Iranian Agriculture News Agency

در گفت‌وگوی ایانا با وحید شقاقی‌شهری اقتصاددان مطرح شد

عوامل بیرونی محرک آسیب اقتصادی بوده است

عوامل داخلی سهم بالایی در نابسامانی‌های اقتصاد ایران داشتند. این عوامل مثل توپ‌هایی بودند که آماده آتش گرفتن بودند و این آتش با خروج آمریکا از برجام روشن شد اما توپ‌‌های خشک آماده اشتعال به اندازه کافی در اقتصاد وجود داشته که تحولات اقتصادی و نوسانات اقتصادی را لحظه‌ای کرده است.

از اروپائیان آبی گرم نمی‌شود

در شرایطی که اروپائیان در حال سبک و سنگین کردن شرایط ایران برای تداوم برجام هستند و دولت چشم‌انتظار تصمیمات آنها نشسته است، وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان معتقد است که اروپائیان قدرت اقتصادی چندانی زیادی ندارند. او در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایانا‌ با بیان‌اینکه اروپا خیلی به درد ما نمی‌خورد، می‌گوید: چین مناسبت‌تر از اروپا است اما چینی‌ها هم با واهمه‌هایی روبه‌رو هستند. این اقتصاددان با بیان‌اینکه بعد از برجام به سمت اروپا کشش پیدا کردیم و این مساله برای ما گران تمام خواهد شد، اضافه می‌کند؛ چینی‌ها اعتماد دوره قبل را به اقتصاد ایران نخواهند داشت. او دربخش دیگری از این گفت‌وگو به دلایل نابسامانی‌های اخیراقتصاد کشور پرداخت و تاکید کرد؛‌ در نابسامانی‌های اقتصاد ایران هر چند عوامل بیرونی محرک بوده است ولی ضعف سیاست‌های داخلی عوامل بیرونی را تشدید و بر نابسامانی اقتصادی دامن زده است.

***

حال اقتصاد ایران این روزها خوب نیست. برخی عملکرد دولت را علت این موضوع می‌دانند. برخی دیگر اما سیاست‌های اخیر دونالد ترامپ را دلیل وضعیت نامناسب اقتصاد ایران ذکر می‌کنند. شما جزء کدام دسته هستید؟

در نابسامانی‌های اقتصاد ایران هم عوامل داخلی و هم عوامل بیرونی دخالت دارد. اما عوامل بیرونی محرک بوده است ولی ضعف سیاست‌های داخلی عوامل بیرونی را تشدید و بر نابسامانی اقتصادی دامن زده است. بنابراین نمی‌توان گفت صرفا عوامل بیرونی موجبات نابسامانی‌ها را فراهم کرده است.

این عوامل بیرونی همان بدعهدی آمریکا در توافق برجام نیست ؟

بهم‌خوردن توافق برجام و خروج آمریکا از برجام به‌عنوان یک محرک بوده است اما عوامل داخلی عملا نتواسته‌اند عوامل بیرونی را خنثی کنند و همین مساله این اتفاقات را تشدید کرده است.

مثلا چه عوامل داخلی‌ای ؟

نابسامانی‌ پارامترهای کلیدی اقتصاد ایران همگی موجب نابسامانی‌های اخیر شده است. هم‌اکنون نسبت نقدینگی به تولید به 110 درصد ،‌یعنی به بیشترین میزان خود رسیده است. بعد از انقلاب این شاخص بین 50 تا 60 درصد بوده است اما اکنون به بیش از 110 درصد رسیده است. هم‌اکنون بالغ بر1500 هزار میلیارد تومان حجم نقدینگی است و طبیعتا مثل ابر بارانگاهی است که قطعا در یکی از بازارهای سفته‌بازی می‌توانست ببارد که هم‌‌اکنون نیز در حال بارش است. بحث بعدی این است که نظام مالیاتی کارآمدی که بتواند جلوی سفته بازی و دلالی را بگیرد نداشته‌ایم در حالی‌که اگر نظام مالیاتی کارآمد بود می‌توانست مانعی بر سفته‌بازی باشد. اما متاسفانه مهم‌ترین پایه‌های مالیاتی چون مالیات برعایدی سرمایه، مالیات بر مجموعه ثروت درآمد، مالیات برخانه‌های خالی و مالیات بر سود و واردات کالاهای لوکس را نتوانسته‌ایم تعریف کنیم. بنابراین نظام مالیاتی ناکارآمد به سفته‌بازی در داخل دامن زد. نظام ناکارآمد بانکی دلیل دیگری در تشدید نابسامانی‌های اقتصادی بوده است. عوامل داخلی سهم بالایی در این وضعیت داشتند. این عوامل مثل توپ‌هایی بودند که آماده آتش بودند و این با خروج  آمریکا از برجام شلیک شد اما این توپ‌‌های آماده آتش به اندازه کافی در اقتصاد وجود داشته که این اتفاقات را ایجاد کرد که سبب تحولات اقتصادی و نوسانات اقتصادی در این لحظه‌ شده است.

به عوامل بیرونی و داخلی اشاره کردید و گفتید عوامل داخلی سهم بسزایی در نابسامانی‌های اقتصادی داشته است. دولت و مجلس چقدر در بروز چنین شرایطی مقصر بودند؟

متاسفانه دولت و مجلس بعد از سال 91 با اینکه تجربه سال‌های 91 و 92 و سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را داشت اما نتوانست مقاومت اقتصادی و تاب‌آوری را افزایش دهد. به‌عبارتی اگر سیاست‌های اقتصادی کارآمد بود و گلوگاه‌ها و چالش‌های اقتصاد ایران به خوبی رصد می‌شد و تصمیمات درستی گرفته می‌شد و این مشکلات به‌طور شفاف با مردم بحث می‌شد، اکنون تاب‌آوری و مقاومت اقتصادی کشور بالا بود. مثل این می‌ماند که شما تصمیم سختی بگیرید و خود را واکسینه کنید اما این واکسینه کردن جلوی بیماری را می‌گیرد و هزینه دارد. حتی امکان دارد واکسن باعث ایجاد تب شود اما بدن را در مقابل بیماری مقاوم می‌کند. اقتصاد کشور نیاز به تصمیم سخت و اصلاحات ساختاری داشت اما متاسفانه برجام موجب شد بیش از اندازه امیدوار شویم و اصلاحات ساختاری انجام نشود و خیلی کند دراین مسیر حرکت کنیم واکنون درگیر بحران ارزی شویم. این درحالی است که ظرف 6 ماه بیش‌از 80 درصد ارزش پول ملی ما کاهش پیدا کرده است.

یعنی شما معتقدید که توجه صرف دولت به برجام برنابسامانی‌های اقتصادی دامن زده است؟

توجه دولت و مجلس به برجام بیش ازاندازه امیدوارانه بوده است.از یک فرصت خوب که می‌توانستیم برای مقاوم‌سازی اقتصاد ایران استفاده کنیم متاسفانه به‌آسانی گذشتیم و اکنون اقتصاد ایران درگیر چالش‌های اساسی شده است .

با توجه وضعیت نابسامان اقتصاد ایران ، چه درمانی برای بهبود این اوضاع وجود دارد؟

اگر واقعا دولت بخواهد دست به اصلاح ساختاری بزند می‌تواند از طریق بسته جامع اصلاحات ساختاری و نهادی جلوی این اتفاقات را بگیرد اما مدام تصمیمات اشتباه گرفته می‌شود. از دلار 4هزار و 200 تومان و افزایش نرخ سود در بهمن ماه  که تصمیم اشتباهی بود، بگیرید تا تصمیمات اشتباهی که مدام گرفته می‌شود.  

در کنار این موارد، خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های آمریما را هم باید اضافه کنیم.

تحریم‌های آمریکا که هنوز شروع نشده است.

بالاخره ترامپ اعلام کرده است که بعد از شش ماه تحریم‌ها را عملیاتی خواهد کرد.این درحالی است که اروپایی‌ها نیز بر سر دوراهی مانده‌اند و برخلاف وعده‌های داده شده مبنی برحفظ برجام معلوم نیست چه تصمیمی بگیرند؟  

اروپائیان قدرت اقتصادی زیادی ندارند و شرکت‌های اروپایی از دولت‌های آمریکا تبعیت نمی‌کنند. برداشت من این است که اروپا خیلی بدرد ما نمی‌خورد. تازه چین مناسبت‌تر است ولی آنها هم با واهمه‌هایی روبرو هستند. بعد از برجام به سمت اروپا کشش پیدا کردیم و این مساله برای ما گران تمام خواهد  از سوییر چینی‌ها اعتماد دوره قبل را به اقتصاد ایران نخواهند داشت.

حالا فکر کنید بعد از گذشت 6 ماه تحریم‌های آمریکا عملیاتی شود و اروپائیان نیز پایبند قول‌وقرارشان نباشند. دراین شرایط اقتصاد کشور دستخوش چه تغییر و تحولات جدی خواهد شد؟

من به شخصه طرح و پیشنهادهای زیادی دارم و اگر جای دولت بودم و اختیارات کافی داشتم می‌توانستم تصمیمات مناسبی برای بهبود وضعیت اقتصادی بگیرم. اما ایراد اصلی این است که ارکان دولت گاهی تصمیمات اشتباه می‌گیرند.گاهی با وقفه زمانی تصمیم می‌گیرند.چشم من از تیم اقتصادی دولت می‌ترسد. بنابراین در شرایطی که فشارها بیشتر می‌شود تصمیمات باید آگاهانه‌تر شود و  تدبیرها کافی باشد اما  دراین 6ماه تصمیمات اشتباه زیاد گرفته شده است.

این شرایط در حالی رقم خورده که نهادهای موازی همچون مجلس نیز فشارهای زیادی به دولت وارد می‌کند . این درحالی است که اخیرا در مورد لایحه CFT  مخالفت کردند و این لایحه برای مدت دو ماه مسکوت ماند. فکر می‌کنید این فشارها چقدر می‌تواند به ضرر اقتصاد کشور باشد؟

اگر دولت جدی باشد می‌تواند مجلس را کنترل و همراه کند. اما به‌نظر می‌رسد دولت با وقفه کارها را انجام می‌دهد. در جاهایی مجلس چون می‌بیند دولت سرعت لازم را ندارد، ورود می‌کند و در برخی جاها نیز فشارهای بی‌جا از سوی برخی نمایندگان به دولت وارد می‌شود و قوانین یا مقررات مناسبی اعمال نمی‌شود. دولت باید با جدیت وارد شود. هم‌اکنون بین سران قوا هماهنگی‌هایی صورت گرفته  اما اتفاق خاصی رخ نداده است. در حالی‌که اگر دولت طرح جامع و کاملی داشت می‌توانست هر سه قوه را مجاب کند تا درباره آن اقدام شود.

یعنی شما معتقدید دولت دست روی دست گذاشته و فقط منتظر آینده برجام مانده است؟

نه اینکه دست روی دست گذاشته باشد بلکه جاهایی تصمیمات اشتباهی می‌گیرد و در جاهای دیگر که باید زود تصمیم بگیرد دیر وارد می‌شود.خلاصه مثل این است که فردی دچار بیماری شود و پزشکان درمورد آن نظرات مختلف بدهند و ندانیم چه چه تصمیمی بگیریم. به‌بیانی دیگر در دولت یک بهم‌ریختگی وجود دارد. در بدنه دولت نیز اجماع و پختگی و تدبیر حداقل تا کنون مشاهده نشده است.

با این توضیحات،‌پیشنهاد شما دولت به روحانی چیست؟

طرح و بسته پیشنهادی در ذهن دارم که جای کار دارد.

این بسته پیشنهادی شما شامل چه مواردی است ؟

خلاصه بگویم که این بسته شامل آزادسازی دلار، افزایش یارانه دهک‌های پائین از محل آزادسازی دلار و توسعه نظام مالیاتی و تعریف پایه‌های مالیاتی جدید برای جلوگیری از سفته‌بازی در بازارهای غیر مولد و کسب درآمد از کانال این پایه‌های مالیاتی و تزریق به سمت پردخت بدهی‌های دولت است.  

 

 

 

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید