Iranian Agriculture News Agency
اگر فیلم من بتواند یک نفر را از مرگ نجات بدهد، به مقصود رسیده ام

بهزاد خداویسی بعد از ساخت فیلم کوتاه «رهایی» که در 26 جشنواره خارج از کشور شرکت کرد و با استقبال زیادی روبه رو شد، فیلم بلند «دختران زمستان» را با محوریت اهدای عضو کارگردانی کرد.

به گزارش ایانا،خداویسی درباره این فیلم به ستاد خبری سومین جشنواره فیلم سلامت گفت: فیلم کوتاه «رهایی» داستان دختریست که در تهران با شرایط سخت دست و پنجه نرم می کند. بعد از موفقیت این فیلم کوتاه حدود یک سال و نیم این خط را گسترش دادم و نتیجه اش شد فیلمنامه «دختران زمستان». داستان فیلم درباره زندگی دو دختر است که طبقه اجتماعی ضعیفی دارند و فیلم سرگذشت این آدمهاست.

خداویسی گفت: پیش از این فیلم هایی که درباره اهدای عضو دیدم، همیشه نکته پس زننده ای داشت و آدم های قصه، به شدت مثبت بودند اما من سعی کردم جور دیگری به این ماجرا نگاه کنم.

او ادامه داد: از سوی انجمن اهدای عضو فیلمسازانی دعوت شدند و در یک ورک شاپ شرکت کردند. حضور در این ورک شاپ برای من خیلی جالب بود چرا که تا قبل از آن نمی دانستم بین مرگ مغزی و کما تفاوت وجود دارد. خیلی ها فکر می کنند کسانی که دچار مرگ مغزی می شوند، می توانند به زندگی برگردند، در حالی که اینطور نیست. چهار رگ هستند که به مغز خون رسانی می کند، وقتی این ارتباط قطع می شود، مغز حالت فاسد پیدا می کند و این پروسه در عکس قابل رویت است. چهار پرشک متخصص این موضوع را تایید می کنند و بعد از مدتی صبر، بعد نتیجه را اعلام می کنند. این در حالی است که در کما، احتمال برگشت وجود دارد...

خداویسی که به عنوان سفیر اهدا عضو فعال است، گفت: این جنبش از سال 68 شروع شد. تا قبل از آن پیکر کسانی که دچار مرگ مغزی می شدند، به خاک سپرده می شد، در صورتی که هر پیکر می تواند جان 8 نفر را نجات بدهد یا به 53 نفر اهدا عضو کند و شخصی را از معلولیت برهاند.

او درباره تاثیر اجتماعی ساخت فیلم با این مضمون گفت: اگر فیلم من بتواند یک نفر را از مرگ نجات بدهد، یعنی من به مقصودم رسیده ام.

او در ادامه درباره انگیزه حضورش در جشنواره سلامت گفت: برای من مهم بود که فیلمم به جشنواره سلامت بیاید. در جشنواره سال گذشته دیدم که چطور این جشنواره سعی کرده فیلم هایی را جمع آوری کند که به سلامت اجتماع کمک کند. برایم مهم نیست که حتما فیلمم در جشنواره های خارجی باشد یا نگهش دارم و به جشنواره فجر برسانم. فیلم باید در جایی حضور پیدا کند که کارکرد داشته باشد. مگر یک فیلمساز از ساخت فیلم چه انتظاری دارد؟ اینکه فیلمش در جایی باشد که بازار و راهش برای عرضه درست باز باشد. اگر چند نفر بعد از دیدن فیلم من به این فکر بیفتند که به کمپین اهدا عضو بپیوندند و در این موج مشارکت کنند و کارت اهدا عضو بگیرند، من رسالتم را انجام داده ام.

او در ادامه گفت: باید ابتدا این موضوع را فرهنگسازی کنیم. من به عنوان یک هنرمند باید در فیلم یا سریالم این موضوع را برای مردم مطرح کنم. ما سالها وقت و انرژی گذاشتیم تا مردم فرهنگ بستن کمربند را پیدا کنند. یک فیلم آلمانی دیدم که موضوعش درباره بستن کمربند عقب بود. شاید کسی نداند اما اگر کسی کمربند عقب را نبندد، این سهل انگاری در هنگام سانحه 25 درصد برای فردی که جلو نشسته خطرناک است. این قبیل فجایع را خیلی راحت می شود دفع کرد. ما در فیلم هایمان مسئولیت داریم و می بایست این نکات را مرتب به مخاطب یادآوری کنیم تا در ذهنش رسوخ و نشست کند. در بحث فرهنگسازی نباید فقط انگشت مان به سمت مسئولان باشد. همه اقشار جامعه درگیرند؛ از مسئول گرفته تا هنرمند، اهالی رسانه و... شاید مشکل اینجاست که ما می خواهیم یک شبه فرهنگ پیدا کنیم. این آموزش ها باید از کودکی به بچه داده شود تا در روند زندگی اش جاری شود. در این بین آموزش و پرورش نقشی کلیدی دارد. اهمیت سلامت و سلامتی باید از همان دوره کودکی در ذهن فرد شکل بگیرد. بعد یادآوری و تذکر این مسائل در داستان و قصه و فیلم و سریال و روزنامه و نشریاتمان جاری باشد. من در حوزه خودم حرف می زنم. هر فیلمی به هر حال تعدادی مخاطب دارد. مسئولان باید به فیلمسازانی که دغدغه سلامت اجتماع را دارند، کمک کنند. با این روش فیلمساز تشویق می شود و همین پروسه را در فیلم بعدی اش اجرایی می کند و مسئول هم وظیفه اش را به درستی انجام داده است. همه اینها زنجیره هستند و چیزی منفک و جدا از دیگری نیست. من سفیر دوچرخه سواری هم هستم و ماشین ندارم. بیشتر اوقات از وسائل نقلیه عمومی استفاده می کنم و در مواردی هم که بشود با دوچرخه تردد می کنم. باور کنید این منش و سبک زندگی در فیلمهایم وجود دارد. من یاد حرف آقای اصغر فرهادی می افتم که می گفت در دوره ای که من سیگار می کشیدم، کاراکترهایم هم سیگاری بودند. وقتی سیگار را ترک کردم متوجه شدم به طور ناخواسته کاراکترهایم هم سیگاری نیستند.‌

خداویسی در ادامه گفت: تأثیر چهره های مشهور و سلبریتی ها در جامعه زیاد است. کسی نمی تواند سیگار کشیدن خاص همفری بوگارت را فراموش کند. می دانید چند نفر به این خاطر سیگاری شدند که شبیه او سیگار را در دست شان بگیرند؟ در گذشته افراد مجاز بودند در جاهای عمومی مثل بیمارستان و هواپیما و سینما سیگار بکشند. اما در شرایط حال حاضر کسی نمی تواند این کار را در مکان عمومی انجام بدهد و اگر مرتکب شود همه اعتراض می کنند، حتی افراد سیگاری! اینها همه از تاثیرات رسانه بوده است. وقتی فیلم کمدی را در جمع می بینی تاثیرش چند برابر می شود. پس چطور می شود انتظار داشت فیلمی که در آن شخصی مرتب سیگار دود می کند، تاثیر نگذارد؟ در اروپا کسانی که نوشابه الکی تبلیغ می کنند موظف هستند در بخشی از تبلیغ بگویند که مصرفش ضرر دارد و امکان اعتیاد به آن وجود دارد. مثل تصویری که روی پاکت سیگار وجود دارد و تفاوت ریه و سالم و ناسالم را به مشتری نشان داده است.

خداویسی در ادامه درباره مولفه هایی که سلامت جامعه را تهدید می کند گفت: در شرایط فعلی کشور، عوامل و مولفه هایی وجود دارد که سلامت جامعه را تهدید می کند. مولفه های زیست محیطی مثل آلودگی آب و هوا که فکری برای حل این معضل نمی شود. اقتصاد تاثیر مستقیمی بر سلامت دارد. جدای آسیب روانی که نمی شود منکرش شد، آسیب جسمی هم دارد. سازندگان مواد خوراکی به دلیل گرانی، برای اینکه ضرر ندهند، مرتبا از کیفیت محصولشان کم می کنند. یعنی ساخت محصول نهایی با مواد نامرغوب و ارزان! بحث فرهنگ هم همیشه حائز اهمیت است. رسانه ملی برای ترویج سبک زندگی سالم و درست چقدر موفق بوده است؟ در شهرداری شما می بینید اولویت با خودرو هاست! در بسیاری از موارد می بینیم مسیر درست و استانداردی برای عابر پیاده طراحی نشده، چه برسد به اینکه انتظار داشته باشیم مسیر مجزا برای دوچرخه سواری داشته باشیم. در بسیاری از کشورها مسیر ویژه دوچرخه سواری دارند. دیدن هرروزه این مسیر چه چیزی در ذهن فرد تثبیت می کند؟ بسیاری از مردم ما دوچرخه سواری را دون شأن می دانند، چه برسد به اینکه انتظار داشته باشیم با آن تردد کنند یا مثلا به محل کارشان بروند. شما در این کلان شهر نمی توانی از قسمتی از شهر به قسمت دیگر بروی چراکه قطعا به سلامتی ات ضرر خواهد خورد! جدا از بحث آلودگی، هیچ امنیتی جانی نداری که به سلامت به مقصد برسی. در هلند بیشتر از آدم ها، دوچرخه وجود دارد. هر فرد دو تا دوچرخه دارد. یکی برای امور ورزشی مورد استفاده قرار می گیرد و یکی هم وسیله نقلیه شان محسوب می شود. اینجا متاسفانه فقط موضوع کمیت مطرح است تا کیفیت. شرکت های خودروسازی روزی چند ماشین می فروشند بدون اینکه توجهی به جاده و فضای شهری داشته باشد؟ وظیفه دولت این است که مقابل این حجم تولید بی رویه تولید بایستد یا حداقل راهکاری برایش پیدا کند.

او در ادامه باردیگر بر لزوم حمایت از فیلمسازی در حوزه سلامت تأکید کرد و گفت: من اگر چند سال در حوزه سلامت کار کنم و ببینم هیچ نهاد مرتبطی کمکم نمی کند دلسرد می شوم و از روی اجبار سراغ ساخت فیلم گیشه پسند می روم. برگزاری جشنواره هایی مثل سلامت به تنهایی تاثیر چندانی در ارتقای سطح سلامت و فرهنگ مردم ندارد چراکه می دانیم با یک گل بهار نمی شود اما همان یک گل را هم نمی شود نابود کرد. تا وقتی عزم همگانی در تمام سطوح کشور نباشد، هیچ اتفاقی عملیاتی نمی شود.

یادآور می شود؛ سومین جشنواره فیلم سلامت با هدف نمایش آثار ایرانی با محوریت نقش سلامت در زندگی انسان و با شعار «سلامت برای همه؛ اجتماعی شدن سلامت» از تاریخ 1 تا 5 شهریور 97 به ریاست سید محمدهادی ایازی و دبیری محمد کیاسالار برگزار می‌شود

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید