به‌بهانه انتخاب «زهرا میری» به‌عنوان زن الهام‌بخش در رویداد بین‌المللی سیرداپ:

از احیای خامه‌دوزی تا اشتغال ۲۰۰ نفر؛ روایت یک زن کارآفرین در سیستان و بلوچستان

از احیای خامه‌دوزی تا اشتغال ۲۰۰ نفر؛ روایت یک زن کارآفرین در سیستان و بلوچستان

تهران- ایانا- زهرا میری، کارآفرین صنایع‌دستی سیستان و بلوچستان، با احیای خامه‌دوزی و توسعه تولید محصولات بومی، زمینه فعالیت ۲۰۰ نیروی کار ثابت را فراهم کرده است؛ مسیری که از نگرانی درباره فراموش شدن یک هنر محلی آغاز شد و به آموزش زنان، توسعه کارگاه‌های تولیدی و ایجاد فرصت درآمدزایی در منطقه‌ای گرفتار خشکسالی رسید. تجربه او در میان ۳۰ زن الهام‌بخش کشورهای عضو مرکز توسعه یکپارچه روستایی برای آسیا و اقیانوسیه (سیرداپ) مطرح شده است.

کدخبر: 138472

این تجربه، فقط روایت توسعه یک کسب‌وکار نیست؛ داستان تلاش برای پیوند دادن هنر بومی به بازار امروز و تبدیل مهارت به فرصتی برای استقلال اقتصادی زنان است. در گفت‌وگوی ایانا با زهرا میری، از آغاز فعالیت در سال ۱۳۹۴ و احیای نقش‌های قدیمی تا سفارش‌های چند هزار عددی، آموزش زنان، دشواری‌های کارآفرینی در سیستان و تأثیر اشتغال بر زندگی و اعتمادبه‌نفس زنان گفته شده است.

photo_30448545205_x

 

چه شد که تصمیم گرفتید خامه‌دوزی سیستان را احیا کنید و این مسیر را از کجا آغاز کردید؟

سال ۱۳۹۴ این سؤال برایم جدی شد که چرا هنر بومی منطقه ما آن‌طور که باید دیده نمی‌شود و چرا خامه‌دوزی، با وجود ارزش و پیشینه‌اش، رو به فراموشی می‌رود. تصمیم گرفتم کاری کنم که این هنر دوباره جان بگیرد و در کنار آن، زنان بیکار روستاها هم بتوانند وارد چرخه کار و درآمد شوند.

او گفت: «هدفم فقط تولید صنایع‌دستی نبود؛ می‌خواستم به زنان آموزش بدهم، برایشان کار ایجاد کنم و هنری را که داشت کم‌رنگ می‌شد، دوباره زنده کنم.»

در ابتدا، آموزش زنان و ارتقای کیفیت دوخت در اولویت قرار گرفت. طرح‌ها و نقش‌های قدیمی، از جمله نقش‌هایی که نمونه‌هایشان در موزه‌ها وجود دارد، بررسی شدند و تلاش کردم در کنار حفظ اصالت هنر، طراحی‌ها را با سلیقه بازار امروز هماهنگ کنم. خامه‌دوزی و سیاه‌دوزی، پایه اصلی این فعالیت بودند؛ اما برای ماندگاری هنر، لازم بود محصول نهایی علاوه بر ارزش فرهنگی، از نظر طراحی، رنگ و کیفیت نیز برای مشتری جذاب باشد.

او افزود: «از همان ابتدا روی ظرافت دوخت و کیفیت کار حساس بودم. گاهی یک طرح چندین بار برای اصلاح به هنرمند برمی‌گشت و حتی تعداد تار و پودها را بررسی می‌کردم. ممکن بود یک کار ۱۰ بار اصلاح شود تا به کیفیت موردنظر برسد. می‌دانستم اگر قرار است محصول سیستان در بازارهای دیگر رقابت کند، باید بتواند از نظر کیفیت و ظرافت اعتماد مشتری را جلب کند.»

 

چگونه یک هنر بومی را به کسب‌وکاری با بازار فروش گسترده تبدیل کردید؟

برای معرفی محصولات، در نمایشگاه‌های مختلف شرکت کردم و از شبکه‌های اجتماعی نیز کمک گرفتم. در ادامه، بسته‌بندی محصولات را بهبود دادم، برند را شکل دادم، شرکت ثبت کردم و تعاونی راه‌اندازی شد. نام برند نیز از نقش اصلی مورد استفاده در خامه‌دوزی گرفته شده است.

او گفت: «ابتدا باید محصولی تولید می‌کردم که مشتری از کیفیت آن مطمئن باشد. بعد از آن، معرفی محصول و بازاریابی معنا پیدا می‌کرد. به همین دلیل، ترجیح دادم پیش از تبلیغات گسترده، توان تولید و زیرساخت کار را تقویت کنم؛ چون اگر سفارش بزرگی دریافت می‌کردم اما امکان تحویل به‌موقع و باکیفیت آن را نداشتم، اعتبار مجموعه آسیب می‌دید.»

به گفته میری، بخشی از توسعه بازار از طریق سفارش‌های سازمانی اتفاق افتاد. برای مثال، یک بانک سفارش دو هزار قلم محصول ثبت کرد تا میان سهام‌داران یا کارکنان توزیع شود. افرادی که محصولات را دریافت کردند، با کیفیت آن آشنا شدند و برخی به مشتریان جدید تبدیل شدند. ارتباط میان مجموعه‌های مختلف نیز باعث شد سفارش‌ها از یک سازمان به سازمان دیگر برسد.

او افزود: «حضور در نمایشگاه‌ها هم فقط به فروش همان روز محدود نمی‌شد. گاهی مشتری محصولی را می‌خرید و به تهران، مشهد یا شهر دیگری می‌برد. اطرافیانش محصول را می‌دیدند و درباره محل تولید آن سؤال می‌کردند؛ در نتیجه، نام فروشگاه یا صفحه اینستاگرام را می‌گرفتند و سفارش‌های تازه‌ای شکل می‌گرفت.»

این روند به‌تدریج شبکه‌ای از مشتریان در نقاط مختلف کشور ایجاد کرد. در این تجربه، کیفیت محصول و معرفی آن از سوی مشتریان، در کنار حضور در نمایشگاه‌ها و فعالیت در فضای مجازی، نقش مهمی در گسترش بازار داشت.

photo_30448545537_x

 

چگونه توانستید از یک کارگاه کوچک به اشتغال ۲۰۰ نیروی ثابت برسید؟

با افزایش سفارش‌ها، دیگر نمی‌شد به همان ظرفیت اولیه بسنده کرد. لازم بود زنان بیشتری آموزش ببینند و تولید به‌گونه‌ای سازمان‌دهی شود که هم کیفیت حفظ شود و هم سفارش‌ها در زمان تعیین‌شده به دست مشتری برسند.

او گفت: «در حال حاضر ۲۰۰ نیروی کار ثابت داریم. در زمان‌هایی که سفارش‌ها افزایش پیدا می‌کند، از ظرفیت زنان دیگری هم استفاده می‌کنیم. برای مثال، در بلوچستان با کمک افرادی که گروهی از سوزن‌دوزان را می‌شناسند و با آن‌ها کار می‌کنند، امکان توزیع بخشی از سفارش‌ها فراهم می‌شود. من با مسئولان این گروه‌ها که به سخت‌گیری‌شان در دریافت کار با کیفیت اطمینان دارم، در ارتباط هستم.»

به گفته میری، تعداد زنانی که در دوره‌های اوج سفارش به‌صورت غیرمستقیم در تولید مشارکت می‌کنند، ثابت نیست و به حجم کار بستگی دارد. در چنین شرایطی، ابتدا ظرفیت نیروهای موجود ارزیابی می‌شود و اگر برای انجام سفارش کافی نباشد، افراد جدید آموزش می‌بینند یا بخشی از کار به گروه‌های دیگر سپرده می‌شود.

او افزود: «دستمزد هنرمندان بر اساس کار تحویل‌شده محاسبه می‌شود و مدت‌زمان انجام کار، بسته به شرایط هر هنرمند، متفاوت است؛ به‌طوری‌که ممکن است یک هنرمند کاری را در یک روز به پایان برساند و هنرمند دیگری به دلیل مشغله‌های دیگر، همان کار را طی ۱۰ روز تحویل دهد.»

در کنار پرداخت دستمزد، آموزش رایگان نیز ادامه دارد. زنانی که مهارت کافی ندارند، آموزش می‌بینند تا بتوانند در تولید مشارکت کنند. در صورت دریافت سفارش‌های بزرگ، افرادی که مهارت موردنیاز را ندارند، برای انجام همان نوع دوخت آموزش می‌بینند و پس از بررسی کیفیت کارشان، به مراحل بعدی تولید وارد می‌شوند.

photo_30448545785_x

 

تجربه تولید چهار هزار شال در ۵۰ روز چگونه شکل گرفت؟

یکی از تجربه‌های مهم مجموعه، تولید چهار هزار شال سوزن‌دوزی‌شده در مدت ۵۰ روز بود؛ در حالی که برای تحویل سفارش ۶۰ روز فرصت در نظر گرفته شده بود. این سفارش فقط دوخت نبود و مراحل آموزش نیروها، تأمین مواد اولیه، تولید، اتوکشی و ارسال را نیز شامل می‌شد.

او گفت: «برای این‌که بتوانیم در این فرصت محدود کار را به پایان برسانیم، بانوان را در گروه‌های ۱۰ نفره آموزش می‌دادیم. با توجه به محدودیت زمان، پس از پایان دوره آموزش هر گروه، گروه بعدی وارد فرایند آموزش می‌شد؛ بنابراین، افرادی که در این مدت مهارت لازم را یاد می‌گرفتند، می‌توانستند در انجام سفارش مشارکت کنند.»

به گفته میری، سفارش‌های بزرگ همواره به معنای پذیرش بی‌محابای کار نیستند. باید از ابتدا مشخص شود که مجموعه چه تعداد محصول را در چه مدت می‌تواند تولید کند. برای نمونه، اگر سفارش پنج هزار رومیزی در زمانی محدود دریافت شود اما ظرفیت واقعی تولید سه هزار عدد باشد، باید برای تأمین نیروی بیشتر، آموزش و تقسیم کار برنامه‌ریزی کرد.

او افزود: «اوایل کار، پذیرفتن سفارش‌های بزرگ برایمان نگران‌کننده بود، اما به‌تدریج با شناخت ظرفیت‌ها و کسب تجربه در سازمان‌دهی نیروها، توانستیم مدیریت سفارش‌ها را بهتر انجام دهیم. البته از ابتدا هم معتقد بودیم که نباید پیش از اطمینان از ظرفیت اجرایی، وعده‌ای بدهیم که امکان انجام آن را نداریم.»

 

چرا تولید را به سوزن‌دوزی محدود نکردید و به سراغ چرم و پارچه‌بافی رفتید؟

پس از توسعه فعالیت در حوزه سوزن‌دوزی، راه‌اندازی کارگاه محصولات چرمی در دستور کار قرار گرفت. برای آموزش دوخت چرم از مربیانی در اصفهان و تبریز کمک گرفته شد؛ زیرا این مهارت در منطقه به شکل موردنظر مجموعه در دسترس نبود.

او گفت: «زمانی که محصولات چرمی را تولید کردیم، کیفیت برخی از آن‌ها به اندازه‌ای بود که مشتری تصور می‌کرد کیف‌ها در شهرهای ساخته شده‌اند. برای این‌که مشخص شود این محصولات در سیستان تولید می‌شوند، روند تهیه محصولات را به خریداران نشان می‌دادیم. می‌خواستیم توان زنان منطقه را در عمل ثابت کنیم.»

