Iranian Agriculture News Agency
اینستاگرام توییتر


آی اسپورت - هفته قبل بود که زدن قرارداد با آدیداس، از یک گروه تلگرامی آغاز شد و یکی از روزنامه نگارهای قدیمی ورزشی که این روزها در حوزه دیگری فعالیت می کند ، آدیداس را "برندی صهیونیستی" دانست که تمام منافعش برای بیگانگان است و برای ایران بد است با چنین برندی کار کند!

این گذشت. دو سه روز بعد حملات آغاز شد. افشاگری این خبر که لباس های آدیداس از این شرکت خریداری می شوند و اینکه آدیداس در حقیقت اسپانسر تیم ملی ایران نیست، موج جدیدی از انتشار اخبار و تحلیل ها را علیه این برند معتبر جهانی در پی داشت.

در مورد برند آدیداس باید دو نکته را از هم جدا کنیم. اینکه تیم ملی ایران لیاقت دارد تا بهترین برندهای جهانی را بر تن کند و در مسابقات با مدرن ترین لباس ها و تجهیزات و بهترین کفش ها و با تدارکاتی شایسته به میدان برود. این را باید جدا بدانیم از قصه اینکه فدراسیون باید چگونه قرارداد ببندد.

بیانیه دیروز فدراسیون - که مشخصا به خامه قلم دوست کهنه کار رسانه ای مان مزین بود - البته شاید توپ را به زمین دولت و دستورالعمل های وزارت صنت و معدن برای عقد قرارداد با شرکت های خارجی بیندازد، اما کافی نیست. اینکه فدراسیونی که برای دریافت بودجه از کی روش می خواهد تا «مستر پرزیدنت» را تحت فشار قرار دهد،این توانایی ها را هم باید داشته باشد که مصوبه ای از هیات دولت بگیرد و این معضل را برطرف نماید. وقتی رییس جمهوری حاضر می شود در مورد یک مساله باشگاهی مثل معضل مهدی طارمی، به همتای ترک خود رو بزند، چرا در مورد یک مساله ملی از او کمک نخواهیم؟

جالب اینجاست که برای عقد قرارداد با برندهای ناشناخته یا درجه دوم و سومی مثل جیووآ کوچک ترین مشکلی نیست و حتا کیفیت افتضاح لباس ها مانع از عقد قراردادهای طولانی مدت نمی شود اما به برندهای جهانی که می رسیم ناچاریم دست به عصا راه برویم. فدراسیون فوتبال زمان کافی و ارتباطات لازم برای طرح مساله در هیات دولت و مذاکرات با وزارت صنایع و معادن را داشته و اینکه حالا بخواهند این مساله را اینگونه توجیه کنند، قابل قبول نیست.

اینکه تیم ملی به کدام برند خارجی کار کند، مسئله اصلی نیست. مساله اصلی این است که فدراسیون حتا تدبیر و دوراندیشی لازم را ندارد تا خود شفافیت داشته باشد و مضمون و شیوه عقد قرارداد با آدیداس را برای رسانه ها توضیح دهد تا هم فشار افکار عمومی را بر مراجع اثرگذار افزایش دهد و هم اینکه بهانه افشاگری را از دست منتقدان بگیرد.

اگر واقعیت ماجرای آدیداس همین بود که در بیانیه دوست سخنورمان آمد، چرا هنگام عقد قرارداد این موضوع رسانه ای نشد!؟ دست کم اینکه باور می کردیم کاسه ای زیر نیم کاسه نیست. نکته دیگر اینکه تیم ملی در این شرایط مالی، می توانست با برندهای دیگر قرارداد ببندد و درآمدزایی در حد یک تا دو میلیون یورو به دست بیاورد و با همین پول دو تا سه دیدار تدارکاتی با تیم های بزرگ اروپایی را رقم بزند. می شد با چنین پولی سمت سوییس و اتریش و بوسنی و ترکیه و چک و کرواسی و کشورهای مشابه رفت و حتی اروگوئه و اکوادور و کاستاریکا و مکزیک را به تهران یا کشورهای دیگر فراخواند.

یک تا دو میلیون یورو و کمی هم خلاقیت تبلیغاتی برای رونمایی از پیراهن های جدید با برندی که حاضر به پرداخت پول بود، می توانست به تیم ملی کمک شایان توجهی داشته باشد. قرارداد مشروط با آدیداس را هم، می شد برای بعد از جام جهانی گذاشت و آگاهانه لباس گمنام تر را با مسابقات دوستانه تعویض کرد! دوستان حتی به چنین کاری هم تن نداده اند و نتیجه اش می شود انتقاد رسانه ها از وضعیت آماده سازی تیم ملی. یادمان باشد اینکه آدیداس بر تن داشته باشیم اما دل به کشورهای درجه سوم خوش کنیم، کمکی به ارتقای توان تیم ملی نمی کند.

دوستان عزیز در فدراسیون مساله را کاملا اشتباه گرفته اند. شفافیت به موقع می توانست به تیم ملی کمک کند تا امروز زیر بار چنین انتقاداتی نباشند. از سوی دیگر انتخاب یک برند گمنام تر به عنوان اسپانسر هم می توانست برای تیم ملی فرصت طلایی چند بازی را به ارمغان بیاورد. از دوستان خیابان سئول تقاضا داریم کمی بیشتر به فکر شفافیت باشند تا نیازی به توجیه کردن افکار عمومی نیابند.

انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید