اهمیت آموزش، ترویج و مشارکت‌های مردمی و ضرورت ارتقای جایگاه آن در نظام مدیریتی منابع طبیعی

اهمیت آموزش، ترویج و مشارکت‌های مردمی و ضرورت ارتقای جایگاه آن در نظام مدیریتی منابع طبیعی

موضوع کم‌توجهی برخی مدیران کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان‌ها به حوزه آموزش، ترویج و مشارکت‌های مردمی، صرفاً یک ضعف مدیریتی ساده نیست؛ بلکه ریشه در ساختارها، نظام تصمیم‌گیری، الگوهای ارزیابی و حتی فرهنگ سازمانی دارد.نگ سازمانی دارد.

کدخبر: 136928

 تجربه‌های موفق ملی و بین‌المللی به‌روشنی نشان می‌دهد پایداری در حفاظت، احیا و بهره‌برداری از منابع طبیعی بدون مشارکت فعال مردم و بدون سرمایه‌گذاری در آموزش و ترویج، عملاً دست‌نیافتنی است.

در سطح نخست، باید به «نگاه غالب مدیریتی» اشاره کرد. در بسیاری از استان‌ها، مدیریت منابع طبیعی همچنان با رویکردی فنی–اجرایی و پروژه‌محور اداره می‌شود؛ به‌گونه‌ای که اقدامات عینی، فیزیکی و کوتاه‌مدت (نظیر کاشت، سازه، عملیات آبخیزداری و ...) به‌عنوان شاخص موفقیت تلقی می‌شود. در این چارچوب، آموزش و ترویج که ماهیتی نرم، فرآیندی و بلندمدت دارد، کمتر دیده می‌شود؛ در حالی که این حوزه در واقع «زیرساخت پایداری» همان پروژه‌های فیزیکی است.

در سطح دوم، «نظام ارزیابی عملکرد» یکی از عوامل تعیین‌کننده است. زمانی که شاخص‌های ارزیابی مدیران استانی بر پایه اعداد، سطح عملیات، حجم پروژه‌ها و اعتبارات هزینه‌شده تعریف می‌شود، طبیعی است که حوزه‌هایی مانند مشارکت مردمی، توانمندسازی جوامع محلی، کاهش تعارضات و افزایش سرمایه اجتماعی که سنجش آن‌ها پیچیده‌تر است، در حاشیه قرار گیرد. این مسئله به‌طور مستقیم انگیزه مدیران برای توجه به آموزش و ترویج را کاهش می‌دهد.

در سطح سوم، «درک ناکافی از نقش راهبردی مردم» مطرح است. هنوز در برخی سطوح مدیریتی، مردم به‌عنوان «مخاطب» یا حتی «مسئله» دیده می‌شوند، نه به‌عنوان «شریک راهبردی». این در حالی است که در عرصه‌هایی مانند جنگل‌های زاگرس، مراتع و حوزه‌های آبخیز، بدون همراهی بهره‌برداران، دامداران، جوامع محلی و تشکل‌ها، هیچ برنامه‌ای پایدار نخواهد بود. آموزش و ترویج دقیقاً ابزاری برای تبدیل این رابطه از تقابل به مشارکت است.

در سطح چهارم، «محدودیت منابع و تخصیص نامتوازن» نقش دارد. در شرایط محدودیت اعتبارات، معمولاً اولویت با پروژه‌های ملموس است و حوزه‌های نرم‌افزاری در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند. در حالی که هزینه‌کرد در آموزش و مشارکت، در بلندمدت باعث کاهش هزینه‌های حفاظت، اطفای حریق، مقابله با تخریب و تعارضات می‌شود.

در سطح پنجم، «ضعف ساختاری و کمبود نیروی متخصص» در استان‌ها و شهرستان‌ها مطرح است. در بسیاری از موارد، ساختارهای آموزش و ترویج یا به‌درستی تعریف نشده‌اند یا از نیروی انسانی توانمند و آموزش‌دیده برخوردار نیستند. این موضوع باعث می‌شود حتی در صورت وجود اراده مدیریتی، امکان اجرای برنامه‌های مؤثر فراهم نباشد.

در سطح ششم، «ضعف در مستندسازی و روایت‌سازی موفقیت‌ها» است. دستاوردهای آموزش و ترویج—از جمله کاهش حریق، افزایش مشارکت، کاهش تخریب و ارتقای سرمایه اجتماعی—کمتر به‌صورت نظام‌مند ثبت، تحلیل و ارائه شده‌اند. در نتیجه، این حوزه در ذهن مدیران به‌عنوان یک فعالیت کم‌اثر یا غیرضروری جلوه می‌کند.

در سطح هفتم، «عدم پیوند آموزش با مأموریت‌های اصلی» مشاهده می‌شود. آموزش زمانی اثرگذار است که به‌صورت مسئله‌محور، متناسب با نیازهای واقعی عرصه و در پیوند مستقیم با برنامه‌های اجرایی طراحی شود. هرگونه آموزش کلی، غیرهدفمند و بدون پیگیری، به تضعیف جایگاه این حوزه منجر خواهد شد.

با این حال، واقعیت این است که آموزش، ترویج و مشارکت‌های مردمی، نه‌تنها مکمل اقدامات اجرایی، بلکه تعیین‌کننده موفقیت یا شکست آن‌هاست. هر طرحی که فاقد پیوست اجتماعی باشد، در بهترین حالت موقتی و در بسیاری موارد شکست‌خورده خواهد بود. در مقابل، هر جا مردم آگاه، توانمند و درگیر شده‌اند، پایداری، حفاظت و بهره‌وری به‌طور محسوسی افزایش یافته است.

بر این اساس، برای ارتقای جایگاه این حوزه، مجموعه‌ای از اقدامات راهبردی ضروری است:

۱- بازنگری در نظام ارزیابی عملکرد مدیران با لحاظ شاخص‌های پیامدمحور مانند میزان مشارکت واقعی، کاهش تعارضات، افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی.

۲- الزام به طراحی «پیوست آموزشی و مشارکتی» برای تمامی پروژه‌های منابع طبیعی.

۳- تقویت ساختار سازمانی آموزش و ترویج در استان‌ها و شهرستان‌ها و تأمین نیروی انسانی متخصص.

۴- هدفمند کردن آموزش‌ها بر اساس نیازسنجی واقعی و مسائل اولویت‌دار هر استان.

۵- استفاده حداکثری از ظرفیت تشکل‌ها، سمن‌ها، تعاونی‌ها و خیرین در اجرای برنامه‌ها.

۶- استقرار نظام مستندسازی، پایش و انتقال تجربیات موفق به‌صورت منظم.

۷- تبدیل آموزش از یک فعالیت مقطعی به یک «فرآیند مستمر و هوشمند» در بدنه سازمان

 آینده منابع طبیعی کشور نه در گرو افزایش صرف اعتبارات یا اجرای پروژه‌های بیشتر، بلکه در گرو تغییر نگرش، توانمندسازی انسان‌ها و جلب مشارکت آگاهانه مردم است. آموزش، ترویج و مشارکت‌های مردمی، قلب تپنده این تحول است و هرگونه غفلت از آن، به معنای به خطر انداختن پایداری منابع طبیعی در بلندمدت خواهد بود.

ترحم بهزاد | مدیر کل دفتر آموزش، ترویج و مشارکت های مردمی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید