سنگر بیادعای روابط عمومی؛ جهادگرانی که با تصویر، صدا و قلم شهید شدند
در تاریخ پرافتخار جهاد سازندگی استان آذربایجان شرقی ، روابط عمومی سنگری فرهنگی بود که در آن، تصویر، صدا و کلمه در خدمت حقیقت، مردم و انقلاب قرار میگرفت. در همین سنگر، سه جهادگر مؤمن و متعهد، دوربین، نوار و قلم را با جان خویش گره زدند و سرانجام، راه خدمت را با شهادت به کمال رساندند.
جهادگر شهید وحید رجبعلیپور نعلکار، نوجوانی ۱۷ ساله و شاغل در عکاسخانه جهاد، با نگاهی پاک و دلی سرشار از ایمان، ثبتگر صحنههای خدمت و تلاش جهادگران بود. دوربین او تنها ابزار کار نبود؛ روایتگر امید، سازندگی و مقاومت مردمی بود که جهاد برایشان نفس میکشید. او در اوج جوانی، قاب آخر زندگیاش را با خون خود امضا کرد و جاودانه شد.
جهادگر شهید محمد اسماعیل شکیب، ۲۳ ساله و همکار نوارخانه جهاد، صدای صادق انقلاب و سازندگی بود. او با دقت و تعهد، پیامها، سخنها و روایتهای جهاد را ثبت میکرد تا صدای خدمت بیادعا به گوش مردم برسد. نوارهایی که از دستان او عبور میکرد، امروز گواهی است بر اینکه صداقت، اگر با ایمان همراه شود، به شهادت ختم میشود.
جهادگر شهید حسن دانش، فعال در انتشارات جهاد، اهل اندیشه و قلم بود؛ مردی که به قدرت آگاهی و روشنگری باور داشت. او با واژهها میساخت، با متنها فرهنگ خدمت را گسترش میداد و با اندیشهاش جهاد را ماندگار میکرد. شهادتش نشان داد که قلم نیز میتواند همسنگر خون باشد و نویسنده نیز میتواند در صف اول ایثار بایستد.
این سه شهید والامقام، هر یک در جایگاه خود، پیامآور حقیقت بودند؛ یکی با تصویر، یکی با صدا و دیگری با قلم. امروز نام آنان نهتنها در تاریخ روابط عمومی جهاد سازندگی، بلکه در حافظه معنوی این سرزمین بهعنوان نمادهای اخلاص، تعهد و ایثار جاودانه مانده است.
دیدگاه تان را بنویسید