فاصله تحقیق تا مزرعه؛ چالش پنهان بهرهوری در کشاورزی
با وجود اجرای طرحهای متعدد تحقیقاتی در بخش کشاورزی، بخشی از نتایج پژوهشها هنوز بهصورت عملی وارد مزرعه نشده است. تداوم فاصله میان تحقیق و عرصه اجرا، یکی از عوامل کمتر دیدهشدهای است که بهرهوری تولید و کارایی استفاده از منابع را تحت تأثیر قرار میدهد.
تهران- ایانا- بخش کشاورزی کشور سالهاست شاهد انجام پژوهشها و طرحهای تحقیقاتی متعددی در حوزههای زراعت، باغبانی، دامپروری و منابع طبیعی است. با این حال، یکی از چالشهای مهم فاصله میان تولید دانش در مراکز تحقیقاتی و کاربرد آن در مزرعه و واحدهای تولیدی است؛ فاصلهای که مستقیم بر بهرهوری و پایداری تولید اثر میگذارد.
در بسیاری از مراکز پژوهشی، راهکارهایی برای افزایش عملکرد، بهبود مدیریت نهادهها، کاهش مصرف آب و ارتقای تابآوری تولید ارائه شده است؛ اما در عمل بخشی از بهرهبرداران کشاورزی یا به این یافتهها دسترسی مؤثر ندارند یا امکان بهکارگیری آنها را در شرایط واقعی مزرعه نمییابند. این موضوع نشان میدهد مسئله اصلی، کمبود تحقیق نیست بلکه ضعف در انتقال، ترویج و تبدیل یافتههای علمی به راهکارهای اجرایی است.
تداوم فاصله تحقیق تا مزرعه پیامدهای متعددی برای بخش کشاورزی به همراه دارد. از یکسو، سرمایهگذاری انجامشده در حوزه پژوهش به نتایج ملموس در عرصه تولید منتج نمیشود و از سوی دیگر، کشاورز ناچار است با روشهایی ادامه دهد که الزاماً متناسب با شرایط جدید اقلیمی، اقتصادی و منابعی نیست؛ نتیجه این روند، افزایش هزینههای تولید و کاهش کارایی در استفاده از منابع است.
بخشی از این فاصله به ناهماهنگی میان نظام تحقیق، ترویج و اجرا بازمیگردد. هرچند در سالهای اخیر حرکت به سمت پژوهشهای مسئلهمحور مورد تأکید قرار گرفته، اما تبدیل این رویکرد به نتایج ملموس در سطح مزرعه، نیازمند تقویت سازوکارهای انتقال و کاربردیسازی یافتههاست. در این مسیر، محدودیتهای آموزشی و اقتصادی نیز بر میزان پذیرش فناوریهای جدید اثرگذار است.
به نظر میرسد کاهش فاصله تحقیق تا مزرعه، مستلزم تقویت ارتباط میان پژوهشگران، مروجان و بهرهبرداران و تمرکز بر کاربردیسازی یافتهها متناسب با شرایط محلی است. تا زمانی که نتیجه تحقیقات در تصمیمهای روزمره کشاورز نمود پیدا نکند، بخش کشاورزی از ظرفیت واقعی دانش تولیدشده بهرهمند نخواهد شد.
دیدگاه تان را بنویسید