Iranian Agriculture News Agency

خدمات متقابل سینمای کودک و نوجوان و سینمای دفاع مقدس

ایانا/ گروه فرهنگ و هنر/محمد جلیلوند:سینمای کودک و نوجوان در دهه های 80 و 90 درمقایسه با دهه های 60 و 70، ریتم کندتری به خود گرفته و به همان نسبت هم رابطه این سینما با سینمای دفاع مقدس کمرنگ تر شد.

در دهه 80 و 90 سینمای کودک و نوجوان چه گذشت

 دلیل آن هم در وهله نخست به بالا رفتن هزینه های تولید و در وهله بعد به عدم استقبال مخاطب از این آثار برمی گردد. به ویژه اینکه سینمای کمدی گیشه سینماها را به تسخیر خود درآورده و به موازات آن ملودرام های اجتماعی نیز بخش مهمی از تولیدات هر ساله سینمای ایران را تشکیل می داد. در میان آثار تولید شده با درونمایه دفاع مقدس می توان به فیلم های «اتوبوس شب» ساخته کیومرث پوراحمد، «جنگ کودکانه» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی، «کودک و فرشته» ساخته مسعود نقاش زاده و «بزرگمرد کوچک» به کارگردانی صادق صادق دقیقی اشاره کرد.

«جنگ کودکانه» به طور مستقیم با جنگ هشت ساله ایران و عراق مرتبط نبوده اما شخصیت اصلی آن(علی) پس از حمله آمریکایی ها به عراق در جستجوی خود به دنبال برادر یک ساله اش وارد اردوگاهی در مرز ایران می شود. طالبی در این فیلم بر زشتی های جنگی دست گذاشته که به هیچ وجه عادلانه نبوده و باعث آوارگی هزاران نفر از مردم عراق شده است. او با قرار دادن یک نوجوان دوازده ساله در مقام قهرمان فیلم، مخاطب را به سمت وی کشانده و به همذات پنداری وامی دارد. به خصوص اینکه از ویژگی تنهایی این شخصیت به عنوان زخم درونی به شکل مناسبی بهره گرفته است. 

اتوبوس شب

«اتوبوس شب» یکی از بهترین نمونه های پیوند این دو طیف از سینماست که در آن یک نوجوان در مرکز فیلم قرار دارد. فیلم درباره نوجوان خرمشهری است که باید تعدادی از اسرای عراقی را با یک اتوبوس قدیمی به پشت جبهه منتقل کند و در این راه باید با راننده ای مسن و نه چندان خوش اخلاق همراه شود. همه فیلم در فضای محدود یک اتوبوس قدیمی می گذرد که همین امر کار پوراحمد را در دکوپاژ فیلمنامه سخت کرده است اما او با تکیه بر تجربه سال ها فیلمسازی از این پیچ تند عبور کرده و به گونه ای از فضا بهره گرفته که مخاطب احساس خستگی و تکرار نمی کند. پوراحمد «اتوبوس شب» را با استفاده از سیستم دیجیتال به شکل سیاه و سفید فیلمبرداری کرده و از این طریق چرک بودن فضای کار را تشدید کرده است اما دیگر نقطه قوت فیلم که حتما باید به آن اشاره کرد، بازی درخشان دو بازیگر اصلی آن است که نقش مهمی در کیفیت والای فیلم دارند. مهرداد صدیقیان در نخستین نقش مهم سینمایی اش، به خوبی در قالب نقش رفته و آن را به شکلی باورپذیر اجرا کرده است. در طرف دیگر، بازیگری همچون زنده یاد خسرو شکیبایی قرار دارد که در نقش راننده پیر و بی حوصله اتوبوس درخشش خیره کننده ای داشته و همبازی فوق العاده ای هم برای صدیقیان بوده است.

کودک و فرشته

«کودک و فرشته» ساخته مسعود نقاش زاده یکی از مهمترین فیلم های دهه های یاد شده با محوریت یک نوجوان است که در اکران عمومی آنچنان که باید دیده نشد. فیلم از سی و یکم شهریور ۱۳۵۹ و حمله عراق به مرزهای جنوبی ایران‌ آغاز شده و طی آن با دختر نوجوان دبیرستانی به نام فرشته آشنا می شویم که قرار است همان شب در جشن ازدواج عمه اش شرکت کند اما با حمله هواپیماهای عراقی به شهر،خانواده فرشته از رفتن به عروسی منصرف شده و تصمیم می گیرند که از شهر خارج شوند. فرشته که برای آوردن مادربزرگش از خانه خارج شده، خانواده اش را گم می کند. فرشته که برای پیدا کردن خانواده اش در شهر مانده، سرانجام با پیکر برادر شهیدش مواجه می شود. محمدرضا گوهری که فیلمنامه «کودک و فرشته» را نوشته، روزی خاص از تاریخ معاصر ایران را انتخاب کرده و از آن به عنوان موتور حرکت داستان بهره گرفته است. او به خوبی بر شخصیت قهرمان خود کار کرده و حس همذات پنداری را در مخاطب برمی انگیزاند. در عین حال ما به عنوان تماشاگر از دریچه چشم فرشته به نخستین روزهای جنگ تحمیلی هشت ساله نگاه می کنیم که تاثیرگذار هم جلوه می کند. در عین حال باید به بازی خوب مونا احمدی هم در نقش فرشته اشاره کرد که به خوبی با نقش یکی شده و باورپذیر جلوه می کند.

بزرگمرد کوچک

صادق صادق دقیقی هم در فیلم «بزرگمرد کوچک» سراغ یکی از قهرمان های نوجوان جنگ تحمیلی به نام بهنام محمدی رفته که از شناخته شده ترین شهدای نوجوان جنگ تحمیلی است. در ابتدا با بهنام به عنوان یک نوجوان آشنا می شویم که مانند بقیه همسن و سال هایش دغدغه های خود را دارد و به یکباره با جنگ و خشونت هایش مواجه می شود. او به مرور و در مدت زمانی کوتاه از این دوران کم سن و سالی عبور کرده و به مانند یک قهرمان جان خود را در راه کشورش از دست داده و به شهادت می رسد. صادق دقیقی این مسیر را به خوبی به تصویر کشیده و با استفاده از مستندات موجود در رابطه با شهید بهنام محمدی، شخصیتی را خلق کرده که مخاطب دوست داشته و کاملا باورش می کند که این موضوع اهمیت تحقیق قبل از نگارش فیلمنامه را گوشزد می کند. پروانه مرزبان و عبدالجبار دلدار به عنوان نویسندگان فیلمنامه، در خلق قطب منفی کار(سربازهای عراقی) به سراغ کلیشه های نخ نما شده نرفته و تصویر قابل باورتری از آنها ارائه می دهند. محمدجواد سلام پور هم برای ایفای نقش بهنام محمدی، انتخاب فوق العاده ای به نظر می رسد و پروانه زرین بهترین بازیگر نوجوان را از جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان دریافت کرده است.

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید