بحران بی‌سروصدا در قلمرو زنبور عسل؛

«لارومیری» و «فیپرونیل» برای کندوها کمین کردند

«لارومیری» و «فیپرونیل» برای کندوها کمین کردند

تهران-ایانا- صنعت زنبورداری کشور طی ۵ سال اخیر با بحرانی خاموش دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ تلفاتی گسترده و غیرعادی که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و در مواردی جمعیت کلنی‌ها را تا ۱۰۰ درصد نابود کرده است.

صبا طاهری خبرنگار
کدخبر: 138381

به گزارش ایانا، تلفات غیرعادی در بسیاری زنبورستان‌های کشور طی سال‌های اخیر، توجه کارشناسان حوزه علوم دامی را به لزوم بررسی دقیق‌تر سلامت کلنی‌ها جلب کرده است؛ چالشی فراگیر که به گفته پگاه ولی‌زاده، از یک سو ناشی از سندروم ناشناخته «لارومیری» و مصرف غیرعلمی آنتی‌بیوتیک‌هاست و از سوی دیگر متاثر از اثرات جانبی برخی سموم کشاورزی پرخطر به خصوص  «فیپرونیل» است که این سم علاوه بر زنبورعسل و آینده صنعت گرده‌افشانی، همچنین بر محیط زیست، منابع طبیعی و و حتی سلامت و باروری انسان اثرات منفی ماندگار دارد. از این‌رو یک هیئت علمی موسسه تحقیقات علوم دامی کشور، در گفت‌وگویی ابعاد پدیده ناشناخته این بحران را روشن کرده است.

 

ماجرای تلفات غیرعادی زنبورها در کشور از چه زمانی آغاز شد و ابعاد آن چقدر گسترده است؟

۵ سال است که صنعت زنبورداری کشورمان دچار تلفات بسیار بالا و غیرعادی شده است. در شرایط مختلف سال، وقوع درصدی از تلفات در زنبورستان‌ها طبیعی به شمار می‌رود، اما این تلفات که در سراسر کشور رخ داده، کاملاً غیرعادی و غیرقابل توجیه است. از زمان شروع این پدیده، وضعیت سال‌به‌سال پیچیده‌تر و حادتر شده است. این خسارت‌ها ظاهرا ارتباط خاصی به اقلیم و منطقه جغرافیایی نداشته و حتی در بهترین شرایط مدیریتی نیز تلفات بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد گزارش شده است، تا جایی که بسیاری از زنبورداران چند بار در این سال‌ها تمام کلنی‌های خود را از دست داده و کار را از صفر آغاز کرده‌اند.

ولی زاده -- علائم لارومیری - شفیره مرده

آیا داده و آمار رسمی و دقیقی از میزان خسارت‌ها و تعداد تلفات کلنی‌ها وجود دارد؟

متأسفانه به دلیل نبود بررسی‌های آماری منسجم، داده‌های کلان و دقیقی در سطح ملی نداریم، اما گزارش‌های غیررسمی و مکرر زنبورداران و تشکل‌ها و اتحادیه‌های استانی زنبورداران ابعاد فاجعه را روشن می‌کند. برای نمونه، بررسی‌های اتحادیه و تعاونی‌های زنبورداران استان آذربایجان غربی نشان داد که تنها در یک سال، میزان تلفات کلنی‌ها در این استان از مجموع کل زنبورستان‌های کشوری مانند سوئد بیشتر بوده است. این آمار نشان می‌دهد که با چه سطح عمیقی از بحران در زنبورستان‌ها مواجه هستیم.

 

سندروم «لارومیری» چیست و نشانه‌ها و عوامل ایجاد آن چه مواردی هستند؟

تلفات زنبورستان‌های کشور در دو دسته اصلی رخ می‌دهد که دسته نخست، سندرومی موسوم به لارومیری است. این نام‌گذاری از سوی خود زنبورداران انجام شده و با مرگ لاروها و یا شفیره‌ها در مراحل ابتدایی چرخه تکاملی زنبور همراه است. با متولد نشدن زنبورهای جدید، جمعیت کلنی به‌سرعت تحلیل رفته و در نهایت زنبورستان از بین می‌رود. با وجود گذشت ۵ سال، هنوز عامل یا به احتمال قوی عوامل ایجادکننده این سندروم به شیوه علمی شناسایی نشده است. به باور من، این پدیده معلول یک عامل واحد نیست، بلکه احتمالا زنجیره‌ای از انواع آفت‌های ثبت شده یا حتی قرنطینه‌ای و عوامل گوناگون بیماری‌زا مانند طیف وسیع ویروس‌ها و باکتری‌ها، قارچ‌ها و همینطور هر کدام از تنش‌های اقلیمی و مسائل محیطی و تغذیه‌ای با اولویت‌های متفاوت در شکل‌گیری آن نقش دارند.

ولی زاده - تلفات حاد ناشی از مسمومیت با سم فیپرونیل 2

چرا پس از گذشت ۵ سال هنوز علت علمی این پدیده مشخص نشده و راهکار اصلی حل آن چیست؟

اقدام اساسی و گام نخست، اجرای یک طرح «پایش ملی علمی، جامع و اصولی» در سراسر کشور است. تا زمانی که نمونه‌برداری‌های استاندارد در تمام استان‌ها انجام نشود و عوامل ایجاد این سندروم بر پایه شواهد علمی اولویت‌بندی و بررسی دقیق و به روز علمی نشوند، نمی‌توان به شناخت دقیقی از این مشکل رسید. ما ابتدا باید دشمن را به‌درستی بشناسیم تا بتوانیم سلاح مناسب و داروی مشخص را برای پیشگیری و درمان طراحی کنیم. اخیراً پروژه‌ای محدود با مسئولیت مستقیم من با تصویب سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی در مؤسسه ما آغاز شده است تا نخستین گام‌های پژوهشی در استان‌های کانون درگیری برداشته شود، اما رسما اعلام می‌دارم که این طرح هرگز جایگزین «پایش ملی»جامع در سطح کل کشور نخواهد بود و همین پروژه مختصر و پیش‌مقدماتی نیز محدودیت‌های بیشمار و نگران‌کننده‌ای دارد که خود بحثی مفصل است.

 

برخی زنبورداران برای مهار این تلفات به سراغ آنتی‌بیوتیک‌ها رفته‌اند. ارزیابی شما از این شیوه چیست؟

متأسفانه در غیاب شناسایی علمی عوامل ایجادکننده سندروم،  اقدامات غیراصولی فراوانی شامل تشخیص و تجویزهای غیرعلمی رخ داد و مصرف بی‌رویه و نابجای آنتی‌بیوتیک‌ها بحران را تشدید کرد. نه‌تنها آنتی‌بیوتیک‌های ویژه دام و زنبور عسل بدون تشخیص و تجویز علمی مصرف شد، بلکه مستقیما شاهد موارد بسیار زیادی از مصرف آنتی‌بیوتیک‌های حتی انسانی در زنبورستان‌های کشور بوده‌ام. این اقدام  غیرعلمی بسیار پرخطر است و  موجب آلودگی محصولات کندو  و ایجاد مقاومت دارویی و پیچیده‌تر شدن سندروم لارومیری در زنبورعسل و حتی احتمال بحرانی شدن عفونتهای بسیار ساده در انسان، و همچنین از بین رفتن فرصت‌های صادراتی از جمله صادرات به اتحادیه اروپا می‌شود؛ زیرا مصرف‌کننده و بازارهای جهانی خواستار عسل پاک و بدون باقیمانده‌های دارویی هستند.

 

دومین دسته تلفات زنبور عسل به چه عواملی مربوط می‌شود و سم «فیپرونیل» در این میان چه نقشی دارد؟

دسته دوم تلفات ناشی از مسمومیت شدید زنبور عسل با سموم پرخطر کشاورزی و به‌ویژه سم مهلک فیپرونیل است. این آفت‌کش در نابودی آفات نباتی بسیار قوی عمل می‌کند، اما هم‌زمان برای زنبور عسل و کل محیط زیست فوق‌العاده کشنده و آسیبزا است. بر پایه مقالات معتبر و به‌روز بین‌المللی، سم فیپرونیل نه‌تنها باعث  تلفات حاد زنبور عسل می‌شود، بلکه خطرات مستقیمی بر سلامت انسان دارد و با خطر احتمال ایجاد انواع سرطان و همچنین ایجاد ناباروری در مردان و عیوب تولیدمثلی در زنان مرتبط است. این تهدید سلامت عمومی با سیاست‌های کلان جمعیتی کشور نیز در تضاد آشکار قرار دارد. فلذا، سم فیپرونیل حقیقتا فراتر از تهدیدی که به دلیل از بین بردن مهمترین گرده‌افشان (زنبور عسل) که نقش اصلی تولید یک سوم غذای بشر را دارد بر«امنیت غذایی» کشورمان ایجاد کرده است، همچنین عاملی بسیار هشداربرانگیز در آسیب به «امنیت ملی» ایرانمان نیز هست.

 

موضع سایر کشورها در برابر سم فیپرونیل چیست و سیاست کشور ما در این زمینه باید چگونه باشد؟

کشورهای پیشرفته، سازنده و صادرکننده این سم بیش از دو دهه است که مصرف فیپرونیل را در چرخه کشاورزی خود به‌طور کامل با تمام غلظت‌ها و فرمولاسیون‌ها ممنوع کرده‌اند، در حالی که هنور این محصول با فرمولاسیون‌ها و غلظت‌های مختلف به کشورهایی مانند ایران صادر می‌شود. اگر سم فیپرونیل ماده مناسبی بود، کشورهای تولیدکننده آن را به طور کامل از چرخه مصرف داخلی خود خارج نمی‌کردند. گرچه از سال ۱۴۰۲ با پیگیری ارزشمند تشکل‌های زنبورداران  و تعدادی از مسئولان حقیقتا متعهد و آگاه، محدودیت‌هایی برای غلظت بالای فیپرونیل در کشور تصویب شد، اما به دلیل ضعف نظارت، عرضه، خرید و فروش و مصرف آن هنوز ادامه دارد. از طرفی، تا کنون هیچ محدودتی برای سایر غلظت‌ها و فرمولاسیون‌های آن در سطح حاکمیتی صورت نگرفته است. خواسته روشن ما حذف کامل فیپرونیل از سبد کشاورزی کشور و جایگزینی آن با آفت‌کش‌های کم‌خطر و روش‌های بی‌خطر مانند زیست‌کنترل‌های موجود در بازار داخل است.

 

تا زمان اجرای پایش ملی و اصلاح الگوی سموم، چه راهکارهای کاربردی و کم‌خطری را به زنبورداران پیشنهاد می‌کنید؟

توصیه من به زنبورداران تغییر رویکرد از مصرف بی‌رویه مواد شیمیایی به سمت روش‌های هماهنگ با طبیعت است. تا زمان شناسایی علمی عوامل ایجاد سندروم لارومیری، فعلا  استفاده از روش‌های فیزیکی اثبات‌شده مانند حبس ملکه، یک راهکار بی‌خطر و استاندارد بین‌المللی است که بدون آسیب‌های ماندگار ناشی از مواد شیمیایی و همینطور بدون تحمیل هزینه‌های بسیار سنگین دارویی می‌تواند تلفات ناشی از لارومیری را نیز مدیریت کند. بسیاری از داروها و مکمل‌های موجود در بازار فاقد پشتوانه علمی هستند و تنها اهداف تجاری دارند. زنبورداران ما به منظور رهایی از تلفات بالا و رسیدن به تولیداتی با کیفیت و کمیت مطلوب باید پیرو زنبورداران آن کشورهای پیشرفته‌ای باشند که به جای پرداخت هزینه‌های گزاف مالی برای خرید داروهای شیمیایی پرخطر و اکثرا غیراصولی، هزینه زمانی صرف می‌کنند و با فراگیری آموزش‌ها و به کارگیری اصول ساده ولی مهم مدیریتی حفظ سلامت، زنبورستان خود را حتی در این شرایط کلی پرتلفات به صورت نسبتا مطلوب حفظ کنند. به باور من، مشکل زنبورداری کشور ما بر خلاف تفکر عمومی، کمبود دارو نیست، بلکه در دسترس بودن انواع  بیشماری از به اصطلاح داروها و مکمل‌هاییست که حقیقتا بسیاری از آنها نباید هرگز در زنبورستان‌ها مصرف شوند.

 

با وجود این تلفات سنگین، امسال گزارش‌هایی از افزایش تولید عسل در کشور منتشر شد؛ آیا این به معنای مهار بحران است؟

خیر؛ این موضوع بسیار مهم است و نباید دچار خطای تحلیلی شویم. افزایش تولید عسل در سال جاری تنها حاصل بارندگی‌های مناسب بهاره و غنای پوشش گیاهی صحرا بوده است. رشد تولید به معنای پایان تلفات نیست و سندروم لارومیری و مسمومیت با سموم کشاورزی همچنان در زنبورستان‌های کشور قربانی می‌گیرند. اگر بتوانیم با حذف سموم مهلک و مدیریت علمی آفات و بیماری‌ها سلامت زنبورستان‌ها را تأمین کنیم، تولید عسل کشور بسیار بالاتر از ارقام کنونی خواهد رفت.

 

نقش زنبور عسل فراتر از تولید عسل چیست و چرا سلامت آن را یک مسأله امنیت غذایی و حتی امنیت ملی می‌دانید؟

تولید عسل تنها بخش کوچکی از کارکرد زنبور عسل است. خدمت اصلی این حشره، گرده‌افشانی گیاهان است که بقای یک‌سوم غذای بشر روی کره زمین به آن وابستگی مستقیم دارد. اگر زنبورداری کشور آسیب ببیند، "امنیت غذایی" جامعه دچار مخاطره می‌شود. از طرفی سم فیپرونیل دشمن مشترک زنبور عسل و انسان است که مستقلا همانطور که در بالا مطرح شد احتمال ایجاد آسیب جدی به سلامت و تولید مثل انسان را دارد و لذا عاملی بر تهدید «امنیت ملی» کشور است. عسل نماد شفا و سلامت است و حفظ سلامت زنبور و پاکی فرآورده‌های آن وظیفه‌ای ملی و همگانی به شمار می‌رود.

 

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید