Iranian Agriculture News Agency
تلگرام اینستاگرام توییتر

گفت‌وگو با کشاورزان اصفهانی معترض به انتقال حق‌آبه‌ها به یزد

شغل بیش از ۹۰ درصد مردمان شرق اصفهان کشاورزی و دامداری است

ایانا-جامعه و فرهنگ-لیلا رزاقی: حکایت نان و آب است که به هم گره خورده و این روزها تبدیل به قصه زنان و مردانی شده که هویت‌شان با کاشت و برداشت خوشه‌های طلایی گندم و جو معنا پیدا می‌کند و جیره زندگی‌شان، وابسته به فروش همین خوشه‌هاست. یکی از آن‌ها می‌گوید: «اصلاً اسم اینجا گره خورده با سرنوشت ما... ورزنده‌ایم! یعنی کشاورز... یعنی کار دیگه‌ای از دست ما برنمیآد؛ یعنی این آب گره خورده به نونمون... از آبان‌ماه تا الان، هزار تومن هم درآمد نداشتم. الان به جایی رسیدم که پول خرید نون واسه خونه رو ندارم. بماند قسط عقب‌افتاده تراکتوری که خریدم، مریضی و خرج مدرسه بچه‌ها که زمین‌گیرم کرده. دیگه اعصابم نمی‌کشه این‌همه حرف زور رو تحمل کنم. هرچی آب شرب می‌خوان بدن به یزد ولی حق‌آبه کشاورزی من و همشهریامو نباید بگیرن. به خدا گناهه...!»

اخلالگر نیستیم

کشاورزان ورزنه‌ای بیش از دوماه است در سرمای زمستان، هر روز برای حق‌آبه‌ای که می‌گویند سهم‌شان از آبادانی این آب و خاک است تجمع اعتراضی برپا می‌کنند. برخی از آن‌ها هم تن به مهاجرت داده‌اند. «خیلی‌ها تو این چند سال که کشاورزی‌مون در نتیجه بحران آب آسیب‌دیده، از اینجا رفتن. اینجا حتی یه کارخونه نداره که من کشاورز فصلی که الآنم به خاطر بی‌آبی بیکارم، برم سر کار خرج زندگی‌مو دربیارم. جوونامون می‌رن یزد و اردکان و میبد تو کارخونه کار می‌کنن. جوونایی که خودشون زمین دارن اینجا. آبا و اجدادشون اینجان ولی خب زورشون نرسیده تا حالا حق‌آبه‌شون رو بگیرن و کشت رو رونق بدن...»

سهم‌خواهی کشاورزان از «حق‌آب»

از برگزاری تجمع و راهپیمایی اعتراضی و نوشتن طومار تا شکستن لوله‌های آب انتقالی زاینده‌رود به یزد. کشاورزان شرق اصفهان به‌ویژه منطقه ورزنه چند سالی است که به سیاست‌های به گفته آن‌ها مبهم انتقال آب به یزد و رکود کشاورزی معترض هستند. با وجود برخوردهای انتظامی با تجمع‌کنندگان، آن‌ها همچنان ایستاده‌اند تا به گفته خودشان، از «حق‌آبه» خود دفاع کنند. «حق‌آبه» سهمی است که این کشاورزان بابت زمین‌های کشاورزی از چشمه‌های اطراف این منطقه و زاینده‌رود زمانی خروشان! از آن برخوردار می‌شوند. با این حال مدتی است که به گفته آن‌ها این سهم به‌صورت قطره‌چکانی به زمین‌های آن‌ها سرازیر می‌شود و بخشی از آن به استان همسایه یعنی یزد می‌رود. در شرق اصفهان که شغل بیش از 90 درصد مردمان آن کشاورزی و دامداری است، چندان غریب نیست این حجم از اعتراض به انتقال بی‌رویه آب و نگرانی از بی‌آب ماندن زمین‌ها در پاییز آینده. وقتی ساختار سیاسی و اقتصادی از سال‌های دور سهم این خطه از زمین را کسب معاش از طریق کشت و زرع قرار داده و هیچ جایگزین دیگری برای گذران زندگی آن‌ها در نظر نگرفته، پیداست که سهم‌خواهی همچنان جایگاه خودش را در بین این مردم دارد. به گفته کشاورزان با توجه به کمبود آب پشت سد زاینده‌رود در سال جاری تاکنون آبی جهت کشت پاییزه برای کشاورزان این منطقه در نظر گرفته نشده و این مسئله نگرانی آن‌ها را برای سال آبی آینده تشدید کرده است. آن‌ها می‌گویند باید تضمینی وجود داشته باشد که آب زاینده‌رود برای پاییز آینده به زمین‌های آنها سرازیر شود.

 

همه سهم برده‌اند، الا حق‌آبه‌دار!

یکی از کشاورزان معترض که به گفته خودش در نتیجه اعتراضات چند سال اخیر به موضوع کمبود آب در این منطقه درگیری‌های قضایی پیدا کرده، در گفت‌وگو با ایانا به تشریح چرایی گسترده شدن اعتراضات کشاورزان شرق اصفهان می‌پردازد. او می‌گوید: «در طول سال‌های گذشته هرچه اعتراض کردیم و نامه نوشتیم کسی توجه نکرد و امروز دایره این اعتراضات گسترده‌تر شده، چون فهمیدیم تو پاییز از آب خبری نیست. حدود 90 درصد افرادی که اینجا زندگی می‌کنن، کشاورز و دامدارن. هر کسی هم که مشغول کاسبیه باز هم از کنار رونق کشاورزی امرارمعاش می‌کنه. برای اینکه اگه آب باشه ما از تراکتور برای زمین استفاده می‌کنیم و تراکتور هم گازوئیل و بنزین نیاز داره. چرخ پالایشگاه‌های کشور رو همین کشاورزها به کار می‌اندازن. اگه لاستیک بخوان، کارخونه‌های لاستیک‌سازی منتفع می‌شن. قطعه‌سازی و پتروشیمی از کنار رونق کشاورزی نون میخورن و اگه کشاورزی رونق نداشته باشه اون‌وقت باید نفت خام بفروشیم و بعد التماس کنیم که آخرش جنس بنجل چینی و هندی بهمون بدن.»

او درباره این ادعا که تنها آب شرب به یزد منتقل می‌شود و این آب تنها درصد کمی از میزان آب انتقالی را دربر می‌گیرد، می‌گوید: «تونل دوم آب کوهرنگ، چشمه لنگان و خدنگستان متعلق به دولته و در سال‌های نرمال 440 میلیون مترمکعب آورده آب داره. ما می‌گیم دولت هرکاری بخواد می‌تونه با این آب بکنه و به هر بخشی می‌خواد بده، اما نباید در میزان آب دریافتی کشاورز حق‌آبه‌دار، تصرفی صورت بگیره. تونل اول کوهرنگ و چشمه دیمه متعلق به کشاورزان حق‌آبه‌دار است و در سال‌های نرمال 1280 ملیون مترمکعب، آورده آب دارد!» در میان حرف‌هایش، به سندهای به‌جامانده از دوران قدیم و شیخ بهایی و سند آب کوهرنگ اشاره می‌کند که نشان می‌دهد، حق‌آبه‌داران از آن دوران‌ها در این آب سهم داشته‌اند. «طبق طومارهای شیخ بهایی و سندهای آب کوهرنگ که پول داده‌ایم بابت کندن تونل، این آب کشاورزی که زمینمون رو حاصلخیز می‌کنه حق ماست و باید بهمون برسه.»

 

ابهام در سهمی که اشتراکی‌ها می‌برند

به گفته این کشاورز، علاوه بر کشاورزهای حق‌آبه‌دار، کشاورزانی هستند که به آن‌ها کشاورز اشتراکی می‌گویند. این اصطلاح به گفته او به کسانی اطلاق شده که با امتیازاتی در این منطقه ساکن شده‌اند و در بحران به‌وجودآمده در نتیجه انتقال آب سهیم هستند. «این کشاورزا یا بازنشسته هستن و جزو کارکنان دولت و ارگان‌های دیگه‌ان یا به هر حال دارای امتیازات خاصی هستن. با پول بیت‌المال، تراکتور دولتی اومده زمین‌ها رو براشون صاف کرده و وزارت نیرو هم آمده، دست‌اندازی کرده به آب حق‌آبه‌دارها و کانال‌کشی کرده برای اینا. این آب داره به ناحق برای اونا می‌ره...»

علاوه بر این‌ها چنان‌که این کشاورز می‌گوید؛ تونل سوم کوهرنگ هم که قرار بوده، راه‌اندازی شود «هنوز افتتاح نشده و 18 سال است که دولت از حجم سد به صنایع، فولاد و ذوب‌آهن و دیگر بخش‌ها به عناوین مختلف (شرب و...) آب فروخته است.»

«ما با یزد پدرکشتگی نداریم که. ما می‌گیم از 18 سال پیش یعنی سال 79 که آب رفته یزد، قرار بود تونل سوم افتتاح بشه؛ یعنی جابه‌جایی آب صورت بگیره. تا چند سال پیش که آب بود، مشکلی نداشتیم. می‌گفتیم حالا که مهمون اومده سر سُفرمون ازش پذیرایی می‌کنیم، اصلاً یه سهمی هم اون ببره، اما الآن جوری شده که می‌بینیم دارن ما رو از خونه خودمون هم می‌ندازن بیرون. سهم آب کلاً رفته برای اونا. اگه این 18 سال، چند سالش آب بوده و مشکلی نبوده مابقی آبی که یزد در طی این سال‌ها برده باید تعیین تکلیف بشه. یزد باید هرچه آب خریده، همین آب را به حوزه زاینده‌رود وارد کنه و هرچه آب برده همون آب رو به لیتر به منِ کشاورز تحویل بده. آن‌وقت وقتی حسابش صاف شد، یک لیوان آب بیاره یک لیوان آب ببره... وگرنه از رودخونه ما حق بردن آب رو نداره...»

 

آب شرب را به هرکه می‌خواهند بدهند

کشاورزان می‌گویند، بحث آب شرب اساساً یک بحث حاشیه‌ای است که در این بین مطرح می‌شود و آن‌ها به‌طور کلی مشکلی با انتقال آب شرب ندارند، ولی آنچه مسئله اصلی است تجمیع آب شرب با سهم کشاورزان حق‌آبه‌دار است که به گفته آن‌ها در سال‌های اخیر به‌صورت یک‌جا به یزد منتقل شده و کشاورزی آن‌ها را با بحران روبه‌رو کرده است. یکی دیگر از کشاورزان معترض در این رابطه می‌گوید: «مسئولان میگن، آب شرب مردم به خطر می‌افته و مردم باید صرفه‌جویی کنن. درحالی‌که اصلاً بحث ما آب شرب نیست.»

این کشاورز ادامه می‌دهد: «مصرف روزانه یک نفر 130 تا 150 لیتره. خب جمعیت یزد را برای هر نفر حساب کنند و از حجم سد، سهم آب شرب یزد رو بهشون بدن. به همین ترتیب آب شرب ورزنه و اصفهان، قم و جاهای دیگه رو هم محاسبه کنن. بعد حق‌آبه من کشاورز رو هم بهم بدن... ذوب‌آهن هم اگه سهم آب داره بهش بدن. چرا چرخ صنعت باید بچرخه و یک درصدم کمبود نداشته باشه، ولی من کشاورز باید به این وضع بیافتم و همه چیزم صفر بشه.»

 

مهاجرت در پی بیکاری

کشاورزی یک کار فصلی است. با این حال کشاورزان می‌گویند حتی یک کارخانه در ورزنه وجود ندارد که آن‌ها در ایام بیکاری در آن مشغول به کار شوند. همین مسئله باعث شده در سال‌های گذشته که بحران آب جدی‌تر شده، بسیاری از زمین‌داران و دهقانان این مناطق مهاجرت کنند و برای کار به شهرهای اطراف نقل‌مکان کنند. یکی از کشاورزان در این رابطه می‌گوید: «ورزنه حتی یک کارخانه هم ندارد که منِ کارگر فصلی در ایام بیکاری در آن مشغول به کار بشم. یا اگر زمینم را از دست دادم شغل دیگری برای تأمین درآمدم داشته باشم. هرچه هست و نیست همین زمین‌هاست. طی این سال‌ها، خیلی از جوونا از اینجا مهاجرت کردن. رفتن یزد، اردکان و میبد تا تو کارخونه‌های اونجا مشغول به کار بشن، ولی اون‌ها که سنشون بالاتره و نمی‌تونن وارد کارخونه‌ها بشن چیکار باید بکنن؟»

کاشت گندم، جو و پنبه محصولاتی است که در این منطقه از شرق اصفهان کاشته می‌شود. کشاورزان می‌گویند: «اگر حق‌آبه برسد و بحران آب وجود نداشته باشد حتی چغندر هم می‌شود در این زمین‌ها کاشت. ما در این سه سال تنها 10 تا 20 درصد زمین‌هایمان را زیر کشت برده‌ایم و باقیش بلااستفاده شد. گندم و جو می‌کاریم. اگه حق‌آبمون رو 100 درصد بهمون بدن ما در طول سال می‌تونیم هم گندم بکاریم، هم جو، هم چغندرقند ولی نمی‌دن که. یه سهم کمی آب بهمون میدن اونم به زور تراکتور، یعنی ما هر موقع که تراکتور گذاشتیم به زور تونستیم یه چکه آب بگیریم.»

 

درآمد که نباشه، خرید نان هم مشکله!

این کشاورز درباره منابع درآمدی‌اش بعد از بحران به‌وجودآمده برای کشاورزی در این منطقه می‌گوید: من از آبان‌ماه تا حالا یه ریال منبع درآمد نداشتم. دوتا تراکتور دارم که یکیش مال بابامه و تو یک‌سوم سهمش، سهیم هستم و یکی دیگه که بزرگ‌تره رو قسطی خریدم. مجبور شدم براش وام بگیرم و سالی 16 میلیون تومن باید قسط بدم که الآن مدتیه قسطش عقب افتاده. الآن که دارم باهاتون حرف می‌زنم به وضعیتی رسیدم که پول خرید نون ندارم. پارسال این موقع آب تو رودخونه بود و ما می‌رفیتم سر زمین و تا شب 200، 300 تومن کار میکردیم. 100 تومنشو من برمی‌داشتم، 200 تومنشو می‌دادم به بابام و اموراتمون می‌گذشت. الآن نه من پول دارم، نه بابام.

کشاورزان ورزنه‌ای می‌گویند، در تاریخ 10 خردادماه سال 1396 خروجی سد برای مصرف کشاورزی قطع شده و در این میان کشاورز حق‌آبه‌دار شرق اصفهان، آبی برای کشت زمین‌های کشاورزی‌اش دریافت نکرده است. آن‌ها می‌پرسند آبی که سهم ما بوده و از سد خارج شده کجا رفته؟ «از اول مهر امسال تا اول مهر سال آینده را سال آبی (زراعی) می‌گویند. حال سؤال این است! به مدت پنج ماه و چهار روز تمام بخش‌های مصرف (شرب اصفهان و ذوب‌آهن و فولاد مبارکه و صنایع و آب انتقالی به یزد به اسم شرب و دیگر مصارف کشاورزی و باغی بالادست) آب را به‌صورت 100 درصد گرفته‌اند! سهم ما کشاورزان شرق اصفهان کجاست؟!»/

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید