روش فرآوری، بستهبندی، کنترل کیفیت یا دسترسی به بازار میتواند اثر اقتصادی مهمی داشته باشد. هدف نهایی باید ایجاد شرایطی باشد که زنان عشایر، علاوه بر حفظ دانش و مهارتهای بومی خود، در تصمیمگیریهای اقتصادی مشارکت داشته باشند و سهم پایداری از ارزش افزوده محصولاتشان به دست آورند.»
دیدگاه تان را بنویسید