راه‌اندازی کارگاه بافندگی و ایجاد فروشگاهی بزرگ در زابل نیز از مراحل بعدی توسعه فعالیت بود. به گفته وی، بهبود بسته‌بندی و ارائه حرفه‌ای محصولات، اعتماد مشتریان را بیشتر کرد و زمینه سفارش‌های تازه را فراهم آورد.

 

کار در سیستان، با وجود خشکسالی و محدودیت‌ها، چه دشواری‌هایی داشت؟

فعالیت در یک شهر کوچک و شناساندن یک برند تازه، به‌ویژه در آغاز کار، ساده نبود. توسعه بازار، جلب اعتماد مشتریان و حفظ کیفیت به زمان و پیگیری مستمر نیاز داشت. در کنار این مسائل، مخالفت‌ها، حسادت‌ها و برخی موانع اداری نیز از دشواری‌های مسیر بود.

او گفت: «در این راه مشکلات زیادی وجود داشت، اما تصمیم گرفته بودم کار را ادامه بدهم. وقتی تعداد زیادی زن برای کار به مجموعه وابسته می‌شوند، دیگر فقط درباره یک کسب‌وکار شخصی تصمیم نمی‌گیرید؛ ادامه فعالیت شما بر زندگی و درآمد آن‌ها هم اثر می‌گذارد.»

به گفته میری، در دوره‌هایی مانند همه‌گیری کرونا و شرایط جنگی که بسیاری از کسب‌وکارها با رکود یا وقفه روبه‌رو شدند، فعالیت این مجموعه ادامه داشت، به طوری که در دوره جنگ کارگاه تنها دو هفته تعطیل شد.

او افزود: «گاهی سفارش‌ها کم می‌شد و واقعاً نگران بودم بانوانی که برای کار مراجعه کرده بودند، ناامید بازگردند؛ اما پیش می‌آمد که در کمتر از یک ساعت یا نصف روز سفارش خوبی می‌رسید. این اتفاق‌ها برایم امیدبخش بود و احساس می‌کردم باید به مسیر ادامه بدهم.»

 

این فعالیت چه تغییری در زندگی زنان منطقه ایجاد کرده است؟

در سیستان، خشک شدن هامون و دشوارتر شدن شرایط معیشتی، زندگی بسیاری از خانواده‌هایی را که به کشاورزی و دامداری وابسته بودند، تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، ایجاد مهارت و فرصت درآمدزایی برای زنان می‌تواند راهی برای کمک به خانواده‌ها و کاهش وابستگی به یک منبع درآمد باشد.

میری گفت: «وقتی معیشت خانواده به کشاورزی یا دامداری وابسته است و این فعالیت‌ها به دلیل کم‌آبی آسیب می‌بینند، زنان هم با شرایط دشوارتری روبه‌رو می‌شوند. می‌خواستم آن‌ها مهارتی داشته باشند که بتوانند از طریق آن درآمد کسب کنند و احساس کنند هنوز فرصت ساختن زندگی بهتر وجود دارد.»

به گفته او، برخی از زنانی که وارد مجموعه شدند، پیش از آن مدت‌ها بیکار بودند. در کنار آن‌ها، دختران دانش‌آموز و دانشجو نیز توانستند با مشارکت در تولید، بخشی از هزینه‌های تحصیل خود را تأمین کنند.

این کارآفرین افزود: «تغییر مهم این است که زنان به توانایی خودشان باور پیدا می‌کنند. وقتی درآمدی به دست می‌آورند، می‌توانند برای خریدهای شخصی یا نیازهای خانواده تصمیم بگیرند، پس‌انداز کنند و برای آینده برنامه داشته باشند. برخی از آن‌ها درباره نحوه مدیریت پول با من مشورت می‌کنند؛ از پس‌انداز در بانک گرفته تا راه‌هایی برای حفظ ارزش درآمدشان.»

این ارتباط به مسائل مالی محدود نمی‌شود. گفت‌وگو درباره تحصیل، ازدواج، هزینه‌های زندگی و پرهیز از مخارج غیرضروری نیز بخشی از رابطه روزمره با زنان است.

او گفت: «نمی‌خواهم زنان احساس کنند فقط کارگر هستند و من کارفرما. سعی می‌کنم با احترام با آن‌ها رفتار کنم و رابطه‌ای دوستانه داشته باشیم. خیلی وقت‌ها درباره مسائل زندگی‌شان صحبت می‌کنند و ساعت‌ها حرف می‌زنند. برای من مهم است که احساس کنند دیده می‌شوند و می‌توانند روی توانایی خودشان حساب کنند.»

به گفته میری، استقلال اقتصادی می‌تواند به افزایش اعتمادبه‌نفس زنان و احساس مفید بودن آن‌ها در خانواده کمک کند. مادری که احساس ارزشمندی و توانایی بیشتری دارد، با روحیه بهتری نیز می‌تواند در تربیت فرزندان نقش داشته باشد.

photo_30448545623_x

 

صندوق‌های اعتبارات خرد و حمایت‌های ترویجی چه نقشی در توسعه فعالیت داشتند؟

آموزش زنان و گسترش شبکه تولید، تنها با ظرفیت یک کارگاه امکان‌پذیر نبود و ارتباط با برنامه‌های حمایتی و ترویجی نیز اهمیت داشت. صندوق‌های اعتبارات خرد زنان روستایی و حمایت‌هایی که در این زمینه انجام می‌شد، از مسیرهایی بودند که به جذب زنان بیشتر و گسترش فعالیت کمک کردند.

میری گفت: «در روستاها صندوق‌های اعتبارات خرد زنان وجود داشت و از ظرفیت این صندوق‌ها و حمایت‌هایی مانند پرداخت وام به زنان روستایی استفاده می‌شد. این ارتباط‌ها کمک می‌کرد زنان بیشتری وارد فعالیت شوند و امکان معرفی محصولات به نمایشگاه‌ها نیز فراهم شود.»

به گفته او، خرید محصولات از سوی مجموعه‌های مرتبط با وزارت جهاد کشاورزی نیز در معرفی تولیدات و حمایت از فعالیت زنان مؤثر بوده است. حضور در نمایشگاه‌ها از یک سو بازار فروش ایجاد می‌کرد و از سوی دیگر به زنان کمک می‌کرد نتیجه کار خود را در برابر مشتریان ببینند.

 

انتخاب در میان ۳۰ زن الهام‌بخش چه احساسی برای شما داشت؟

قرار گرفتن در میان ۳۰ زن الهام‌بخش کشورهای عضو سیرداپ، برای میری فرصتی بود تا مسیری را مرور کند که با امکانات محدود و بدون الگوی آماده آغاز شده بود. او معتقد است تلاش برای ایجاد اشتغال و فعالیت اجتماعی در منطقه‌ای با مشکلات اقتصادی، بخشی از اهمیت این تجربه است.

میری گفت: «وقتی متوجه این انتخاب شدم، بغض کردم. تمام مسیر جلوی چشمم آمد؛ سختی‌هایی که پشت سر گذاشته بودم، موانعی که ایجاد شده بود و روزهایی که نگران بودم نتوانم کار را ادامه بدهم. در تمام این مدت نمی‌خواستم زنانی که به این کار امید بسته‌اند، شغلشان را از دست بدهند.»

photo_30448909654_x

 

چه چیزی می‌تواند تجربه شما را برای زنان دیگر قابل تکرار کند؟

این مسیر از نقطه صفر آغاز شد و در ابتدا الگوی آماده‌ای برای توسعه آن وجود نداشت. به باور میری، آموزش مهارت، برنامه‌ریزی، شناخت ظرفیت تولید و استمرار در کار، از مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند به شکل‌گیری کسب‌وکارهای مشابه کمک کنند.

او گفت: «زنان زیادی در سیستان بیکارند و ممکن است مهارتی نداشته باشند؛ اما مهارت را می‌توان یاد گرفت. خود ما هم کار را از ابتدا شروع کردیم و به‌تدریج یاد گرفتیم چگونه تولید کنیم، کیفیت را بالا ببریم و بازار پیدا کنیم. مهم این است که فرد به یادگیری علاقه داشته باشد، تمرین کند و از تکرار و سختی مسیر خسته نشود.»

یادگیری مهارت از سنین پایین می‌تواند به دختران کمک کند تا در آینده فرصت‌های بیشتری برای فعالیت اقتصادی داشته باشند. در کنار مهارت، داشتن هدف و برنامه نیز ضروری است؛ زیرا صرف تولید محصول، بدون توجه به کیفیت، بازار و توان تحویل سفارش، برای ادامه کسب‌وکار کافی نیست.

او افزود: «من همیشه سعی کرده‌ام دانسته‌هایم را به زنان منتقل کنم و چیزی را از آن‌ها پنهان نکنم. فکر نمی‌کردم اگر کسی مهارت بیشتری پیدا کند، ممکن است روزی جای من را بگیرد. برعکس، هرچه زنان بیشتری آموزش ببینند، ظرفیت تولید و امکان ایجاد اشتغال بیشتر می‌شود.»

تجربه تحصیل در رشته اقتصاد کشاورزی و اقتصاد بازرگانی نیز به گفته وی، در شکل‌گیری نظم و برنامه‌ریزی برای فعالیت اقتصادی مؤثر بوده است. او حتی در کلاس‌هایی که تصور می‌کرد مطالب را می‌داند، شرکت می‌کرد تا نکته تازه‌ای یاد بگیرد؛ رویکردی که بعدها در مدیریت کسب‌وکار و انتقال تجربه به نیروها نیز به کار آمد.

 

اگر دوباره از نقطه صفر شروع می‌کردید، چه مسیری را انتخاب می‌کردید؟

با وجود دشواری‌ها، میری معتقد است اگر به ابتدای مسیر بازگردد، باز هم همین راه را انتخاب می‌کند؛ زیرا برای او، ارزش این فعالیت تنها در فروش محصول یا درآمد حاصل از آن خلاصه نمی‌شود.

او گفت: «از اینکه توانسته‌ام به زنان کمک کنم مهارتی یاد بگیرند و درآمد داشته باشند، احساس رضایت می‌کنم. برای من مهم بود که به‌جای اینکه منتظر باشم کسی پولی در اختیارم بگذارد، بتوانم کاری ایجاد کنم که دیگران هم از آن بهره‌مند شوند. وقتی می‌بینم زنان به خودشان باور پیدا کرده‌اند و برای زندگی‌شان برنامه دارند، این موضوع به من انگیزه می‌دهد.»

علاقه به کار، تمرکز بر کیفیت و استمرار، در کنار شناخت بازار و برنامه‌ریزی، عواملی هستند که به توسعه این تجربه کمک کرده‌اند. با این حال، او تأکید دارد که پیش از گسترش تبلیغات و پذیرش سفارش‌های بزرگ، باید ظرفیت واقعی تولید را شناخت و زیرساخت لازم را فراهم کرد.

او افزود: «زنان سیستان زحمت‌کش هستند، امکانات زیادی ندارند، اما به هنرشان علاقه دارند و با تمام توان کار می‌کنند. اگر فرصت آموزش و کار فراهم شود، می‌توانند توانایی‌هایشان را نشان دهند. من هم تلاش کرده‌ام این فرصت را فراهم کنم؛ چون باور دارم مهارت، پشتکار و علاقه می‌تواند نتیجه بدهد.»

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید