Iranian Agriculture News Agency
تلگرام اینستاگرام توییتر
واکنش منفی مردم به ماجرای «ژن خوب» که استعاره ای است از انتصابات بر پایه انتسابات ابعاد گسترده تری گرفته و حساسیت به روابط فامیلی صاحب منصبان فزونی یافته و در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی اخبار متفاوتی در این باره منتشر می شود و البته راست و دروغ به هم آمیخته است و کاربران باید مراقب باشند هر خبری را نفرستند.

به لحاظ شرعی هم مسؤولیت دارد. کما این که محمد رضا قرائتی مشاور وزیر کار و رییس مرکز روابط عمومی وزارتخانه توضیح داده فرزند حجت الاسلام محسن قرائتی نیست و رییس ستاد اقامه نماز اساسا فرزند پسر ندارد.

در موارد دیگر اما کمتر شاهد تکذیب بوده ایم و قراین نشان می دهد غالبا درست است و البته منظور این است که اصل انتساب درست است و گر نه چه بسا بعضا شایستگی هم داشته باشند.

حساسیت به انتصابات بر اساس روابط خانوادگی یا نفوذ و موقعیت سیاسی به چند دلیل است:

نخست این که یک فارغ التحصیل بیکار دانشگاه با رتبه خوب نمی تواند باور کند که فرد موصوف به صرف شایستگی و تخصص عهده دار این مسؤولیت شده چرا که خود را نیز واجد همان ویژگی ها می داند در حالی که ازاین نخیل خرمایی به او نمی رسد.

دوم به این خاطر که تبعیض جلوه ای از تحقیر است و یکی از عوامل انقلاب ها به شمار می آید. عباس عبدی مجموعه مقالات سیاسی خود درباره انقلاب1357 را با عنوان «انقلاب علیه تحقیر» منتشر کرده است.

هیچ حسی تحریک کننده تر از تبعیض و تحقیر نیست تا جایی که گفته می شود ظلم بالسویه هم عدل است.

تبعیض حتی در پاداش هم آزار دهنده است. مثلا در یک بنگاه خصوصی اگر به هر یک از کارکنان یک میلیون تومان پاداش داده شود اما یک نفر استثنائا 500 هزار تومان بگیرد به جای خوش حالی از نیم میلیون اضافه بر حقوق می رنجد از این که چرا نیم میلیون کمتر گرفته است.

یعنی آن قدر که از اصل تبعیض یا احساس تبعیض آزرده شده از پاداش خرسند نیست و چرا تبعیض آزارنده است چون در آن تحقیر مستتر است و کیست که تحقیر را تاب آورد؟

ماجرای «ژن خوب» از آنجا شروع شد که فرزند نماینده تهران در توضیح یا توجیه موفقیت های اقتصادی یا کسب موقعیت در پاره ای امتیازات به «ژن خوب» خود اشاره کرد و از آن پس به یک اصطلاح طعنه آمیز تبدیل شد تا برای هر آقازاده ای که از رانت سیاسی یا اقتصادی بهره می برد یا گمان می رود که می برد به کار می رود.

البته به کار گیری این تعبیر برای همه مذموم نیست. چندان که اگر خبرنگاری از همایون شجریان بپرسد که راز توفیق و صدای خوش او چیست و پاسخ دهد ژن خوب، عیبی ندارد و پذیرفتنی است و حمل بر تواضع و فروتنی و احترام به پدر می شود اما وقتی صحبت از امکانات و نه هنر و توانایی شخصی است قصه تفاوت می کند.

اگر مثلا پرسیده می شد که راز موفقیت تحصیلی شما چیست و می گفت به پدر و مادرم رفته ام باز عجیب نبود اما بحث پول و اقتصاد که به میان می آید قابل قبول نیست و حمل بر رانت جویی یا رانت خواری و دست کم احساس تبعیض می شود.

وجه سوم این است که از بام تا شام ادعاهای مختلف می شنویم و مهم تر و تکراری تر از همه این که مدیران مختلف قصد خدمت دارند. اما اگر قصد خدمت دارند و زحمت می کشند چرا فرزندان خود را برای تصدی مناصب مختلف سفارش می کنند؟

عصر ایران؛ مهرداد خدیر: در نمایش «هزاران شلاق» که این شب ها در تماشاخانه ایرانشهر بر روی صحنه است یکی از پرسوناژها و گویا از زبان اسبی که به حاکمان مختلف سواری داده و شلاق خورده به صاحب منصبی می گوید: اگر شما نوکر مردم هستید پس چرا این قدر خودتان نوکر و خدم و حشم دارید؟ او راست می گوید. نوکر که نوکر ندارد!

حالا به این جماعت می توان گفت اگر قصد خدمت دارید چرا فرزندان و بستگان را اینجا و آنجا سفارش می کنید و اگر آنها نیز قصد خدمت دارند آیا این کار فقط در رده مدیر کلی و ریاست میسر است؟

با این حال همه را نمی توان به یک چوب راند. انتقاد باید تنها به سبب سفارش و انتصاب خارج از قواعد باشد و صرف روابط خانوادگی به منزله شایسته نبودن نیست.

این قاعده خاصه درباره نمایندگان مجلس یا شوراها که با رأی انتخاب می شوند صدق می کند.

به این نکته هم باید توجه داشت که گاه دو نفر چه بسا ابتدا همکار و همفکر باشند و بعد فامیل شوند. در این حالت دیگر نمی توان گفت به خاطر نسبت خانوادگی منصوب شده است.

استثنای دیگر مسؤولیت های علمی است. امام خمینی به تقاضای اولین رییس جمهوری برای سپردن نخست وزیری به مرحوم حاج سید احمد خمینی پاسخ منفی داد و نوشتند: بنا ندارم منسوبان من عهده دار مسوولیت هایی از این دست شوند (نقل به مضمون).

داماد امام اما سال ها رییس یک موسسه پژوهشی دولتی بود. اما این دیگر رانت نبود چون اگر قرار بر رانت بود مرحوم دکتر بروجردی می توانست وزیر علوم شود نه این که در گوشه ای به کار فرهنگی و علمی مشغول شود و تازه منشأ خدمات و خیراتی بود که از دیگران بر نمی آمد. مثلا دکتر ناصر تکمیل همایون را پس از دوران زندان و در حالی که مجال تدریس در دانشگاه را نداشت به استخدام موسسه متبوع خود درآورد.

یا وقتی منسوبین عهده دار امور خیریه یا فرهنگی یا ورزشی می شوند می توانند از این ارتباط برای پیش برد کار استفاده کنند و جامعه هم این نکته را نیک در می یابد و شاید این توضیح ما هم ضرورتی نداشته باشد. کما این که قضاوت مردم نسبت به مناصب فرزندان مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در قیاس با خود فرزندان هم متفاوت بود.

هیچ کس خُرده نمی گرفت که چرا دختر ارشد ایشان عهده دار بنیاد بیماری های خاص است چون اولا انتفاعی نبوده ثانیا بسیاری از گره ها را از طریق نفوذ پدر می گشوده یا دیگری که ورزش بانوان را بر عهده گرفت اما وقتی صحبت از پروژه های اقتصادی می شود فارغ از قضاوت درباره ماهیت پرونده واکنش ها متفاوت بود.

یا در انتخابات اخیر دیدیم که مردم تهران به محسن هاشمی بالاترین رأی را دادند. او سال ها مدیرعامل مترو بوده و در انتصاب او قطعا انتساب دخالت داشته اما از این نسبت برای پیش برد کار استفاده کرده است. ضمن این که سمت کنونی او - ریاست شورای شهر- دیگر به روابط خانوادگی نسبت داده نمی شود.

غرض از طرح این مثال ها این است که مردم اتفاقا می دانند کجا انگشت بگذارند و هر نسبتی را هم رد نمی کنند.

این که یک برادر رییس جمهور باشد و برادر دیگر با رأی مردم نماینده مجلس شود اشکالی ندارد.

اما این که دیگری نماینده باشد و فرزند او به صرف این ارتباط و با سن زیر سی سال بخشدار فلان منطقه شود اشکال دارد. خیلی هم اشکال دارد.

بنا بر این نیاز به توجیه نیست چون کاملا پیداست که چه کسی بر پایه قابلیت ها بالا رفته و چه کسی به صرف روابط؟

منظور از تقبیح هم مواردی است که فرد شایستگی ندارد و منهای انتساب خانوادگی موقعیتی نمی یافت.

شاعر طنز پردازی بر اساس شعر مشهور سعدی درباره «زن خوب» نوشته است: سعدی علیه الرحمه می فرماید:

زنِ خوب و فرمان بر و پارسا / کند مرد درویش را پادشا

و خود سروده است:

ژنِ خوبِ فرزند بی دست و پا / کند مرد درویش را پادشا!

در مورد خاص مبدع اصطلاح «ژن خوب» البته شاید فرزند موصوف ، بی دست و پا نباشد ولی مواردی که فرزندانی واقعا بی دست و پا هستند و به صرف رابطه خانوادگی موقعیتی به انان سپرده شده کم نیست.

خواننده این سطور احتمالا خواهد گفت به جز این شعر متفاوت بقیه را می دانستیم و اگر نمی دانستیم که هشتگ راه نمی انداختیم.

غرض از این نوشته اما یک پیشنهاد یا تأکید بر یک ضرورت است: تصویب قانون ضد خویشاوند سالاری.

می توان قانونی تصویب کرد تا چنانچه روشن شود فردی به صرف خویشاوندی عهده دار مقام و منصبی شده کنار گذاشته شود. این قانون البته ظرایف خاص خود را دارد ولی اصل طرح و تصویب آن موج مثبتی در جامعه راه می اندازد.

این کار را هم نمایندگان با ارایه طرح می توانند انجام دهند و هم دولت می تواند لایحه بدهد. طرح یا لایحه ای با این مضمون در صورت تصویب نه مغایر قانون اساسی است نه شرع و تأیید آن از جانب شورای نگهبان هم امری محتمل است و به عنوان قانون می تواند تبعات مثبتی داشته باشد و گر نه « ژن خوب» در فضای مجازی همه جا را می کاود و رابطه ها مخفی نمی مانند...
انتهای پیام

دیدگاه تان را بنویسید