Iranian Agriculture News Agency

عبدالحسین طوطیایی - پژوهشگر کشاورزی: در بخش پیشین در خصوص آغاز پروژه توسعه جاذبه گردشگری موسوم به "تبریز 2018" در سفر دو روزه رییس جمهور و هیات دولت به آذربایجان شرقی و ضرورت رعایت توسعه پایدار در این برنامه بطور فشرده پرداخته شد. ازآنجا که استان آذربایجان شرقی درتنش اقلیمی حال حاضر کشورمان، شرایط بسیار شکننده ای دارد لزوم بازنگری در برنامه های رایج کشاورزی برای همزیستی و کمک به اجرای موفق پروژه " تبریز 2018 " به‌چشم می خورد.

تبریز  2018 و توسعه پایدار در بخش کشاورزی (2)

استان آذربایجان شرقی در آمار دراز مدت با 250 میلی متر نزولات آسمانی در  گروه اقلیم نیمه خشک کشور قرار دارد. سال گذشته این میزان با 38 درصد کاهش به 173 میلی متر رسید. از مجموع 8 میلیون هکتار اراضی قابل کشت و کار کشور، 2/1 میلیون هکتار در این استان قرار دادرد که 66 درصد آن را  دیم را تشکیل می دهد. اگر سرانه آب قابل دسترس در کشور 1950 متر مکعب در سال باشد این میزان برای ساکنین این استان 1340 متر مکعب و در مقایسه با سرانه  جهانی  7 هزار متر مکعب برآورد شده است. در شرایطی که سالانه یک میلیارد متر مکعب از منابع زیر زمینی برای مصارف کشاورزی  استخراج می شود اما تغذیه این منابع به 500 هزار متر مکعب نیز نمی رسد. بیش از یک سوم از حدود 39 هزار حلقه چاه استان بدون پروانه بوده و بنابراین سهم زیادی در برداشت تجدید ناپذیر آب دارد. با توجه به بحران دریاچه ارومیه و شور شدن آب چاه‌های پیرامون آن،  در حال حاضربیش  از 200 هزار هکتار اراضی کشاورزی در 7 شهرستان  این استان در معرض شور شدن کامل قرار دارند.

سیاره زمین ما  اینک در حال ورود به انفجار جمعیت و تغیرات اقلیمی مخرب‌تر قرار دارد. در این شرایط  بسیاری از تحلیلگران در حوزه اقتصاد توسعه و جامعه شناسی به این نتیجه رسیده‌اند که بدون توسعه پایدار در بخش کشاورزی و تعادل زیست محیطی،  هرگونه توجه به رشد اقتصادی و رونق در دیگر بخش های اقتصادی و از جمله صنعت به افزایش  نابرابری‌های بین جامعه شهری و روستایی، به خطر افتادن امنیت غذایی و نهایتا نابودی در همه بخش‌ها منجر می‌شود.

جان ویلیام ملور ( 2006)  معتقد است که از طریق رشد کشاورزی، کشورهای مختلف توانستهاند به مواردی از قبیل فقر زدایی، تنوع بخشی، توسعه پایدار شهری و تحقق عدالت اجتماعی و... دست یابند.  فائو برای کشاورزی پایدار  شاخص‌هایی بشرح زیر برمی‌شمرد: 1- تامین غذای مناسب از نظر کمی و کیفی برای حال و آینده 2- ایجاد مشاغل دائمی با درآمد مناسب برای کسانی که در حوزه کشاورزی فعالیت می‌کنند 3-حفظ و در صورت امکان ارتقای ظرفیت های پایدار در ادوار مختلف تولید بدون ایجاد اختلال در عملکرد چرخه‌های اساسی بوم شناختی و تعادلهای طبیعی و تخریب جنبه های اجتماعی- فرهنگی جوامع روستایی با ایجاد آلودگی زیست محیطی.

برای  برنامه توسعه کشاورزی پایدار  در آذربایجان شرقی به‌جای در تضاد قرار  گرفتن پروژه تبریز 2018  بایستی تمهیداتی اندیشید که  هم ظرفیت‌های تولید و گردشگری  در بخش کشاورزی به اجرای  تبریز 2018  کمک کند و از آن‌سو این پروژه هم تا حد امکان در افزایش بازده پایدارکشاورزی  اثر گذار باشد.  بنابراین برای این  توسعه دوسویه  بایستی محورهای زیر را مد نظر داشته باشیم:

----یکی از علل اصلی رکود در بخش کشاورزی،عدم شکل گیری "سرمایه اجتماعی"  در این بخش از اقتصاد روستایی است. سرمایه اجتماعی به عنوان حلقه گم شده و راه حل سازمانی جوامع دیده می‌شود که جهت حل مشکلات، اقدام دسته جمعی را پیشنهاد می‌دهد. بطور کلی سرمایه اجتماعی شامل چهار ویژگی اصلی مشارکت، اعتماد، روابط متقابل و همکاری عناصر سرمایه اجتماعی با همدیگر است. برای توسعه دو بخش کشاورزی پایدار و نیز تبریز 2018 ضرورت بررسی جامعه شناسی  برای افزایش کیفی و کمی  سرمایه اجتماعی در مناطق کشاورزی بهچشم می خورد.

--- از آنجا که نهاده آب  به دلیل کمبود،  تاثیر گذارترین  عامل در این برنامه است بایستی حداکثر تلاش را  تنها بر مبنای 6/4 میلیارد  متر مکعب آب قابل استحصال  این استان متمرکز کرد.

--- وجود 800 هزار هکتار  زمین دیم با بارندگی حد اقلی برای کشاورزی  دیم  را هم یک فرصت و هم یک تهدید بایستی تلقی کرد. در این اراضی کم بازده پیشنهاد می‌شود که  از زراعت گندم اجتناب شود. موسسه تحقیقات دیم (مراغه)  بجای پرداختن بیشتر به  اصلاح ارقام گندم  و حبوبات دیم باید از تمامی ظرفیت خود برای شناسایی  و ورود ارقام و گونه‌های جدید علوفه‌های پربازده و مقاوم به خشکی بهره بگیرد. در حال حاضرهم  پیشنهاد می شود تمام اراضی زیر کشت  گندم دیم تا دستیابی به گونه‌های جدید به  محصولاتی از قبیل تریتیکاله علوفه‌ای ،  جو و ارزن اختصاص یابد.

--- توسعه صنایع تبدیلی برای محصولا ت باغی بومی منطقه و یا فراورده‌هایی که مورد توجه گردشگران خارجی قرار دارد.

---اما مهمترین محور پیشنهادی اینست که  راهبردهای توسعه پایدار و برنامه ریزی‌ها برای هر یک از دو گروه بهره برداران در نظام دهقانی ( مالکیت های کوچک) و سرمایه گذار ( مالکیت های بزرگ)  بایستی از هم متمایز  و در الگوهای متناسب با الزامات آنها باشد. حدود 70 درصد از بهره برداران  بخش کشاورزی استان  بیش از50 درصد  اراضی کشاورزی را در اختیار دارند . تعمیم کلیشه‌های کشاورزی مکانیزه  برای بهبود تولید و درآمد کشاورزان خرده پا  یک اشتباه استراتژیک  محسوب می‌شود. از آنجا  که بار گران کشاورزی پایدار درشرایط  بحرانی سی ساله آینده  دنیا و نیز کشورمان عمدتا بر دوش این گروه از بهره برداران است باید صاحبنظران  در بخش زراعی، باغی، آب، صنایع دستی، دامداری های کوچک و ... به طراحی الگوهای جدید تولید و درآمد در بالاترین بهره‌وری برای آنان بپردازند. بدون تردید افزایش سطح زندگی این گروه از بهره برداران و تنها از طریق افزایش بازده اقتصادی تولیدات خود، به تحقق بیشترعدالت اجتماعی و مفهوم کشاورزی پایدار می‌انجامد. چنین دورنمایی آرمانی از این بخش از بهره برداران  هم از مهاجرت بی رویه به شهرها جلو گیری کرده و هم فضای امن و جذابی را برای گردشگران  خارجی فراهم می‌سازد. برای دستیابی به این هدف و در این گروه ازتولیدکنندگان بدون شک  افزایش سرمایه اجتماعی آنان زمینه بروز موفقیت را فراهم می‌کند. سرمایه‌ای که دولت در سامان آن نقش کلیدی خواهد داشت.

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید