Iranian Agriculture News Agency

نگاه ایانا به مشکل دیرپای بازار کتاب

چاره ترجمه های تکراری، نخریدن است

ایانا/گروه فرهنگ و هنر: شما هم اگر کتابخوان باشید و اهل سر زدن به کتابفروشی ها، شاید برایتان پیش آمده که در خرید کتاب مورد نظرتان یا در مقابل پیشنهاد صاحب فروشگاه ،در انتخاب تان گرفتار تردیدی بزرگ شده باشید. تردیدی ناشی از مواجهه با دو-سه نسخه و گاه بیشتر از کتاب واحدی که با ترجمه های متفاوت روانه بازار شده است. شکی نیست تشخیص نسخه ترجمه اصیل و باکیفیت نیز در این وانفسای بازار کتاب برای خیلی از کتابخوانان دشوار خواهد بود. بویژه وقتی که همزمان با چند مترجم کمتر شناخته شده طرف باشید که طراحی جلد کتابهایشان هم زرق و برق چشم نوازی داشته باشد. در این صورت تشخیص نسخه نازل دشوارتر هم می شود.

گرچه برای گریز از این تنگنا راهکارهای در لحظه و ساده ای وجود دارند که به واسطه بارها آزموده شدنشان تا حدود زیادی قابل اتکا هستند.رجوع به سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی برای یافتن ترجمه اول که اصیلتر است،بررسی تیراژ کتاب، مرور پانوشتهای کتاب و اطمینان از درج معادل های زبان مبدا، درج مقدمه هایی که ترجیحا از سوی خود مترجم یا چهره شناخته شده ای نوشته شده اند و ... که بخشی از راهکارهای شناخت نسخه های اصیل هستند(البته در باره بندی از این پاراگراف باید توجه داشت هر کتابی که در سایت کتابخانه ملی ثبت شده و فیپا گرفته، لزوما چاپ و توزیع نشده است و شاید در مراحل بعدی انتشار اعم از مجوز و ... گرفتار مانده).

با این حال کمتر تاکتیک بی نقص و همه جانبه ای برای فهمیدن اینکه کتابی که در دست داریم نسخه ترجمه اصیل است یا کپی شده و آماتوری، وجود دارد.

همین مسئله موجب  می شود که ترجمه های قارچی با کپی کاری از نسخه اول یا ادبیات ضعیف و بنجل سر از بازار درمی آورند.

مترجمان تازه کار و بی تجربه،ناشران سود جو و مسئله قاچاق کتاب، سه راس مثلثی هستند که به رشد و نمو ترجمه های ضعیف یاری می رسانند.

اما باید دید در این میان نقش هر یک به چه میزان است.

مترجمان تازه کار و بی تجربه در خلاهای قانونی ناشی از نبود کپی رایت جهانی در ایران هر کتابی را با هر زبانی و متعلق به هر نویسنده ای که اراده کنند از بازار تهیه یا دانلود می کنند و پس از انجام ترجمه ای غیر سلیس و نامناسب تحویل ناشر می دهند.جالب آنکه در این پروسه، تلاش برای سرعت بخشیدن به کار ترجمه و پیش افتادن از سایرین هم گاه محصول نهایی را به بیشتر یک افتضاح فرهنگی تبدیل  می کند.افتضاحی که همچون هندوانه دربسته به دست مصرف کننده می رسد.

بدتر آنکه برخی از این مترجم نماها گاه دست به کپی نسخه اول می زنند و با ایجاد تغییراتی مثلا نسخه جدیدی را ارائه می دهند.در این شرایط بسیاری منتظرند ببینند چه کتابی پرفروش است تا به ترجمه آن روی بیاورند!

در سوی دیگر این ماجرا ناشر ایستاده است. ناشری که گاه به علت مشاهده استقبال از ترجمه یک کتاب،سفارش ترجمه همان را به مترجم دیگری می دهد که عموما نیز جزو مترجمان درجه دو یا سه هستند و به راحتی چنین ایده ای را می پذیرند.

ناشر سودجو در این بازار تلاش می کند هرچه سریعتر نسخه را با تشویق یا تحت فشار گذاشتن مترجم استخدام شده روانه بازار کند که همین تعجیل،قطعا کتاب را تبدیل به محصولی سطحی و مملو از اشتباهات فنی و ویرایشی می کند.

تاثیری که این سه ضلع موثر در تداوم حیات ترجمه های بنجل و دم دستی دارند،چه بسا تبعات منفی خود را روی ادبیات تالیفی نیز می گذارد.

در نهایت خواننده هم اگر با ترجمه خوب آشنایی نداشته باشد، بسیاری از این کتاب‌ها را می‌خرد.

 شاید هم همین معضل بزرگ امروز دنیای ترجمه و بازار نشر است که موجب شده ادبیات ما با وجود پتانسیل های  بالا کمتر به زبان‌های دیگر ترجمه می شود.

برای سامان بخشیدن به این وضع و کمک به نفس کشیدن ترجمه های معتبر، حرفه ای و روان، به نظر می رسد در کنار خودداری مشتریان از خرید ترجمه های بد در کنار توصیه های ناشران متعهد، نهاد های  متولی نیز باید اطلاع رسانی دقیقی را نسبت به انتشار نسخه های ترجمه شده و یا اعطای درجه های کیفی در دستور کار داشته باشند تا به مرور، بساط کاسبکاری از این عرصه فرهنگی برچیده شود.

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید